پایان توهم وابستگی امنیت

گرینلند، تعمیق شکاف بین آمریکا و اروپاآنچه امروز در قالب اصرار آمریکا بر پرونده گرینلند و فشار بر دانمارک بروز یافته، نه یک رفتار مقطعی و نه صرفاً محصول ویژگی‌های فردی ترامپ است، بلکه نشانه‌ای از دگرگونی عمیق در نگاه واشنگتن به متحدان اروپایی خود به شمار می‌رود.
انتشار سند امنیت ملی جدید آمریکا که اروپا را قاره‌ای گرفتار افول اقتصادی، بحران هویتی و ناتوان از ایفای نقش مستقل معرفی می‌کند، نشان می‌دهد که اروپا در محاسبات راهبردی آمریکا دیگر یک شریک هم‌تراز نیست. در این چارچوب، اتحادیه اروپا نه بخشی از راه‌حل، بلکه ساختاری مسئله‌دار تلقی می‌شود که باید اصلاح، مدیریت یا در صورت لزوم دور زده شود.
پرونده گرینلند دقیقاً در همین بستر معنا پیدا می‌کند. فشار برای کنترل یا تملک سرزمینی که تحت حاکمیت یکی از اعضای ناتو قرار دارد، آزمونی بی‌سابقه برای این پیمان نظامی است. اگر یک عضو ناتو بتواند علیه عضو دیگر تهدید یا اقدام کند، اصل دفاع جمعی و ماده ۵ عملاً از معنا تهی خواهد شد. هشدار صریح نخست‌وزیر دانمارک مبنی بر اینکه اقدام آمریکا علیه گرینلند به معنای توقف همه‌چیز در ناتو است، نه اغراق سیاسی، بلکه توصیفی دقیق از پیامد فروپاشی اعتماد در قلب این ائتلاف محسوب می‌شود.
واکنش اروپا به این بحران، خود بیانگر عمق اضطرار راهبردی است. حمایت لفظی از دانمارک تقریباً یکپارچه بوده، اما با لحنی محتاطانه و بدون اشاره مستقیم به عامل بحران. رهبران اروپایی به‌خوبی می‌دانند که انتقاد علنی از واشنگتن می‌تواند هزینه‌های سنگینی در حوزه امنیتی، به‌ویژه در پرونده اوکراین، برای آنها به همراه داشته باشد.
این سکوت حساب‌شده نشان می‌دهد که ناتو و اتحادیه اروپا بیش از آنکه بر پایه اعتماد و منافع مشترک استوار باشند، به ائتلاف‌هایی مبتنی بر ترس، وابستگی و مصلحت‌سنجی کوتاه‌مدت تبدیل شده‌اند.در مجموع، بحران گرینلند بیش از آنکه یک مناقشه سرزمینی باشد، پرده‌برداری از شکافی ساختاری میان آمریکا و اروپا است. رویکرد جدید واشنگتن که متحدان را نه به‌عنوان شرکای راهبردی، بلکه به‌مثابه ابزار یا دارایی‌های قابل معامله می‌بیند، بنیان پیمان‌های بین‌المللی غرب را تضعیف کرده و هم‌زمان روند افول نظم آمریکایی را شتاب می‌بخشد.
پیام این رفتار برای سایر کشورها روشن است: در جهانی که حتی نزدیک‌ترین متحدان آمریکا نیز در معرض فشار و تهدید قرار می‌گیرند، بقا و استقلال نه از مسیر وابستگی، بلکه از مسیر قدرت‌سازی، خوداتکایی و تقویت مؤلفه‌های ملی امنیت حاصل می‌شود؛ جهانی که در آن تنها بازیگران قوی، مستقل و آماده پرداخت هزینه، امکان بقا و نقش‌آفرینی خواهند داشت.

مقالات مرتبط

از رنه نیکول آمریکایی تا زینب دارابی ایرانی

زینب دارابی ، نام جدیدی است که به فهرست زنان آسیب دیده…

9 بهمن 1404

حاشیه به جای متن

مشغولیت دولت به موتور سواری بانوان در اوج گرانی خودرو، ارز و…

انتقام یعنی برخورد با تمام زنجیره جنایت

نگاهی به اظهارات سخنگوی دولت که خلاف رویه جاری حتی در کشورهای…

دیدگاهتان را بنویسید