واقعیت عريان نظام بین الملل!
اتفاقاتی که سالهای اخیر در عرصه نظام بين الملل در حال رخ دادن است، نمایانگر واقعیت نظام موجود بين المللی بوده و در عريان ترين شکل در حال نمایش حقیقت ذاتی خویش است. حقیقتی که در کتابهای درسی حقوق بين الملل و روابط بینالملل و با گذراندن واحدهای درسی این رشته تحصیلی و یا با مطالعه منشور سازمان ملل متحد هیچ وقت نمیتوانیم آن را فهم کنيم.
با نظام بين المللی عمیقا متوحش و جنگلی مواجه ایم. دنیایی پر از دروغ های بزرگ. سرشار از خدعه و فریب. نظام منحط بینالمللی که آواره شدن و از بین رفتن دهها هزار نفر انسان در فلسطین پشیزی برایش ارزش ندارد! به قول آن شبه اندیشمندشان این انسانها در وضع طبیعی به سر میبرند و نه وضع مدنی، پس هرچه بر سرشان بيايد حقشان است!
انحطاط و سقوط تمام ارزشهای اخلاقی و انسانی را شاهدیم. شعار حقوق بشر سر میدهند و تنها چیزی که برايشان ارزشی ندارد بشر است. شعار علم گرایی و طرفداری از نخبگان علمی سر میدهند اما از هزاران کیلومتر آنطرف تر جنگنده بلند میکنند و در قلب تهران خانه یک استاد دانشگاه را هدف قرار میدهند!
شعار دموکراسی سر میدهند و بیشترین کودتاها و انقلاب های رنگی را با افتخار در کشورهای گوناگون به اجرا درآورده اند. چرا؟ تنها به این دلیل که آن فرد مستقر در قدرت که مورد اقبال مردم بوده است منافع ما را تامین نمیکند، پس باید برود. دموکراسی به شرط چاقو! شعار منع استفاده از سلاح هسته ای و سلاح های کشتار جمعی سر میدهند اما خودشان تنها استفاده کنندگان از این سلاح های خانمان سوز و نابود کننده انسانها در تاریخ معاصر هستند!
شاید نسل ما اگر اتفاقات چند سال اخیر را نمیدید و تجربه نمیکرد هنوز هم غرق خزعبلات لابهلای کتابها بود و فکر میکرد دنیا بر مدار حرف های قشنگ وحشی ترین انسانها میچرخد! در جنگلی بدون روتوش به سر میبریم که رسما رئیس جمهور قانونی یک کشور طی یک عملیات نظامی و امنیتی دزدیده میشود و رئیس جمهور کشور مجری این اتفاق جنگلی با افتخار نشست خبری میگذارد و باقی کشورها را هم تهدید میکند و کل نظامات سیاسی و حقوقی دنیا هم صرفا نظاره گرند! تفرعن جنگلی شياطين استکباری بر دنیا چیرگی یافته و هیچ حد و مرزی برای خود متصور نیستند و همه را بنده خود میخواهند!
حال توسط چه کشوری این مهم رخ میدهد؟ کشوری که ادعای دموکراسی و آزادی خواهی اش گوش فلک را پر کرده است! استعمار و تفکر استعماری، زیست سیاسی اش همیشه همین بوده و روزی با آلنده و رضاخان و لومومبا و روزی دیگر با مصدق و چگوارا و مادرو هر کاری دلش بخواهد انجام میدهد و کک کسی هم در این نظام مسخره بين المللی نمیگزد! استکبار و استعمار رسما دریدگی خود را به نمایش میگذارند و ملتها را سلاخی میکنند.
مادرو دیشب در جلسه غیرقانونی دادگاه جنگلی خود به صراحت از جایگاه قانونی خود دفاع کرد و گفت من همچنان رئیس جمهور قانونی ونزوئلا و یک اسیر جنگی هستم. در تاریخ ثبت شد که چگونه رژیم جنگلی ایالات متحده تمامی اصول و بدیهیات حقوق قانونی یک کشور را به سخره گرفت و مادرو را به جرم تامین نکردن منافع آمریکایی ها به پشت میز محاکمه ای دروغین کشاند! اتفاقی که حتی صدای دوستان انگلیسی و فرانسوی و برخی همراهان آمریکایی ها در حوزه آمریکای لاتين را هم درآورد!
در این نظام جنگلی و استکباری عنصر تعیین کننده فقط و فقط قدرت است. اگر میخواهی زنده بمانی و گرگ های درنده جنگل نظام بین الملل قورتت ندهند چاره ای نداری جز قوی شدن. قدرتی توأمان؛ اقتصادی، نظامی و سیاسی و البته مردم پایه. تجربه آنچه بر سر سوریه، لیبی و امروز ونزوئلا آورده اند مقابل دیدگانمان است. باید عبرت گرفت و ضعف ها را هر چه سریعتر اصلاح کرد. سياست خارجی بازتاب سياست داخلی است. اقتدار بیرونی حاصل همراهی درونی مردم و اجرای سیاست های دقیقی اقتصادی و سیاسی و…است.
بعد از اینهمه تجربه تاریخی باید اراجيف شبه علم برخی مدعیان روشنفکری و غربزده را محکم به دیوار زد. عناصر متوهم مسلک و رمانتیک اندیش! فانتزی باورهای واقعیت گریز! کسانی که هنوز هم دچار کج فهمی عمیقی از صحنه روابط بینالملل هستند و باز هم دم از مذاکره و سازش و خلع سلاح و عقب نشینی میزنند! متوهم بودن از سر و روی قلم و گفتار این احمق های سیاسی میبارد، نه درکی از تغییر نظم بینالمللی دارند و شناختی از ماهیت و ذات استکبار آمریکایی!
رویشان نمیشود وگرنه صریحا حرف نهان در قلب و ذهن خویش را میزدند؛ تسلیم. باید زانو زد و تسلیم شد. نسخه حقیقی این متوهمان تسلیم است و اساسا در اندیشه شان استقلال معنایی ندارد و استعمارزدگی تحمیق شان کرده و له له میزنند برای لحظه تسلیم و تجزیه قطعی ایران. امروز وقت رسوایی آبرو و ادعای چند دهه ساله جریان مدعی روشنفکری است و نباید یقه این حراج زنندگان به منافع ملی را رها کرد.

