هنرمند، به ویژه کسانی که سرمایه اجتماعی و نفوذ رسانهای گستردهای دارند، وظیفهای مهم در انتقال حقیقت و واقعیتهای تاریخی و اجتماعی بر عهده دارد. تعهد به واقعیت، محور اخلاق حرفهای هنر است و بدون آن، هر تلاش هنری یا فرهنگی میتواند به ابزار تحریف و سوءاستفاده بدل شود. از طرفی نفوذ رسانهای هنرمندان امکانی است که از سوی مردم برای هنرمندان فراهم آمده است در مقابل، وظیفه آنها را برای بیان حقیقت و تعهد به واقعیت را دو چندان میکند. در یک سال گذشته کشور مشکلات و شرایط سخت و عجیبی را پشت سر گذاشته است. از جنگ تا فشارهای اقتصادی و در آخر نیز یک کودتای آمریکایی. در چنین شرایطی انتظار میرود هنرمندان، کنش و سخنان سنجیدهتری داشته باشند. اما همین دیروز سید شهاب حسینی در سخنان خود در مراسم یادبود جواد گنجی با بهتر بگویم «شهید جواد گنجی» باز هم ژست اپوزوسیون و مخالفت گرفته و با تاکید آمار دروغ رسانههای فارسیزبانِ صهیونیستی به روایت انها اعتبار میبخشد.
متأسفانه سخنان سید شهاب حسینی با شرایطی عجیب عجین شده است. نخست، اعتراف رسانههای فارسیزبان به اعلام آمار دروغین کشتهشدگان کوتای آمریکایی برای تشویش اذهان عمومی و مجاب کردن قدرتهای خارجی برای حمله نظامی به ایران و دوم، آتش زدن پرچم کشور در دانشگاهها و تهدید همزمان حاکمیت و مردم ایران توسط رئیس جمهور آمریکا. سیاستمداری که اتفاقاً از اهالی سینماست و احتمالا دنیا را با هالیوود اشتباه گرفته است.
مواضع امروز برخی از هنرمندان و در حالی است که انگار نه انگار ما همین چند ماه پیش مورد هجوم حمله نظامی همین کشورهای غربی قرار گرفتیم. چرا هنگامی که همین سیاستمدار آمریکایی اهل سینما از حمله به ایران حمایت میکرد و به هر نحوی از رژیم صهیونیستی حمایت کرد و هزاران نفر از مردم را به شهادت رساند و دانشمندان علمی کشور را ترور کرد، هیچگونه اعتراض و موضعگیری هنری دیده نشد؟
متأسفانه بسیاری از هنرمندان، با ژست مخالفت و اعتراض، نه تنها «مردم» را سانسور میکنند بلکه تصور میکنند که طرفدار واقعی مردم هستند. آنها در حالی تصور میکنند که میان حاکمیت و مردم جدایی افتاده است که نمیتوانند حماسه 22دی و 22 بهمن را ببینند. آنها حتی نمیتوانند ببیند که ترامپ، تعارف را کنار گذاشته و در اخرین پیام خود، مردم و حاکمیت را همزمان تهدید کرده است.
نمونه آشکار این رویکرد غلط و «سانسور واقعیت» از سوی هنرمندان را میتوان در شهادت شهید جواد گنجی مشاهده کرد؛ خانواده ایشان بهروشنی از کسانی که تلاش کردهاند او را به عنوان معاند یا برانداز مصادره کنند، اعلام انزجار و اعتراض کردهاند اما در مراسم یادبود او آقای بازیگر حرف همان جریان ضد ایران و ضد مردم را تکرار میکند.
سید شهاب حسینی در مراسم یادبود شهید گفت: «جواد گنجی یکی از دهها هزار داغی است که بر دل مردم این جامعه نشسته.» این عبارت، حتی پس از انتشار دقیق آمار شهدای کودتای آمریکایی اخیر، همچنان محل نقد است. استفاده از عبارت «دهها هزار داغ» نه تنها آمار واقعی را نادیده میگیرد، بلکه روایت او را بر پایه ارقام نادرست میچرخاند و توجه از واقعیتهای مستند تاریخی منحرف میشود.
او در ادامه خطاب به خانه سینما که گفت: «من از خانه سینما به عنوان یه صنف مردمی خواهش میکنم واکنشهایی که اختیار میکنه همسو و همدل با مردم باشه. تعداد بسیاری از عزیزان ما الان در بازداشت و خطر احکام بسیار سنگین هستند.» هر مقتولی، قاتلی دارد و عزاداری برای شهید نمیتواند با تلاش برای شستن گناه عاملان جمع شود. این رفتار مصداق بارز «نعل وارونه زدن» است و نمیتوان با حذف عنوان «شهید» و جایگزینی «جاویدنام» واقعیت تاریخی را تغییر داد.
خواهر شهید با لحنی محکم و صریح بیان کرده است: «خدا لعنتشان کند. خدا لعنتشان کند که اکنون با خون برادر من اینگونه عزیزم را زیر خاک گذاشتهاند و اکنون نیز با خون برادر من اینگونه بازی میکنند.» همچنین مادر شهید نیز گفته است:«کل همدان بروید سؤال کنید؛ کسی نیست که بگوید جواد منافق بوده یا با آن افرادی که نمیدانم آنجا هستند و گول خوردهاند همکاری داشته. [میخواهند] این لکه ننگ را به بچه من بچسباندند، ولی کور خواندهاند؛ این لکه ننگ تا ابد بر پیشانی خودشان خواهد ماند و خداوند انتقام خواهد گرفت از آنان که بخواهند خانواده ما را، که یک خانواده آبرومند است، به این شکل اذیت و آزار دهند.» این اظهارات صریح و قاطع خانواده، نشاندهنده عمق رنج و اعتراض آنها به تحریف واقعیت است.
درخواست آقای بازیگر از خانه سینما یک انجمن صنفی و نه مردمی، در حالی مطرح شده است که همین خانه سینما و بخشی از هنرمندان، چه خواسته و چه ناخواسته، در مسیر سیاستهای خارجی و جریانهای مخالف ایران حرکت کردهاند و خود در گذشته «آتش بیار معرکه» بودهاند. از طرفی اتکا به نهادی که نه اختیار چنین اقداماتی دارد و نه از گذشته خود مبری است، نشاندهنده نگاهی سادهانگارانه به مسئله است.

