نه موافقان و نه مخالفان انقلاب اسلامی، هیچ کدام ادعا نمیکنند که این نهضت یک جوشش هیجانی یک شبه، یا یک کودتای سازماندهیشده از خارج کشور بودهاست. مردمیبودن، یک گزارۀ مورد تأیید همگان در خصوص انقلاب ۵۷ است. اما از همان ماههای اول استقرار نظام، این موضوع برای بسیاری از ناظران مورد تردید بود که آیا تصمیم مردم برای حمایت از انقلاب و نظام اسلامی، یک تصمیم مقطعی و هیجانی بود یا از عقلانیت و دوراندیشی سرچشمه میگرفت ؟ آیا شور روزهای اول پس از چند مدت از سر جوانان انقلابی خواهد افتاد و ملت را بر علیه نظام خود برخواهد انگیخت یا واقعیت طور دیگری رقم خواهد خورد ؟
گستردهترین تحریمهای اولیه و ثانویه یکی پس از دیگری اعمال شدند ؛ شخصیتهای نامدار به شهادت رسیدند و جنگ همزمان در شدیدترین ابعادش، نظامی و فرهنگی و اقتصادی بر کشور ما سایه انداخت. کسانی که اهل مطالعۀ تاریخ سیاسی معاصرند میدانند که برای ساقطکردن هر نظام سیاسی شاید بهکارگرفتن تنها یکی از این عوامل کافی باشد.
اسنادی وجود دارد که شاپور بختیار در ماههای اول سال ۵۸ در مذاکره با مقامات خارجی برای ترتیب دادن کودتای نقاب ادعا کرده بود که -حضرت امام- «خمینی بیش از سه ماه دیگر قادر به حکومت نخواهد بود» و به همین استناد، خود را شایستۀ جانشینی نظام اسلامی دانسته بود. ضدایرانی های دیگر هم در سالهای بعد از این قبیل عدد و رقمها کم مشخص نکردند: «ناهار در اهواز، شام در تهران» صدام و «امروز مهران، فردا تهران» گفتنهای رجوی و یارانش هنوز در خاطر مردم مانده. رضا پهلوی و یارانش در رژیمهای آمریکایی و صهیونیستی هم که در این موضوع بهخصوص، پینوکیوی زمانۀ ما هستند.
اما سؤال اصلی این است که آیا با وجود این همه مشکلات و این سیر تطورات، از تنۀ اصلی درخت انقلاب چیزی برجای ماندهاست ؟ چه چیزی مانع برافتادن این نظام شدهاست ؟ درحالی که دولتها تغییر کردهاند و سیاستهای اجرائی تجدید شدهاند ؛ ساختارها متحول شدهاند و نفرات جایگزین، عامل ثبات جمهوری اسلامی چیست ؟ پاسخ خالقان ایدۀ جمهوری اسلامی این است که دلیل بقای جمهوری اسلامی در همۀ این سالها و راهکار حل مشکلات دیروز و امروز ، خودِ «مردم» هستند و برای توضیح دقیقتر شاید بهتر باشد که به نمونههای ۴۷ ساله نگاه کنیم.
بیتردید حل و فصل غائلههای مرزی در سال اول انقلاب جز با حضور و دلاوری خود مردم کرد و عرب و بلوچ و ترکمن امکانپذیر نبود. در هفتههای اول شروع اقدامات مسلحانۀ منافقین در سال ۶۰، فرمان امام مبنی بر اینکه « امروز همۀ شما باید از اجزای سازمان اطلاعات باشید »، موجب جلب همکاری مردم به سازمانهای اطلاعاتی شد و ذرهذره مشت تروریستها را در نقاط مختلف کشور برای نیروهای امنیتی باز کرد. گرههای دفاع مقدس با دستان گرهگشای بسیج مردمی باز شد و به ایران و جهان یادآوری کرد که تشکیل ارتش بیست میلیونی امام، بیفایده و بیحکمت نبودهاست.
اما واضح ترین نقطۀ تأثیر مردم، در آشوبها و فتنهها قابل مشاهدهاست. امت حزباللهِ دهۀ هفتاد، ۲۳ تیر ۷۸ را رقم زدند و به هفتۀ سیاه تهران پایان دادند و ملت بیدارِ دهۀ هشتاد، در نهم دی ۸۸ از فتنهگران ضداسلام و انقلاب، بیزاری جستند. در آشوبهای ۹۸ و ۱۴۰۱ هم ملتِ امام حسین اگرچه خود از آنچه که اتفاق افتاده بود نارضایتی داشت، اما برای پاسداری از اصل انقلاب، آتش آشوبگران داخلی و آشوبسازان خارجی را فروکاست. در ۲۲ دیماه ۰۴ همین مردم به شهرآشوبی ناصالحان ( که شرح آن را در این یک ماه بسیار گفتهاند و شنیدهاید ) پاسخ دادند و چه خطرهای بزرگی که حضور ملت از سر نظام اسلامی دفع کردهاست.
راهکار همیشه خودِ مردم بوده و هستند ؛ حتی اگر گاهی معترض و منتقد سیاستهای دولتمردان باشند و حتی اگر گاهی صدای اعتراض و انتقاد آنان خواب کسانی را بپراند. همراهی و همقدمی جمهور ایران یقیناً بزرگترین نعمتی است که خداوند به جمهوری اسلامی عطا کردهاست و گاهی با وقایعی مثل بیست و دوم دی به یاد ما میآورد که شکر این نعمت هنوز درست به جا آورده نشده ؛ این سرمایۀ بزرگ، امنیتساز و بحرانشکن امروز در اختیار مسئولان است.

