دوشنبه بعد نماز ظهر مشخص شد جلسه شب دکتر جلیلی لغو شده و فرصت برای رفتن به یک مسجد مهیاست. دکتر هم تاکید داشت که حتما این کار بشود. چند روز پیش این بحث مطرح شده بود که یکی از کارهای راهبردی در این زمان حضور در مساجد و تقویت آن است. خاطراتی که دکتر جلیلی از نقش مساجد در سالهال اول انقلاب بیان میکند و گستره فعالیت آنها واقعا جذاب است. از موضوعات امنیتی و انتظامی تا مسایل اجتماعی و اقتصادی، در آن زمان حتی سازمان بسیج هم نبوده و این نقش آفرینیها با جوشش مردم محلهها انجام میشده است.
در جنگ ۱۲ روزه تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی هم این تجربه در مقیاسی کوچکتر انجام شد. حضور مردم در مسجدها افزایش یافت و نقش آفرینی مساجد چند پله ارتقا یافت. اما در کمال تعجب در اغتشاشات اخیر به صورت هدفمند مساجد مورد حمله قرار گرفتند. به نظرم دلیلش روشن است. مردم عادی هرچقدر هم معترض باشند، به مساجد تعرض نمیکنند. این حمله برای تبدیل نقطه قوت جامعه اسلامی به نقطه ضعف است تا در آینده راحتتر کشور را مورد حمله قرار دهند. با این تحلیل حضور و تقویت مساجد باید امر راهبردی تلقی شود.
اول یک مسجد را در شمال تهران انتخاب کردیم، اما دکتر تاکید داشت که به مسجدی در پایین شهر برویم. پیشنهاد مسجد امام حسن مجتبی (ع) در منطقه مشیریه بود. این منطقه یکی از شلوغترین مناطق در ایام اغتشاشات هم بود. متاسفانه مسجد النبی (ص) در آنجا هم مورد حمله اغتشاشگران قرار گرفته بود. شماره دوستان مسجد را داشتم. چند ماه پیش دعوت کرده بودند تا در ایام دهه فجر برنامهای با حضور دکتر در مسجد داشته باشند. از مساجد فعال و موثر تهران است. با حاج آقا علی آبادی تماس گرفتم. گفتم قرار است نماز مغرب بیاییم و خوب است بچههای بسیج مسجد حضور داشته باشند تا بعد از نماز با دکتر خوش و بشی داشته باشند. خیلی استقبال کرد.
برای آنکه به نماز برسیم حدود ۴۵ دقیقه قبل راه افتادیم. از میدان پاستور تا آنجا طبق نقشه ۴۰ دقیقه راه بود. در مسیر از مقابل مسجد النبی (ص) هم عبور کردیم. نمای بیرون مسجد تا حدی نشان از تعرضها میداد. مسجد تقریبا نبش چهارراه بود. چراغ راهنمایی چهارراه کار نمیکرد که گویا نتیجه اغتشاشات بوده و تخریب شده بود. در چهارراه نیروهای فراجا مستقر بودند. شنیدم اغتشاشگران فراخوان دادهاند و حضور نیروهای فراجا برای همین موضوع بود. علی که با من آمده بود پیشنهاد داد بعد از مسجد امام حسن مجتبی (ع) اینجا هم بیاییم و از نزدیک وضعیت مسجد النبی (ص) را دکتر ببیند. پیشنهاد خوبی بود. در کنارش هم دکتر یک خداقوت به نیروهای فراجا هم بگوید خیلی خوب است. گفتم دکتر را که دیدم پیشنهاد را طرح میکنم.
خدا را شکر سر وقت رسیدیم. اذان تازه شروع شده بود و مردم به داخل مسجد میرفتند. حاج آقای علیآبادی و رفقای دیگر مسجد دم در منتظر بودند. چند دقیقه بعد دکتر جلیلی رسید. هنوز نماز شروع نشده بود. وارد مسجد شدیم و نماز شروع شد. بین دو نماز امام جماعت حضور دکتر را به اطلاع نمازگزاران رساند. اعلام کرد که بعد از نماز عشاء چند دقیقه مداحی و مناجات خوانی خواهد بود و بعد از دکتر هم دعوت کرد که چند دقیقهای برای حاضران صحبت کنند. او توضیح داد که دعوتی از سوی مسجد نبوده و دلیل عدم اطلاعرسانی و عدم برنامهریزی هم همین بوده است.
بعد از نماز عشاء همزمان که مداح پشت تریبون میرفت با دکتر صحبت کردم و پیشنهاد بازدید از مسجد النبی (ص) و دیدن نیروهای فراجا که آنجا مستقر بودند را مطرح کردم. دکتر پذیرفت. مداح حدودا ۲۰ دقیقهای شعرخوانی و مداحی کرد. شعرخوانی خوبی درباره حوادث و اغتشاشات بود. در انتها هم روضهای کوتاه خواند. بعد دکتر جلیلی صحبتش را شروع کرد. محور اصلی بحث دکتر تکیه بر نقش مساجد بود. «چه چیزی این انقلاب و نظام را حفظ کرد، تأکید کرد پاسخ روشن است؛ مسجد. مساجد سنگر اصلی انقلاب بودند و مردم در همین بستر انقلاب را شکل دادند و پس از پیروزی نیز در برابر همه توطئهها، از فعالیت گروهکها و ترورها گرفته تا فشارهای رسمی و جنگ روانی، همین پایگاههای مردمی نقش محوری و تعیینکننده ایفا کردند و انقلاب اسلامی را از گردنههای سخت عبور دادند»
سخنرانی دکتر کوتاه بود و بعدش بچههای بسیج مسجد از ایشان خواستند تا یک گفتگوی کوتاه داشته باشند. در اتاق خادم مسجد، حدود ۲۰ نفر از اعضای بسیج مسجد بودند. نکاتی داشتند و سوالاتی مطرح کردند. تحلیلشان از اغتشاشات را گفتند، از ضعیف شدن جایگاه مسجد در سالهای گذشته که سبب شده نوجوانان از مسجد دور و به اغتشاش نزدیکتر شوند، از ضرورت فهم درست اغتشاشات و تفکیک عوامل موثر برآن، از نبودن مسئولانی که باید در این شرایط در میدان باشند و … صحبتهای آنجا برای من روشن کرد که هرکسی فعالیت میدانی بیشتری دارد، سوالات جدیتری هم دارد. حضور افرادی مانند دکتر هم در میان آنها هم در قوت قلب آنها موثر است و هم میتواند تصویر کلان آنها از تحولات را تکمیل و مستحکم کند تا بتوانند عمیقتر تحلیل کنند.
دکتر در صحبتهایش اول بر اهمیت همین جمعها تاکید کرد. مثال «سیمرغ» حکایت عطار را اینجا هم مطرح کرد. این سیمرغ باید بداند که اصل خودش هست و نباید معطل دیگری بماند. دکتر در پاسخ به یکی که در پای کار بودن مردم تردید داشت، تاکید کرد که برآورد دقیق دارد و برای همین بدون تردید میگوید که غالب مردم پای کار نظام اسلامی هستند و حضور میلیونی در ۲۲ دی یکی از نشانههای آن است. ترس اصلی دشمن هم از همین مردم است. توان نظامی و دفاعی در مراتب بعدی هستند.
این جلسه خصوصی قرار بود ۱۵ دقیقه باشد اما نزدیک به ۴۰ دقیقه طول کشید. در مسجد النبی (ص) چند نفر منتظر بودند. به سرعت به آنجا رفتیم. آثار حمله بر درب ورودی مسجد پیدا بود. شیشهها شکسته و دوده ناشی از آتش روی درب ورودی بود. روی دیوار مسجد آثار برخورد نارنجک دستی بود. اغتشاشگران به درب ورودی حمله کردند، گویا سه بار این اتفاق افتاده بود. مرتبه اول با حجم کمتر، بعد بیشتر و در نهایت وارد مسجد شده بودند. بچههای مسجد داخل بودند اما برای جلوگیری از افزایش تنش و اینکه کسی در مسجد صدمه نبیند، بعد از مقاومت اندکی از مسجد خارج میشوند. اغتشاشگران ماشین مستخدم مسجد و یک موتور را آتش میزنند، اتاق پایگاه بسیج را هم آتش میزنند و شیشههای داخل مسجد را هم میشکنند. آبدارخانه مسجد که در ابتدای سالن اصلی مسجد است و پنجره رو به خیابان داشته مورد حمله قرار گرفته و یک کوکتل مولوتف داخل آن منفجر شده است. اهالی محل و بچههای مسجد قبل از آنکه آتش به سالن اصلی مسجد سرایت کند، میتوانند آتش را خاموش کنند. ماشین و موتور کاملا سوخته بود. یکی از اهالی مسجد میگفت خدا رحم کرده که زیرزمین مسجد آتش نگرفته بود. آنجا چاپخانه است و در صورت آتش گرفتن آنجا به دلیل وجود مواد قابل اشتعال حتما حریق بزرگی رخ میداد.
بعد از مسجد دکتر به سمت نیروهای فراجا که در چهارراه مستقر بودند رفت. فرمانده یک جناب سرهنگ با صفایی بود. حدود ۲۰ نفری بودند که دکتر با همه آنها دست داد و خوش بشی کرد. بعد هم عکسی به یادگار گرفته شد که البته به دلیل نور کم بعید میدانم کیفیتی داشته باشد. دکتر خداحافظی کرد و سوار ماشین شد و رفت. ما هم با بچهها به سمت دفتر آمدیم. چشمم به سمبوسههای فلافل فروشی کنار مسجد افتاد. چند تا گرفتیم تا در مسیر برگشت بخوریم. بچههای مسجد امام حسن مجتبی (ع) که آمده بودند ما را مهمان کردند. بالاخره امام حسنیها اینطوری هستند.

