اگر گردشگری فقط به سفر، عکس و خوشگذرانی محدود بماند، فرصت بزرگی از دست رفته است. اما اگر تفریح، آموزش مهارت و مشارکت در اقتصاد محلی کنار هم قرار بگیرند، گردشگری میتواند به یکی از جدیترین راهحلهای بیکاری جوانان، تقویت هویت ملی و توسعه متوازن کشور تبدیل شود.
در نگاه جدید و کلان، گردشگری فقط «وقتگذرانی» نیست. گردشگری میتواند همزمان سه کار مهم انجام دهد: اول تفریح و نشاط اجتماعی ایجاد کند، دوم دانش و مهارتهای کاربردی به مسافران و میزبانان بیاموزد، و سوم با اشتغالزایی و مشارکت در اقتصاد محلی، به بهبود معیشت مردم کمک کند.
چنین نگاهی، گردشگری را از یک فعالیت منفعل و مصرفی، به یک جریان فعال و مسئلهمحور تبدیل میکند؛ جریانی که میتواند بهطور مستقیم با مشکلات واقعی جامعه ایران مثل بیکاری جوانان، کاهش انگیزه، آسیبهای فرهنگی و حتی بحران هویت مقابله کند. ایران با ظرفیت عظیم طبیعی، تاریخی و فرهنگی خود، این توان را دارد که گردشگری را به بستری برای توانمندسازی نسل جوان و تقویت سرمایه اجتماعی تبدیل کند؛ اما این ظرفیت هنوز بهدرستی به کار گرفته نشده است.
چرا گردشگری در ایران اثرگذار نیست؟
واقعیت این است که ضعف برنامهریزی و مدیریت ناپایدار باعث شده گردشگری در ایران، برخلاف ظرفیتهایش، نقش مؤثری در حل مشکلات اجتماعی و اقتصادی ایفا نکند. پیامد این وضعیت، تداوم بیکاری، فشار اقتصادی، ناهنجاریهای فرهنگی و مهاجرت جوانان از مناطق مختلف کشور است.
این ناکارآمدی را میتوان در سه چالش اصلی خلاصه کرد:
۱. بیکاری و شکاف مهارتی
بسیاری از جوانان تحصیلکرده با وجود مدرک دانشگاهی، مهارتهای لازم برای ورود به بازار کار را ندارند. گردشگری میتوانست با آموزشهای کوتاهمدت، مهارتمحور و محلی، یکی از سریعترین مسیرهای اشتغالزایی باشد؛ اما بهدلیل مدیریتهای مقطعی، سیاسی و غیرتخصصی، هنوز به جایگاه راهبردی خود در اقتصاد کشور نرسیده است.
۲. گردشگری مصرفی و آسیبزا
بخش بزرگی از گردشگری داخلی و حتی ورودی، فقط مصرفکننده است و سود پایداری برای جامعه میزبان ندارد. در برخی مناطق، نهتنها اشتغال ایجاد نشده، بلکه سبک زندگی بومی، فرهنگ، معماری و هویت محلی هم تضعیف شده است. نبود نظارت و برنامهریزی از سوی نهادهای مسئول، از جمله وزارت میراث فرهنگی، باعث شده این نوع گردشگری گاهی به عاملی برای نارضایتی مردم محلی و مهاجرت جوانان تبدیل شود.
۳. سفرهای بیهویت و بدون یادگیری
سفر زمانی اثرگذار است که با یادگیری، تجربه و خلق ارزش همراه باشد. اما بسیاری از سفرهای امروز، فقط فرار کوتاهمدت از روزمرگیاند؛ بدون محتوای فرهنگی، آموزشی یا اجتماعی. نبود برنامهریزی محتوایی، باعث تمرکز سفرها در زمانها و مقاصد محدود شده و ظرفیت مسیرها و مناطق کمترشناختهشده نادیده گرفته شده است.
راهحل کجاست؟
برنامهریزی هدفمند میتواند گردشگری را به یکی از مزیتهای اصلی کشور تبدیل کند؛ موضوعی که هم در برنامه ششم توسعه و هم در برنامه هفتم مورد تأکید قرار گرفته است. رویکرد جدید، با الهام از بیانیه گام دوم انقلاب و الگوی ایرانی–اسلامی پیشرفت، تلاش دارد گردشگری را از یک فعالیت حاشیهای، به یک ابزار مؤثر توسعه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی تبدیل کند.
در این مسیر، تمرکز بر گردشگری داخلی، گردشگری ورودی و گردشگری تخصصی، همراه با مشارکت همه دستگاهها و نهادهای مسئول، میتواند به اشتغال پایدار، توزیع عادلانه فرصتها و تقویت هویت ملی منجر شود.
ترکیب هوشمندانه تفریح، آموزش مهارتهای کاربردی و اشتغال خرد و سریع، میتواند گردشگری را به یک کسبوکار پایدار و جامعهساز تبدیل کند؛ جریانی که هم نشاط اجتماعی میآفریند و هم رونق اقتصادی. با این حال، تا زمانی که این نگاه در ذهن مدیران و تصمیمگیران نهادینه نشود، گردشگری در ایران همچنان در حد یک برنامه تفریحی باقی خواهد ماند؛ فرصتی بزرگ که میتوانست بخشی از راهحل مشکلات امروز کشور باشد، اما هنوز جدی گرفته نشده است.

