سقوط هیمنه آمریکا؛ نگاهی دقیق به روایت وزیر خارجه آمریکا از قدرت بازدارندگی ایران در کنگره
سخنان اخیر مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، در جلسه استماع کنگره، تصویری گویا از چارچوب فکری سیاست خارجی آمریکا ارائه میدهد؛ چارچوبی که در آن، مفاهیمی چون «دموکراسی»، «حقوق بشر» و «امنیت سرمایهگذاری» بیش از آنکه اصولی ثابت باشند، ابزارهایی برای پیشبرد منافع ژئوپلیتیکی واشنگتناند. بررسی همزمان مواضع روبیو درباره ونزوئلا و ایران، این تناقض ساختاری را بهروشنی آشکار میکند.
ونزوئلا؛ غارت منابع، نه حق حاکمیت ملتها
در بخش مربوط به ونزوئلا، روبیو آشکارا معیار اصلی آمریکا برای تعامل با دولتها را نه رأی مردم یا مشروعیت سیاسی، بلکه «امنیت سرمایهگذاری خارجی» معرفی میکند. تأکید مکرر او بر ضرورت تضمین سود سرمایهگذاران، مصونبودن داراییها از مصادره و وجود دادگاههایی برای اجرای قراردادها، نشان میدهد که از نگاه واشنگتن، مسئله اصلی ونزوئلا نه فقر مردم یا بحران اجتماعی، بلکه عدم تبعیت از اوامر و سخنان و خواسته های آمریکاست.
این بخش از سخنان روبیو اعترافی صریح به ماهیت اقتصادی–استعماری سیاست خارجی آمریکا محسوب میشود. آمریکا زمانی دولتها را «مسئلهدار» میداند که یا در برابر چپاول منابع خود مقاومت کنند یا در نظم مطلوب سرمایهداری جهانی ادغام نشوند. تحریم نفت ونزوئلا، مصادره داراییها و سپس طرح «گذار کنترلشده»، الگویی آشناست که پیشتر در کشورهای دیگر نیز آزموده شده و همواره با بیثباتی، فقر و از بین رفتن حاکمیت ملی همراه بوده است.
طرح موضوع «ناوگان سایه» و نسبتدادن آن به همکاری ونزوئلا با ایران و روسیه نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است. از نگاه واشنگتن، هرگونه تلاش برای دور زدن تحریمهای یکجانبه آمریکا، اقدامی «غیرقانونی» تلقی میشود، حال آنکه این تحریمها خود فاقد مشروعیت بینالمللیاند. بنابراین، آنچه روبیو «فساد» یا «فعالیت شرورانه» مینامد، در واقع تلاش دولتها برای حفظ حداقلی از استقلال اقتصادی در برابر فشار حداکثری آمریکاست.
ایران؛ از تهدید لفظی تا اعتراف عملی
اما مهمترین بخش سخنان روبیو، جایی است که ناخواسته پرده از نگرانی عمیق آمریکا نسبت به توان نظامی و بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران برمیدارد. او با صراحت اعلام میکند که ۳۰ تا ۴۰ هزار نیروی نظامی آمریکا در ۸ یا ۹ پایگاه منطقهای، «در واقعیت» در تیررس هزاران پهپاد انتحاری و موشکهای بالستیک کوتاهبرد ایران قرار دارند. این جمله، فراتر از یک هشدار، اعترافی آشکار به تغییر موازنه قدرت در منطقه است.
اهمیت این سخنان در آن است که برای نخستینبار یک مقام ارشد آمریکایی در یک جلسه رسمی کنگره، آسیبپذیری نیروهای آمریکا را اینچنین عریان بیان میکند. آمریکا که دههها با اتکا به برتری نظامی، امنیت منطقه را از بالا به پایین تعریف میکرد، اکنون ناچار است حضور خود را «دفاعی» و در چارچوب «خط مبنا» توجیه کند؛ خطی که هدفش نه اعمال قدرت، بلکه جلوگیری از تلفات گسترده در صورت درگیری است.
تأکید روبیو بر «گزینه دفاع پیشگیرانه» رئیسجمهور نیز، برخلاف ظاهر تهاجمیاش، نشانهای از نگرانی است. در ادبیات راهبردی، دفاع پیشگیرانه زمانی مطرح میشود که طرف مقابل توان ضربه مؤثر اولیه را داشته باشد. به بیان دیگر، واشنگتن میداند که در صورت هرگونه اشتباه محاسباتی، پایگاهها، ناوها و نیروهایش در منطقه در معرض ضربات سنگین قرار خواهند گرفت.
تحریم، فروپاشی اقتصادی و تناقض موشکی
روبیو در تناقضی معنادار، از یکسو مدعی «فروپاشی اقتصادی ایران» میشود و از سوی دیگر به انباشت «هزاران موشک بالستیک» و توسعه گسترده توان پهپادی ایران اذعان میکند. این تناقض، در واقع شکست روایت تحریمها را عیان میسازد. جمهوری اسلامی، برخلاف انتظار طراحان فشار حداکثری، نهتنها فرو نپاشیده، بلکه توانسته با تکیه بر بومیسازی فناوریهای دفاعی، بازدارندگی خود را تقویت کند.
این همان نقطهای است که سیاست آمریکا به بنبست رسیده است؛ تحریمها نتوانستهاند رفتار راهبردی ایران را تغییر دهند، اما هزینههای حضور آمریکا در منطقه را بهطور چشمگیری افزایش دادهاند. به همین دلیل است که روبیو بیش از آنکه از «حمله به ایران» سخن بگوید، از «دفاع از نیروهای آمریکایی» صحبت میکند.
جمعبندی
در مجموع، سخنان مارکو روبیو را میتوان ترکیبی از تناقض، فشار سیاسی و اعتراف ناخواسته دانست. در پرونده ونزوئلا، آمریکا بار دیگر نشان میدهد که دغدغه اصلیاش امنیت سرمایه و کنترل منابع است. در قبال ایران اما، پشت لفاظیهای تند، نگرانی عمیقی از توان بازدارنده جمهوری اسلامی نهفته است؛ توانی که معادلات منطقهای را تغییر داده و آمریکا را از بازیگر مسلط به بازیگری محتاط و نگران تبدیل کرده است.
این اعترافها، بیش از هر تحلیل دیگری، نشان میدهد که جمهوری اسلامی ایران بهعنوان یک بازیگر مستقل، توانسته هزینههای تقابل را برای واشنگتن بهسطحی برساند که گزینههای آن، بیش از هر زمان دیگری، محدود و پرریسک باشند.
