روز هشتم اگر چه جشنواره یک فیلم قابل قبول و فیلمی بی اذیت به خود دید ولی بیش ازاین فرصتی شد برای نقد عملکرد مدیران بیتدبیری که در هنگام پول پاشی کمترین تضمینها را برای ایستادن فیلمسازان پای اثرشان دریافت میکنند. یعنی مهمترین موضوع استراتژیک مطرح شده دراین روز، در پی عدم شرکت رسول صدر عاملی در نشست فیلمش بود. رسول که چند روز هم مدیران جشنواره و موسسه تصویر شهر را سر کار گذاشته بود و فیلمش در جدول نمایش جا به جا شد، بازهم پس از نمایش فیلم به پردیس ملت نیامد تا این اتفاق فرصتی برای نقد عملکرد مدیران موسسه سرمایهگذار باشد، خصوصا شخص خانم «پیرکاری» در مقام مدیر عامل موسسه تصویر شهر که روز بدی برای ایشان رقم خورد.
مرسوم است که در سینمای مهم جهان، (هنگام عقد قراردادها)، عوامل اصلی را متعهد میکنند که تا جای لازم پای هر مراسم و فعل تبلیغاتی فیلمشان باشند، درحالی که در اینجا مدیران بیتوجه به گرفتن چنین تعهداتی، در پساتولید فیلم، عملا عوامل خود را بینیاز از حضور در کنار فیلم میبینند. از همینرو نیامدن رسول صدر عاملی و بقیه عوامل (به جز تهیه کننده) به نشستفیلمش، یک نقطه تاریک و ضعفی غیرقابل چشم پوشی در ساخت پروژهای است که سرمایه قابل توجهی برایش هزینه شده است.
امابحث محوری و همهگیری که همه حاضرین در نشستهای پرسش و پاسخ فیلمها (علیرغم شرکتشان با لباس مشکی) مطرح میکنند، چرایی حضورشان در جشنواره است. این وضعیت در بسیاری موارد منجر به نقد و جملههای تند به جبهه مقابل و مخالف خارج نشین که زامبیوار انها را تحت فشار نیامدن قرار میدهند نیز میشود. یکی دیگر از موضوعات پررنگ مطروحه، توجه به صحبتهای گلشیفته فراهانی است. او که اخیرا علیه شاهزاده و امریکا موضع گرفت و خطاب به مردم ایران گف اجازه ندهیم کشورمان مورد تاخت و تازه غریبه قرار گیرد و … حالا با استقبال سینماییها روبرو و حتی این موضوع به سطح نشستها هم کشیده شد.
بگذریم و ببینیم فیلمها چی بودند.
فیلمی پر غلط؛ زندگی کوچک کوچک کوچک
فیلم «زندگی کوچک کوچک» به کارگردانی امیر حسین ثقفی کاری خاص و در راستای سبک و سیاق فیلمهای قبلی ثقفی است که در قالب اثار کم هزینه یا به اصطلاح لوباجت ساخته شده است. تولید فیلمهای کم هزینه در شرایط کنونی اقتصادی و افزایش سرسامآور هزینه تولید، میتواند یک راهبرد جدید باشد که حتی بخش خصوصی را به خود معطوف کند، مشروط براینکه درست و جذاب ساخته شود، نه مانند این فیلم که به دلیل ضعفهای مبرهن، مخاطب را فراری و هر سازندهای را منصرف سرمایهگذاری کند.
روایت مغشوش، غلطهای زیاد تکنیکی و ناتوانی فیلمساز در طرح و بسط و گسترش مضمون مهم و پیام قابل تاملی است که مد نظرش بوده است. فیلم بعید است که حتی مورد اقبال مخاطبان خاص داخل و نیز فستیوالهای خارجی قرار گیرد.
پرتره سینمایی قابل قبول؛ جانشین
فیلم «جانشین» ساخته مهدی شاهمحمدی مانند کار قبلیاش، مجنون، اثری در گونه دفاع مقدس با قالب زندگینامهای است. فیلم یک شهید «حسین املاکی» معروف به همت گیلان خوبی دارد. در فیلم جانشین برخلاف فیلمهای ازاین دست در سالهای اخیر، منجمله در همین جشنواره، دشمن قابل شناسایی و ماموریتها معلوم و آدمهای فرعی قابل لمس هستند.
رزمندگان صرفا آسمانی و دست نیافتنی نیستند، بلکه اشتباه میکنند، خطا دارند، اما حماسه هم میآفرینند. البته فیلم ساختاری دو پاره دارد ، انگار که دو فیلم میبینیم با یک تک تیرانداز جذاب که از نظر شخصیتی پرداخت نشده و فیالبداهه و بدون کار ذهنی راهی جبهه میشود.
جلوههای ویژه پذیرفتنی است. نکته مغفول فیلم ساختن شهادت طلبی رزمندگان است که گویا چنین قهرمانهایی میرفتند تا تعمدا خود را شهید کنند.
نیمی از پایتخت ایران ؛ قایق سواری در تهران
فیلم «قایق سواری در تهران» ساخته رسول صدر عاملی فیلمساز قدیمی است. گرایش غالب فیلم این است که مخاطب را اذیت نمی کند و شیرینیهایی هم دارد ولی معلوم نیست برای چی ساخته شده است. داستان کم بنیه فیلم روایتی از ترافیک تهران در شب عید است.
شخصیت اصلی در کنار چند نفر دیگر قرار است برای کاری در شهر جا به جا شوند، اما این اتفاق فقط در شرق و غرب تهران نمود دارد، نقد کمرنگ بروکراسی اداری با قوانین بعضاً خشک بدون نقل زدن به علتها از جمله رویکرد مضمونی فیلم است. صدرعاملی در هیچجا قادر نیست از معلولها عبور کند لذا اثرش در قالب فیلمی اجتماعی ضعیف درجا میزند.
نمایش نیمی از تهران که البته شیک و تر و تمیز است با شهروندانی که در داد و ستدهای سانتیمانتال کنشمند هستند، نهایت همت فیلم در پیام و محتوا است. شهری که جنوب ندارد و از محله در این خبری نیست نمیتواند همه تهران قشنگ ما باشد.

