نیامدن وزیر تا طنازی معاون رییس جمهور در روز پایانی جشنواره

این دوره جشنواره (با نمایش فیلم‌ها، طی ۱۱ روز) در حالی به پایان رسید که مطابق همه دوره‌های پیش ازاین، وزیر ارشاد در مهمترین رخداد فرهنگی/هنری کشور حضور نیافت و جور او را، عارف، معاون رییس جمهور به دوش کشید و در دو ساعت پایانی جشنواره پا به پردیس سینمایی ملت گذاشت.
حضور وزیر ازاین جهت اهمیت داشت که اهالی رسانه منتظر دریافت جواب پرسش‌های بی‌شمار خود در زمینه‌های مختلف بودند. آقای معاون نیز در باب چرایی نیامدن وزیر، همه چیز را طنازانه برگزار کرد تا ابهام موضوع تشدید شده و حاشیه‌های مقطع رای اعتماد وزیر از مجلس مبنی بر ناراضی بودن از پوشیدن لباس وزارت ورد زبان‌ها شود.
بلاخره شب قبل از برگزاری مراسم پایانی در تالار وحدت، اسامی ترکیب هفت نفره داوران برملا و رسانه‌ای شد. اگر دقتی در ترکیب داوران داشته باشیم، بیشتر از پیش موضوع چرایی مخفی نگه داشتن و عدم اعلام زودهنگام اسامی داوران مطرح می‌شود چرا که مطابق شناخت از این گروه قاعدتا کسانی نبوده و نیستند که احتمالا بخواهند پشت جشنواره را خالی کنند، حالا چرا مدیران مربوطه اقدام به محافظه‌کاری بی ربط کردند، چیزی وجود ندارد جز اینکه بی جهت پدیده تحریم و فشار به هنرمندان را کلان‌تر از واقعیت موجود جلوه دادند. اگر همین اقدام غیر هوشمندانه را مورد بررسی قرار دهیم، پی‌می‌بریم که ناکارآمدی اداره جشنواره خیلی جدی‌تر ازاین حرف‌ها بوده است.
مثلا وقتی آقایان به تحریم و تبلیغات علیه جشنواره از پیش واقف بوده‌اند چرا بیش از هرچیزی بدنبال تمهیداتی برای حداقل کاهش این پدیده نبوده‌اند. از فراهم کردن بستر همفکری با پیشکسوتان و قدیمی‌های همه جناح‌ها تا رایزنی و دعوت به همکاری همه صنوف و صاحب نظران و غیره تا زمینه‌های عقب راندن تحریم کنندگان و … تقویت شود، نه اینکه همه چیز را از پیش مخفی کنند مانند عدم اعلام فهرست همکاران جشنواره منجمله درج شناسنامه مجریان نشریه روزانه و خصوصا همین ترکیب داوران که اگر اعلام می‌شد چه بسا بر تصمیم‌گیری حضور عوامل برخی پروژه‌ها تأثیر می‌داشت، درحالی که از روز اول هر چه سپری شد کمیت شرکت عوامل در جشنواره و خصوصا حضور در نشست‌های پرسش و پاسخ کاسته شد تا حدی که حتی رسول صدر عاملی به پردیس ملت نیامد و نیز کار به جایی ختم شد که عوامل فیلم «استخر» و شخص کارگردان یعنی، سروش صحت نیز قید ایستادن کنار فیلمش را زد تا شاید ازاین فرصت برای پوشاندن ضعف فیلمش استفاده بهتر ببرد.
بگذریم و فیلم‌های به نمایش درآمده در دو روز پایانی جشنواره (با احتساب تعطیلی روزنامه) را مختصراً مروری داشته باشیم

ساخت کهنه با دغدغه دفاع مقدس؛ آندو

فیلم «آندو» ساخته مرتضی رحیمی از جمله تولیدات دو سال قبل است که در قالب گونه دفاع مقدس با رویکردی واقعی ساخته شده است. مطابق کلیشه‌های مرسوم، برادری برای پیدا کردن برادرش، تلاش برای اعزام به جبهه می‌کند.
فیلمسازانی که می‌خواهند در این سال‌ها کودک/سرباز بیافرینند تا مخاطب اقناع شود که بروبچه‌های کم سن و سال با میل خود و دستکاری در شناسنامه و با انواع دوز و ملک‌ها خود را به دل جبهه‌ها می‌رساندند باید موانع را به درستی چیدمان کنند، نه به ساده‌ترین راه و روش‌هایی که بیشتر بر عدم باور پذیری تاکید می‌شود.
کلیشه‌ها و تکرار خرده پیرنگ‌ها وقتی در سینما مقبول می‌افتد که تازه سازی شده باشند. پولشویی قرض‌الحسنه‌ها ؛کارواش
فیلم «کارواش» به کارگردانی احمد مرادپور اگر چه اثری قابل تامل در کارنامه این فیلمساز پس از چند سال دوری از سینما است، اما در حد انتظار و برای زنده کردن خاطره خوب فیلم گذشته‌اش کافی به نظر نمی‌رسد. کارواش دست روی پرونده‌های کلان پولشویی گذاشته است و به نقبی به پیچ و خم‌های این پدیده مزموم و ضد قانونی می‌زند.
خلق دو جبهه خیر و شر و چالش قهرمان در برابر ضد قهرمانی با هوش و ذی نفوذ، از جمله قوت‌های فیلم کارواش است اما به انحراف کشیدن مسیر قضیه و مقصر جلوه دادن صندوقهای قرض‌الحسنه در این میدان، یعنی پرداختن به معلول‌ها و متوقف در پوشاندن علت‌ها است. در مجموع کارواش قابل دفاع است ولی کج‌روی مضمونی باعث سست شدن پایه‌های ارزشی فیلم است.

چند پارگی ساختاری؛ اردوبهشت

فیلم «اردوبهشت» به کارگردانی محمد داودی، چنانکه از نامش پیداست، رویکرد موضوعی آن، دستمایه قرار دادن غرق تعدادی نوجوان دختر در اوایل دهه ۸۰ و نقد و چالش پیرامون عوامل شهرداری وقت و اعضای شورای شهر، خیابان بهشت نشینان است.
فیلمساز بدون ساختن حادثه مذکور همه تایم طولانی اثرش را به کشمکش‌های فی‌مابین خانواده‌ها و مسولان اختصاص داده است. ساختار چند پاره فیلم و اغراق در پرداخت شخصیت اصلی که شغل ضایعاتی دارد، مهمترین ضعف فیلم است.
فیلم به عنوان اثری اجتماعی ناتوان از ساختن انگیزه آدم‌ها مبتنی بر روابط علی و معلولی است.

خالی و پوچ؛ استخر

اگر از فیلم‌های «جهان مبهم هاتف» و «مولا» بگذریم، مهمترین فیلم روز آخر، استخر، ساخته سروش صحت بود. استخر به نسبت حتی دو فیلم اخر ساخته این فیلمساز طناز، ضعیف و خالی از حرف و حدیث بدرد بخور است. سروش صحت باید بیش از پیش به فکر مخاطبان خاص خود باشد، چرا که اگر به همین سیاق پیش برود و در ساخت همان فیلم‌های با سبک و روش ویژه‌اش نیز متوقف یا مانند این فیلم عقب‌گرد داشته باشد، یعنی از دست دادن تماشاگرانی که تا حدودی از کارهای او استقبال کرده‌اند.
صحت در اینجا نه می‌تواند طنازی کند و نه از عهده خلق کمدی ساخته است، چه رسد به فانتزی که بی‌تردید جانفرساتر از رئالیست‌های تلخ است.

مقالات مرتبط

خطرات واقعی دشمنی عربستان و امارات

رقابت منطقه‌ای تنش‌ها را فراتر از خلیج فارس افزایش خواهد داد جاناتان…

هنر روایت جنگ

نگاهی به روایت‌گری فیلم «جانشین» در روزهای گذشته، شنیدن برخی سخنان و…

23 بهمن 1404

بهترین فیلم؛ سرزمین فرشته‌ها

در ستایش فیلمی که صدای مردمان ستم‌دیده غزه شد در روزگاری که…

دیدگاهتان را بنویسید