کتمان واقعیت برای ارائه تصویر دروغین

مدتی کوتاهی از انتشار مقاله آقای ظریف در نشریه فارن افرز و ارائه سرفصل‌هایی که یک به یک از لحاظ عملی مردود و خلاف مصالح ملی بود، نگذشته است. ایشان در این مقاله با رو برگرداندن از تمام واقعیاتی که در سال اخیر میان ایران و آمریکا برقرار بوده، رو برگردانده‌ و بیان کرده‌اند: «اگر تهران و واشنگتن یک توافق هسته‌ای به‌روز شده را اجرا کنند، این کشورها ممکن است بتوانند به مسائل دشوار دیگری مانند امنیت منطقه‌ای، کنترل تسلیحات و مبارزه با تروریسم نیز بپردازند. به عنوان مثال، ممکن است از ایران خواسته شود که در ازای تضمین متقابل ایالات متحده و شرکایش، قول دهد که به ایالات متحده یا متحدانش در منطقه حمله نخواهد کرد. تهران همچنین ممکن است قول دهد که بر اساس تعهد متقابل، از قابلیت‌های نظامی خود جز در دفاع از خود در برابر حمله مسلحانه قبلی استفاده نخواهد کرد.»
این حمله آشکار به عقلانیت دیپلماتیک از سوی محمدجواد ظریف پس از تجربه شکست برجام و حمله مستقیم آمریکا به خاک ایران موید این گزاره است که ایشان در حال پخت و پز یک تئوری جامع برای تسلیم مقابل غرب است. تئوری‌پردازی که ایشان یک تنه با ارائه مقالات متعدد در نشریات داخلی و خارجی و مصاحبه با رسانه‌های بین‌المللی، پرچمداری آن را بر عهده گرفته‌اند.
گفتمان تسلیم همزمان که قله‌های اقتدار داخلی را هدف می‌گیرد تا الزام عقب‌نشینی را به جامعه القا کند، ظرفیت‌ها و واقعیت‌های بیرونی را نیز با وقاحت زیر سوال میبرد تا پازل خود را تکمیل کند؛ با ارائه تصاویری تماما دروغین.
آقای ظریف در مصاحبه با شبکه العربی گفته است: «آیا هیچ یک از جنبش‌های عربی- حزب‌الله، حماس، جهاد اسلامی، دولت سوریه- یک گلوله برای حمایت از ایران شلیک کرده علیه رژیم صهیونیستی شلیک کرده‌اند؟»
اکنون که به اذعان عموم جامعه عملکرد گروه‌هایی مانند حزب‌الله لبنان یا موجودیت دولتی همسو در سوریه در این سال‌ها باعث شده بود که سایه تهدیدات نظامی از ایران دور بماند؛ بیان چنین سخنانی با کدام منطق صورت پذیرفته؟ ایشان فرموده‌اند که این جملات حاصل 45 سال مشاهده است. مشخص نیست این مشاهده با چه چشمانی انجام پذیرفته که شلیک موشک از یمن به اراضی اشغالی را در میانه جنگ 12 روزه ندیده؟ علت این همه کتمان عامدانه چیست؟ ایشان به چه دلیلی می‌خواهند همزمان هم داخل را محتاج تسلیم نشان دهند و هم خارج را یکپارچه علیه ایران جلوه دهند؟
ماجرا به همین‌جا ختم نمی‌شود. در پیوست همین بحث، ظریف در همان مقاله در قامت یک غرب‌گرای کامل مسائل را بیش از آنکه متوجه آمریکا بداند متوجه ایران می‌بیند و در آخر کلام هم حرف آخر را اینگونه می‌زند: «اقدامات دفاعی و واکنشی ایران، به جای کاهش تهدیدها، برداشت‌های امنیتی‌شده از ایران را تشدید کرده و به پیشبرد روایت خطرناک بودن تهران کمک کرده است. شکستن این چرخه برای تهران یک ضرورت حیاتی است.»
آقای ظریف یکباره واضح بگویند که باید سلاحمان را زمین بگذاریم و خاکمان را تقدیم دشمن کنیم. مگر جمهوری اسلامی در آن 12 روز کاری جز پاسخ مشروع به حمله شرورانه دشمنان مردم ایران انجام داد؟ کنار هم چیدن تمام صحبت‌های ایشان در کنار یکدیگر هدف شومی را می‌سازد. هدفی که میخواهد تمام درب‌های پیشرفت را به روی ایران ببندد و ایرانی بسازد که برای پیشرفت چشم به ارتزاق از علم خارجی دارد یا آنقدر ضعیف شود که اگر مستکبر خارجی اراده کرد که خاک ایران را مستمسک رسیدن به اهداف خود ببیند بدون دردسر آن را فتح نماید و شهریور1320 رضاخانی را تکرار نماید.

یاسر سالک‌نیا، متولد ۱۳۷۶، سردبیر سابق پایگاه خبری دانشجویی کف دانشگاه، کارشناس ارشد عمران و دبیر کنونی عصردانشجوست
مقالات مرتبط

سقوط، محصول قطعی نئولیبرالیسم آلیگارشیک

بخش اول: سه دهه چپاول؛ تولد، تکامل و سلطه یک آلیگارشی ویرانگر…

از مدیترانه تا باب‌المندب

نقشه جدید رژیم صهیونیستی برای محاصره ترکیه: یک ماه پیش بود که…

بازگشت ایران به مرکز اندیشه

نقد علوم انسانیِ تسلیم‌گرا و امکان‌های بازسازی گفتمان ملی: در چهار دهه…

دیدگاهتان را بنویسید