یک بار به اسم حقوق بشر حمله می کند، یک بار به بهانه واهی سلاح های کشتار جمعی، تجاوز و بار دیگر به بهانه ساختگی بمب اتم بمباران می کند. و حالا هم مواد مخدر را دستاویز تجاوز به ونزوئلا قرار داده است. اما امروز دیگر همه می دانند که این زیاده خواهی استعماری و فرعونیت استکباری است که پشت همه این بهانه ها پنهان شده است.
فاجعه بارتر از این اقدامات استعماری، گفتمان های استعمارزده است، گفتمان هایی که ریشه اصلی مشکلات را در اراده های خارجی می بیند.
پدیده هایی مثل ثابت ماندن نرخ دلار در جنگ دوازده روزه و کاهش نرخ ارز در جریان اعتراضات هفته گذشته، و حمله نظامی آمریکا به ونزوئلا، همچون میخ هایی بر تابوت این گفتمان هستند: گفتمانی که حتی آب خوردن مردم را نیز گره می زند به معامله با قدرت های استعماری. اما اینک آشکار شده که نه آب خوردن مردم که نان خوردن برخی ها به شکل عجیبی به رابطه با آمریکا گره خورده است.
این گفتمان تخیلی بر خلاف همه واقعیات و تجربیات، همچنان بر آن است که می توان با این قدرت ها و بویژه آمریکا، مذاکره ای برابر و سازشی منصفانه داشت. گفتمانی که با وجود تبلیغ گسترده در دولت های یازدهم و دوازدهم و تداوم آن در دولت چهاردهم، هم از واقعیات، شکست های پیاپی خورده و هم جامعه آن را نپذیرفته است.
امروز این واقعیت درخشان تر از همیشه می درخشد که ایران سرزمین منابع، سرمایه ها، فرصت ها و ظرفیت های بکار گرفته نشده است. منابع و سرمایه هایی که بواسطه یک نگاه غلط نادیده گرفته شده است: نگاه مبتنی بر “نداریم، نمی شود و نمی توانیم.”
دو دلیل مهمی که چنین نگاهی قابلیت پذیرش عمومی را از سوی جامعه ندارد، فساد و تبعیض است. تبعیض و نابرابری های ناموجه دلیل روشنی است بر این واقعیت که منابع و سرمایه های کافی وجود دارد، اما به شکل ناعادلانه ای توزیع شده است. و این امر ارتباطی با آمریکا و تحریم های ظالمانه آن کشور ندارد. همچنانکه وجود فساد، دلیل کافی بر درستی این ادعا فراهم می کند که منابع و سرمایه های فراوانی وجود دارد اما توسط محافلی خاص و عده ای معدود به تاراج می رود.
مردم به درستی سوال می کنند که اگر منابعی وجود ندارد چرا صفرهای اختلاس ها روز به روز بیشتر و بیشتر می شود؟ چرا وقتی نوبت محافل است، هم ” داریم” هم “می شود” و هم “می توانیم”، اما همینکه نوبت به مردم می رسد، آب خوردن شان هم به اراده اجنبی متجاوز گره می خورد.
احتمالا روشن شده باشد که “نداریم، نمی شود و نمی توانیم” به مثابه گفتمانی برای پنهان ساختن و تداوم فساد و تبعیضی عمل می کند که در خدمت محافل قدرت و ثروت قرار دارد. و مادامی که دولت ها تحت تاثیر چنین گفتمانی باشند، نه دولتی مردمی که دولتی محفلی خواهند بود و بن بستی پدید می آورند که هیچ راه برون رفتی از آن وجود نخواهد داشت.

