دلهرهافکنی بلندگوی داخلی دشمن و انتشار گزارشی علیه عامل بازدارندگی کشور، در بزنگاه تاریخی دنیا
روزنامه سازندگی با تیتر «سه شرط ویتکاف» و تصویری تمامصفحه و نیمرخ از این نماینده ویژه آمریکا در خاورمیانه، دوباره مذاکره را تجویز کرد. متن گزارش با عباراتی دلهرهافکن، ترجمانی چندپاراگرافی از آخرین توییت چندخطی ترامپ است: از توصیف آنچنانی از نیروهای نظامی آمریکا که اطراف ایران مستقر شدهاند، تا تیتر و بخش اعظمی از متن که قصد دارند راه را برای پشت میز نشستن دوباره با طراح جنگ 12روزه و سرکرده تروریستهای جنایات دیماه باز کنند. در حالی که دهها کار وزارت خارجه در سایه سیاست مذاکره صرف با دشمن قرار گرفته و خبری از پیگیری دیپلماتیک برای محکومیت رئیسجمهور مجرم آمریکا بابت 1064 شهید جنگ 12روزه و 2427 شهید دیگر در جنگ خیابانی دیماه نیست.
ترامپ در توییت خود که ساعتها پس از انتشار این روزنامه محفلهای غربگرا منتشر شد، با قصد ایجاد رعب از نیروها و تجهیزات نظامی که به اطراف ایران گسیل کرده تعریف و تمجید کرد و از آن ابزاری ساخت تا هشدار دهد که اگر ایران مذاکره و توافق نکند، سرنوشتی بدتر از عملیات «چکش نیمهشب» در انتظارش خواهد بود. عملیاتی با هدف نابودی صنعت هستهای ایران که البته اگر موفقیتآمیز بود، او در همین توییت نمینوشت که ایران نباید سلاح هستهای داشته باشد و در پایان جنگ 12روزه التماس آتشبس نمیکرد.
گزارش تیتریک روزنامه سازندگی نیز موبهموی همین تاکتیک را پی گرفته که نهایتا راهبرد آمریکایی را در بلعیدن ایران محقق میکند. عباراتی مانند: «تشدید تحرکات نظامی ایالات متحده در منطقه غرب آسیا»، «گسترش کمسابقه حضور نظامی آمریکا پیرامون ایران»، «اعزام ناوگان یواساس آبراهام لینکلن»، «استقرار جنگندههای اف15 در اردن»، «گزارشها درباره حضور نیروهای ویژه دلتافورس در اقلیم کردستان» و… که در متن به کار رفته، اگر بیشتر از تعریفهای ترامپ از نیروهای آمریکایی در توییتش نباشد، کمتر نیست. شبیه به حرکت منافقین در صدر اسلام که پس از جنگ سخت احد میان مردم مدینه میرفتند و دلهره میافکندند که بترسید از دشمن که مترصد حمله است. که البته نهایتا سپاه اسلام با همان زخمیهای احد، بر دشمن پیروز شد و غنائم زیادی هم کسب کرد.
این در شرایطی است که در متن گزارش سازندگی هم آمده که سه شرط ویتکاف به نقل از گاردین، «بازگشت بازرسان تسلیحاتی»، «خارج کردن اورانیوم غنیشده» و «محدود کردن برنامه موشکی» است. آکسیوس هم به نقل از مقامات آمریکایی «تغییر سیاست در منطقه»، «ممنوعیت غنیسازی» و «تعیین سقف برای ذخایر موشکهای دوربرد» را در کنار «خارج کردن تمام اورانیوم غنیشده» به عنوان شروط توافق ذکر کرد. شروطی که در صورت تحقق در جای عملیات نظامی مینشینند و بدون هزینه و تلفات آمریکا را به خواسته خود برای تسلیم ایران و سلطه بر منابع و موقعیتش میرساند. اما در تیتر و متن گزارش این روزنامه که اظهارنظرهایی از افراد و رسانههای داخلی و خارجی (حتی صهیونیست) که محور همگی «آمادگی ایران برای مذاکره» و «باز بودن کانالهای تبادل پیام» است، برای هدف آمریکایی تلاش شده.
همزمان اما برخی اظهارات وزیر امورخارجه سانسور میشود؛ عراقچی اخیرا گفته است: «غنیسازی صفر و خروج اورانیوم غیرقابل قبول و موشکی و منطقه غیرقابل مذاکره است». که البته منتقدان معتقدند صرف پاسخ به این گمانهزنیها نیز مردود است و کارویژه وزارت خارجه حداقل در این روزها باید پیگیری دیپلماتیک برای محکوم کردن جنایات ترامپ در جنگ 12روزه و جنگ خیابانی اخیر باشد تا به سرنوشت دهها ماموریت دیگر وزارتخانه که در این مدت معطل مانده و همین معطلی سهم بزرگی از عوامل وضعیت بد اقتصادی کنونی را دارد، دچار نشود.
تجربه معطل ماندن اقتصاد مقابل چشم ماست. در دهه نود که برجام با معماری شخص عراقچی نهایی شد، میانگین رشد اقتصادی نزدیک به صفر بود؛ هزاران واحد تولیدی زمین خوردند، در بودجه و انرژی به ناترازیهای جدی خوردیم که پایهریز ناترازیهای امروز نیز شده و دلار دهبرابر شد. اینها در شرایطی بود که رئیسجمهور آمریکا از برجام هنوز به شکل یکطرفه خارج نشده بود؛ اعتراف نکرده بود که کنترل کامل را در تجاوز نظامی به ایران در دست داشته و سایهبهسایه جنگ خیابانی مزدوران سیا و موساد را در هدایت نکرده بود؛ تشت ضعف شدید توافق با فعال شدن امثال مکانیزم ماشه و برگشت تمام قطعنامههای تحریمی هم بر زمین نیفتاده بود. اخیرا هم ترامپ گفته: «اگر من نبودم اول ایران به اسرائیل حمله میکرد» که یعنی دوباره اعتراف کرده که مسئول مستقیم تجاوز نظامی به ایران بود.
با این شرایط ضدایرانی واضح دشمن برای مذاکره و طرفهای مذاکرهکننده معلومالحالی چون ترامپ و ویتکاف که آکسیوس، رسانه آمریکایی، پس از جنگ 12روزه تصریح کرد که جنگ از 8 ماه قبلتر برنامهریزی شده بود و مذاکرات غیرمستقیم تنها ابزاری برای غافلگیری حداکثری ایران بود، مذاکره تنها برای محفلهایی توجیهپذیر است که نفعشان در بینظمی اقتصادی است و خوب میدانند با مذاکره و توافق نیز اصلاح نخواهد شد. همانطور که عراقچی اعتراف کرد: «هیچیک از مشکلات بازرگانان ارتباطی با تحریمها ندارد».
اما ضربه بزرگتر را به سرنوشت ایران و ایرانی برای دهههای بعد، تجویز نسخه اشتباه مذاکره در شرایطی میزند که دنیا در بزنگاهی تاریخی قرار گرفته و نظم درحال تغییر و آمریکا در حال افول است. اقدام غلط در این بزنگاه سهم ایران را و ملت ایران را از نظم آینده خواهد سوزاند. مثل بزنگاههای گذشته که در اثر سالها حکومت حاکمان نالایق، ایران توان دفاع از خود و بازیگری فعالانه نداشت و امثال آمریکا قدرت گرفتند. حالا که قدرت بازدارندگی و موشکی کشور در جنگ 12روزه، نه فقط اسرائیل بلکه ناتو را به زانو درآورد، لزوم برخورد با بلندگوهای ترامپ که در جهت فضاسازی برای توافق آن هم با شروطی مانند واگذاری موشکی تلاش میکنند، بیش ازهمیشه احساس میشود.

