تحلیلی از کییف تا بروکسل بر اساس سه نشست کلیدی اروپا و ناتو در 24 فوریه 2026
بررسی مواضع و راهبردهای پیشنهاد شده در نشست ائتلاف داوطلبان،نشست خبری مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و سخنان دبیر کل ناتوکند
چهار سال از آغاز جنگ تمامعیار روسیه علیه اوکراین میگذرد و اروپا، ایالات متحده و ناتو همچنان در میانه این درگیری پیچیده قرار دارند. بررسی دقیق رویدادها و نشستهای اخیر نشان میدهد که این جنگ نه تنها یک منازعه منطقهای، بلکه آزمونی بزرگ برای نظم امنیتی اروپا و توازن قدرت جهانی است. باید به یاد داشت که ریشههای این بحران فراتر از تجاوز نظامی روسیه است و نقش خود اروپا و آمریکا در تشویق اوکراین به مقاومت، گسترش ناتو به شرق و نادیده گرفتن نگرانیهای امنیتی روسیه، یکی از عوامل کلیدی شعلهور شدن این جنگ به شمار میرود. غرب با حمایت آشکار از زلنسکی و تشویق اوکراین به مقابله، و همزمان عدم انعطافپذیری در زمینه مسائل امنیتی روسیه، زمینهی آغاز این بحران را فراهم کرد؛ واقعیتی که کمتر در روایتهای غالب خبری از آن صحبت میشود.
ائتلاف داوطلبان و اهمیت همگرایی اروپا
نشست ائتلاف داوطلبان در کیف با حضور رهبران بریتانیا، فرانسه، آلمان، اتحادیه اروپا و کشورهای حامی اوکراین، یک بار دیگر نشان داد که اروپا به رغم گذشت چهار سال، هنوز به شدت بر حمایت از کییف متمرکز است. استارمر، نخست وزیر بریتانیا، محور اصلی سخنان خود را بر چهار وظیفه کلیدی قرار داد: تغییر روایت، فشار اقتصادی بر روسیه، کمک به دفاع اوکراین، و حفظ حمایت متحدان اروپایی و ناتو.
در تحلیل واقعگرایانه، تغییر روایت نه صرفاً یک ابزار تبلیغاتی، بلکه یک مؤلفه حیاتی در نبردهای مدرن است. رسانهها و افکار عمومی به عنوان ابزارهای قدرت نرم، میتوانند حتی قویترین استدلالها را مغلوب روایتهای تحریف شده کنند. استارمر تلاش کرد تا روسیه را شکستخورده و ناتوان از پیشروی نشان دهد، در حالی که کمتر به نقش خود غرب در تشدید بحران و نادیده گرفتن امنیت روسیه پرداخته شد. این تاکتیک روایتسازی، یعنی برجسته کردن مظلومیت اوکراین و تقلیل ریشههای اصلی جنگ، نمونه بارز اهمیت جنگهای رسانهای و افکار عمومی در عصر کنونی است؛ جایی که روایتها میتوانند خطوط سیاسی و نظامی را حتی از میدان نبرد واقعی مؤثرتر کنند.
کمکهای نظامی و مالی غرب به اوکراین، از جمله بسته ۵۰۰ میلیون پوندی بریتانیا برای دفاع هوایی، حمایتهای صنعتی آلمان و تعهدات فرانسه، نشان میدهد که ائتلاف داوطلبان بر حفظ توانایی اوکراین برای ادامه مقاومت اصرار دارد. با این حال، از نگاه واقعگرایانه، این کمکها نه تنها فشار بر روسیه را افزایش داده، بلکه اروپا را به یک شریک مستقیم در جنگ تبدیل کرده و خود را در معرض تبعات اقتصادی و امنیتی ناشی از این منازعه قرار داده است.
ناتو و استراتژی امنیتی اروپا
سخنرانی دبیرکل ناتو بار دیگر بر اهمیت حمایت نظامی و امنیتی از اوکراین تأکید داشت و بر این نکته تاکید کرد که امنیت اوکراین و اروپا تفکیکناپذیر است. از منظر ژئوپلیتیک، ناتو با فراهم کردن خطوط تدارکاتی، سامانههای دفاع هوایی و تجهیزات نظامی، نه تنها موقعیت اوکراین را در میدان نبرد تقویت میکند، بلکه نفوذ خود در منطقه را نیز گسترش داده و نشان میدهد که اتحاد آتلانتیک به هیچ وجه حاضر به پذیرش تغییرات ارضی بالقوه نیست.
اما در تحلیل واقعگرایانه، این استراتژی دو لبه دارد: از یک سو، توان دفاعی اوکراین را ارتقا میدهد، و از سوی دیگر، روسیه را به واکنشهای شدیدتر و ایجاد ائتلافهای جایگزین در برابر غرب سوق میدهد. علاوه بر این، جنگهای سایبری و اطلاعاتی که دبیرکل ناتو نیز به آن اشاره کرد، نقش مهمی در پویایی این بحران دارد. امروز، حملات سایبری، نفوذ اطلاعاتی و دستکاری افکار عمومی میتوانند به همان اندازه حملات فیزیکی تأثیرگذار باشند. روسیه و چین با بهرهگیری از این ابزارها نشان دادهاند که امنیت در دنیای مدرن تنها به سامانههای موشکی و تانک محدود نمیشود؛ بلکه توانایی مقابله با تهدیدات اطلاعاتی و سایبری به اندازه توان نظامی فیزیکی اهمیت دارد. این نکته برای اروپا حیاتی است، زیرا هرگونه ضعف در این زمینه میتواند انسجام داخلی و پاسخ به بحرانها را مختل کند.
اتحادیه اروپا، انسجام داخلی و چالشهای انرژی
نشست کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، نشان داد که اروپا با چالشهای جدی در هماهنگی سیاستهای خود مواجه است. یکی از نمونههای آشکار این ضعف، وتوی مجارستان برای تصویب بسته بیستم تحریمها علیه روسیه است. مجارستان اعلام کرده که تا نفت خود از روسیه تأمین نشود، اجازه نخواهد داد که این بسته تصویب شود. این مسئله، نمونهای از پاشنه آشیل اروپاست: وابستگی به انرژی روسیه باعث کاهش انسجام اتحادیه و ایجاد چندپارگی در تصمیمگیریها شده است. این شکافها، که میتواند در صورت تشدید بحران انرژی به مسائل امنیتی و اقتصادی اروپا نیز سرایت کند، نشان میدهد که توازن داخلی اتحادیه و هماهنگی در بحرانهای بینالمللی هنوز شکننده است.
کالاس همچنین به اهمیت تقویت ابزارهای مالی و صنعتی دفاعی اروپا اشاره کرد. بانک سرمایهگذاری اروپا و صندوق انرژی اوکراین به عنوان ابزارهای تأمین مالی، نشان میدهند که اروپا تلاش میکند به رغم محدودیتها، ظرفیت خود برای کمک به اوکراین و حفاظت از زیرساختها را حفظ کند. اما همانطور که تجربه وتوی مجارستان نشان میدهد، بدون وحدت کامل، هیچ بستهای نمیتواند مؤثر واقع شود و شکافها میتوانند به نقطه ضعف راهبردی اروپا تبدیل شوند.
در حوزه تحریمها، اروپا تلاش دارد فشار اقتصادی حداکثری بر روسیه وارد کند، از جمله محدود کردن فعالیت ناوگان سایه و اعمال تحریمهای هدفمند علیه شرکتها و افراد مرتبط با جنگ. با این حال، ناکامی در تصویب برخی تحریمها، و مخالفتهای داخلی اعضا، نشان میدهد که انسجام و همگرایی اروپایی هنوز در مواجهه با چالشهای واقعی جنگ شکننده است. این امر میتواند روسیه را به امید بهرهبرداری از اختلافات داخلی اروپا و کاهش فشارها در آینده امیدوار کند.
جنگ اطلاعاتی، روایتسازی و اهمیت امنیت نرم
یکی از محورهای کلیدی نشست شورای امور خارجه، بررسی جنگهای سایبری و اطلاعاتی بود. همانطور که کالاس بیان کرد، روسیه و چین میلیاردها یورو صرف عملیات نفوذ و دستکاری اطلاعاتی میکنند. این جنگهای مدرن نشان میدهند که کنترل روایت، هدایت افکار عمومی و بهرهگیری از رسانهها در نبردهای معاصر به همان اندازه اهمیت دارد که تسلط بر میدانهای نظامی. در چنین شرایطی، اروپا با تهدیدات ترکیبی مواجه است: حملات فیزیکی، نفوذ اطلاعاتی و جنگ روانی. هرگونه کوتاهی در مقابله با این تهدیدات میتواند تأثیرات مستقیم بر انسجام داخلی، توان دفاعی و مشروعیت سیاسی داشته باشد.
از سوی دیگر، روایت غالب غرب درباره اوکراین، بر مظلومیت این کشور و تجاوزگری روسیه تمرکز دارد، اما کمتر به ریشههای ژئوپلیتیکی بحران، شامل گسترش ناتو، تحریکات غرب و بیتوجهی به نگرانیهای امنیتی روسیه پرداخته میشود. واقعیت این است که در بسیاری از موارد، حتی قویترین استدلالهای حقوقی و اخلاقی غرب میتواند در برابر روایتهای هدفمند و رسانهای روسیه شکست بخورد. این نکته اهمیت ویژهای برای استراتژی رسانهای و دیپلماسی عمومی اروپا و آمریکا دارد.
تحریمها، بستههای مالی و فشار به روسیه
اروپا و آمریکا با طراحی بستههای تحریمی و حمایتهای مالی گسترده، تلاش کردهاند اقتصاد جنگی روسیه را هدف قرار دهند. استارمر و مکرون بر این نکته تأکید کردند که تحریمها علیه شرکتهای انرژی و ناوگان سایه، میتواند روزانه تا یک میلیون بشکه نفت روسیه را از بازار خارج کند. آلمان نیز با افزایش بودجه نظامی و حمایت از وام ۹۰ میلیارد یورویی، نشان داد که اروپا مصمم به ادامه فشار اقتصادی است.
با این حال، پیچیدگی تحریمها و وابستگی انرژی اروپا به روسیه باعث شده که اجرای این اقدامات با چالش مواجه شود. وتوی مجارستان، مانعتراشی برای تصویب تحریمها، و اختلافات داخلی اتحادیه، نمونهای از محدودیتهای واقعی اروپا در مواجهه با بحرانهاست. این نکته نشان میدهد که فشار اقتصادی علیه روسیه تنها زمانی میتواند مؤثر واقع شود که اروپا از انسجام سیاسی و هماهنگی انرژی برخوردار باشد.
چشمانداز ژئوپلیتیکی و آینده نظم جهانی
جنگ اوکراین نشان داده است که اروپا و ناتو با چالشهای استراتژیک گستردهای مواجهاند. از یک سو، حمایت مداوم از اوکراین تضمینکننده ارزشهای دموکراتیک و امنیتی غرب است. از سوی دیگر، این حمایت موجب افزایش تنشها با روسیه و پیچیدگیهای اقتصادی و امنیتی در داخل اروپا میشود. وابستگی به انرژی، اختلافات داخلی اتحادیه، و تهدیدات سایبری، همگی نشان میدهند که اروپا در برابر بحرانها آسیبپذیر است.
رویکرد واقعگرایانه به بحران، ضرورت توجه به منافع روسیه و امنیت راهبردی آن را نیز روشن میکند. گسترش ناتو به شرق، قرار دادن اوکراین در مسیر عضویت، و حمایت مستقیم غرب از مقاومت اوکراین، همه عواملی هستند که روسیه آنها را تهدید مستقیم امنیت ملی خود میداند. نادیده گرفتن این نگرانیها موجب شده که اروپا و آمریکا درگیر یک جنگ طولانی شوند، که هزینههای انسانی، اقتصادی و سیاسی فراوانی به دنبال داشته است.
نتیجهگیری و پیامدهای راهبردی
تحلیل نشستهای ائتلاف داوطلبان، ناتو و اتحادیه اروپا نشان میدهد که چهار سال جنگ اوکراین، آزمونی بزرگ برای اروپا و نظم امنیتی جهانی بوده است. چند نکته کلیدی برجسته میشوند:
1 اهمیت روایت و رسانهها: جنگهای مدرن تنها محدود به میدان نبرد فیزیکی نیستند. روایتسازی، هدایت افکار عمومی و جنگ رسانهای، نقش کلیدی در شکلدهی به حمایتهای بینالمللی و مشروعیت اقدامات دارند. توجه نکردن به ریشههای ژئوپلیتیکی بحران میتواند تحلیلها و تصمیمات را مغلوب کند.
2 وابستگی انرژی و انسجام اروپا: وابستگی به انرژی روسیه و اختلافات داخلی اتحادیه، یکی از نقاط ضعف استراتژیک اروپا است. وتوی مجارستان برای تحریمها نمونهای از این ضعف است و نشان میدهد که هماهنگی کامل در بحرانهای امنیتی هنوز دستیافتنی نیست.
3 نقش ناتو و حمایت نظامی: ناتو با حمایت از اوکراین، توان نظامی و دفاعی این کشور را تقویت کرده، اما همزمان روسیه را به واکنشهای شدیدتر و ایجاد توازنهای جایگزین سوق داده است. این وضعیت نشاندهنده پیچیدگی استراتژیک در منطقه است.
4 رویکرد واقعگرایانه: برای تضمین صلح پایدار، اروپا باید نه تنها از اوکراین حمایت کند، بلکه به منافع امنیتی روسیه نیز توجه کند. نادیده گرفتن نگرانیهای راهبردی روسیه، یکی از عوامل طولانی شدن جنگ است.
5 چشمانداز آینده نظم جهانی: این جنگ، فرصتی برای شکلدهی به نظم جهانی آینده و تعریف دوباره نقش اروپا و ناتو است. اروپا به دنبال این است که همزمان قدرت نرم، امنیت سایبری و انسجام داخلی خود را تقویت کند تا بتواند در برابر بحرانهای مشابه مقاوم باشد.
در مجموع، چهار سالگی جنگ اوکراین آزمونی واقعی برای اروپا و غرب در حوزه امنیت، اقتصاد و سیاست بینالملل محسوب میشود. وقایع نشان میدهد که ادامه فشارها و حمایتها بدون توجه به منافع و امنیت راهبردی روسیه، احتمال دستیابی به صلح پایدار را کاهش میدهد و اروپا را در معرض هزینههای سنگین اقتصادی و امنیتی قرار میدهد. انسجام اتحادیه، مدیریت بحران انرژی، کنترل روایتها و توجه به امنیت سایبری، همگی مؤلفههای کلیدی برای آیندهای پایدار و امن در قاره اروپا و فراتر از آن خواهند بود.

