گردشگری؛ یک سؤال بی‌پاسخ

گردشگری فقط سفر و خوش‌گذرانی نیست. اگر درست دیده و مدیریت شود، می‌تواند هم اقتصاد را جان بدهد، هم فرهنگ را زنده نگه دارد و هم به حفظ هویت ایرانی کمک کند. ایران با طبیعت متنوع و پیشینه تاریخی غنی، یکی از مستعدترین کشورها برای گردشگری پایدار است؛ ظرفیتی که هنوز به‌درستی از آن استفاده نشده است.
امروز کمتر کسی تردید دارد که گردشگری یکی از بزرگ‌ترین جریان‌های اقتصادی و فرهنگی جهان است. در بسیاری از کشورها، گردشگری دیگر یک فعالیت تفریحی ساده نیست، بلکه به یکی از ستون‌های اصلی توسعه اقتصادی، اشتغال‌زایی و حتی دیپلماسی فرهنگی تبدیل شده است. در نگاه جدید، گردشگری پایدار یعنی پاسخ‌دادن هم‌زمان به نیاز گردشگران و مردم محلی، بدون آن‌که به طبیعت، فرهنگ و آینده نسل‌های بعدی آسیب برسد. این نگاه بر تعادل میان سه عنصر اقتصاد، محیط‌زیست و فرهنگ تأکید دارد؛ تعادلی که برای هر جامعه زنده و رو به پیشرفت ضروری است.
ایران از این نظر یک استثناست. از جنگل‌های شمال تا کویرهای مرکزی، از سواحل جنوب تا کوهستان‌های غرب، و از تمدن چند هزار ساله تا تنوع اقوام و فرهنگ‌ها، همه چیز برای تبدیل‌شدن به قطب گردشگری پایدار فراهم است. آثار تاریخی مثل تخت‌جمشید، سازه‌های آبی شوشتر و صدها مسجد، بازار و بافت تاریخی، در کنار میراث ناملموس مانند آیین‌ها، موسیقی محلی، غذاهای سنتی و پوشاک بومی، سرمایه‌هایی هستند که اگر درست مدیریت شوند، می‌توانند موتور محرک توسعه کشور باشند.

گردشگری و اقتصاد؛ فرصتی برای اشتغال و درآمد

گردشگری، اگر با برنامه جلو برود، یکی از سریع‌ترین راه‌ها برای رونق اقتصادی است. این اثر هم در سطح ملی دیده می‌شود و هم در سطح محلی.
در سطح کلان، گردشگری یک صنعت خدمات‌محور است و به نیروی انسانی زیادی نیاز دارد؛ از راهنمای تور و مدیر اقامتگاه گرفته تا راننده، فروشنده صنایع‌دستی و کارکنان خدماتی. این ویژگی باعث می‌شود گردشگری بتواند بخش بزرگی از مشکل بیکاری، به‌ویژه در میان جوانان، را کاهش دهد. از طرف دیگر، توسعه گردشگری معمولاً به سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها منجر می‌شود؛ مثل بهبود جاده‌ها، حمل‌ونقل، فرودگاه‌ها، مراکز بهداشتی و حتی شبکه انرژی. این زیرساخت‌ها فقط برای گردشگر نیستند و کیفیت زندگی مردم محلی را هم بالا می‌برند.
از منظر ملی، ورود گردشگران خارجی یعنی ورود ارز. در شرایطی که اقتصاد کشور نیازمند منابع پایدار درآمدی است، گردشگری می‌تواند وابستگی به صادرات نفت و گاز را کمتر کند و به ثبات اقتصادی بلندمدت کمک کند.
توسعه محلی؛ وقتی گردشگری جلوی مهاجرت را می‌گیرد
اثر مهم‌تر گردشگری در سطح محلی دیده می‌شود. اگر منافع گردشگری به‌طور عادلانه میان مردم منطقه توزیع شود، می‌تواند مانع خالی‌شدن روستاها و شهرهای کوچک شود. ایجاد شغل در مناطق تاریخی و روستایی، انگیزه مهاجرت به کلان‌شهرها را کاهش می‌دهد و به حفظ بافت اجتماعی کمک می‌کند.
رشد گردشگری معمولاً به شکل‌گیری کسب‌وکارهای کوچک منجر می‌شود؛ اقامتگاه‌های بوم‌گردی، رستوران‌های محلی، کارگاه‌های صنایع‌دستی و فروش محصولات بومی. این روند هم درآمد ایجاد می‌کند و هم باعث زنده‌ماندن مهارت‌ها و دانش‌های سنتی می‌شود. از همه مهم‌تر، گردشگری اجتماع‌محور به توانمندسازی مردم محلی کمک می‌کند؛ آموزش زبان، مهمان‌نوازی، بازاریابی و حتی حفاظت از محیط‌زیست، مهارت‌هایی هستند که مستقیماً به مردم منطقه منتقل می‌شوند.

گردشگری و محیط‌زیست؛ رابطه‌ای دوطرفه

بدون توجه به محیط‌زیست، گردشگری خیلی زود به عامل تخریب تبدیل می‌شود. گردشگری پایدار یعنی احترام به ظرفیت طبیعت و استفاده مسئولانه از منابع. در طبیعت‌گردی، بخشی از درآمد گردشگران می‌تواند صرف حفاظت از پارک‌های ملی، جنگل‌ها و تالاب‌ها شود؛ از مقابله با شکار غیرمجاز گرفته تا احیای زیستگاه‌ها.
مدیریت مصرف آب و انرژی، استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر، کاهش زباله و بازیافت، از اصول مراکز گردشگری پایدار است؛ به‌ویژه در مناطق حساس مثل کویرهای ایران. همچنین محدودکردن مسیرهای دسترسی و تشویق به پیاده‌روی و دوچرخه‌سواری می‌تواند از فرسایش خاک و آلودگی منابع آب جلوگیری کند.
از سوی دیگر، گردشگری ابزار مهمی برای آموزش زیست‌محیطی است. راهنمایان تور می‌توانند گردشگران را با رفتارهای درست در طبیعت آشنا کنند؛ از آسیب‌نزدن به گیاهان و حیوانات گرفته تا جمع‌آوری زباله.

گردشگری و هویت فرهنگی؛ فرصت یا تهدید؟

هویت فرهنگی مجموعه‌ای از زبان، باورها، هنر، آداب و سبک زندگی است. گردشگری می‌تواند هم به احیای این هویت کمک کند و هم در صورت مدیریت نادرست، آن را به کالایی نمایشی و بی‌روح تبدیل کند.
گردشگری فرهنگی، اگر درست اجرا شود، باعث می‌شود هنرهای بومی، موسیقی محلی و غذاهای سنتی دوباره دیده و ارزشمند شوند. بسیاری از هنرمندان محلی که به‌دلیل نبود بازار کار فعالیت خود را رها کرده بودند، با افزایش تقاضای گردشگران به کار بازمی‌گردند. مرمت خانه‌ها و بناهای تاریخی و تبدیل آن‌ها به اقامتگاه‌های بوم‌گردی هم به حفظ معماری سنتی کمک می‌کند.
اما خطر زمانی است که فرهنگ فقط برای نمایش به گردشگر اجرا شود و ارزش معنوی خود را از دست بدهد. در گردشگری پایدار، جامعه میزبان باید تصمیم بگیرد چه چیزی و چگونه معرفی شود. معرفی درست فرهنگ ایرانی به جهان، علاوه بر تقویت غرور ملی، تصویر واقعی‌تری از ایران ارائه می‌دهد و فراتر از کلیشه‌های سیاسی عمل می‌کند.
گردشگری یک نیروی قدرتمند اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است؛ اما فقط زمانی موفق می‌شود که با نگاه بلندمدت و مسئولانه مدیریت شود. اقتصاد، فرهنگ و محیط‌زیست در گردشگری از هم جدا نیستند. رشد پایدار زمانی اتفاق می‌افتد که هر سه با هم دیده شوند. اگر این اصول رعایت شود، گردشگری می‌تواند به ابزاری مؤثر برای اشتغال، حفظ هویت فرهنگی و ساختن آینده‌ای پایدار برای ایران تبدیل شود؛ فرصتی که نباید بیش از این نادیده گرفته شود.

مقالات مرتبط

جاسوسانی از هتل تا باند فرودگاه

فرار دو متهمِ تحت تعقیب در بلگراد بلگراد ــ ساعت از نیمه‌شب…

چرا جای مذاکره نیست؟

چرا رهبر معظم انقلاب، روز گذشته از این تعبیر دقیق استفاده نمودند؟…

باید دشمن را از حمله به مساجد پشیمان کرد

مسجد، مشعل فروزان هر محله در فتنه‌ها دکتر سعید جلیلی، نماینده رهبر…

دیدگاهتان را بنویسید