بیتصمیمی دولتهای غربگرا و غفلت از میترینگ چگونه بنزین را از فرصت به بحران تبدیل کرد؟
مسعود پزشکیان روز گذشته در مجلس حاضر شد تا از لایحه بودجه انقباضی خود دفاع کند؛ لایحهای که از افزایش حقوق 20درصدی و تنها به اندازه نصف تورم گرفته تا کاهش 56درصدی درآمد نفتی پیام ضعف و عدم حمایت و در یک کلام «ما نمیتوانیم» را از دولت به مردم منتقل کرد؛ رئیسجمهور در کلیشهای گفت: «نمیشود در کشوری با این همه نفت و گاز عدهای گرسنه باشند»؛ اما ادامه داد: «میگویند حقوق را زیاد کنید؛ یکی به من بگوید از کجا پول بیاورم؟»! اما دولت باید برای پول درآوردن برنامه داشته باشد؛ از جمله در بحث مدیریت منابع و مصارف بنزین و گرفتن نشتیهای این حوزه.
امسال باید چیزی در حدود 6میلیارد دلار به واردات بنزین اختصاص دهیم؛ فراوردهای استراتژیک از نفت که در سال 98 برای ما 6میلیارد دلار درآمد ارزی داشت؛ این سقوط 12میلیارد دلاری در ارزآوری را چندی پیش پورمحمدی، رئیس سازمان برنامه و بودجه اعلام کرد. حالا باید دید مقصر کیست و چه بر سر این درآمد سرشار آمد که حالا آن را تبدیل به یکی از نقاط بحرانی در حکمرانی جمهوری اسلامی ایران کرده و بخش عمدهای از درآمد نفتی را در بودجه 1405 بلعیده است. از عدم توجه به میترینگ تا سرمایههایی که به جای هدایت به سمت ساخت پالایشگاه و افزایش ظرفیت تولید بنزین این روزها در بازار طلا و ارز سوداگری میکنند.
تولید و مصرف بنزین در سال 76، اولین سال دولت اصلاحات، تقریبا سربهسر و در حدود 35میلیون لیتر در روز بود؛ اما این دولت هیچ پالایشگاهی را از صفر تا صد نساخت که موجب شد در شرایطی که مصرف بنزین در سال 84 (سال پایانی این دولت) با رشدی بیش از 90درصدی به حدود 67میلیون لیتر رسیده بود، تولید بنزین اما تنها 20درصد رشد کند و به حوالی 42میلیون لیتر برسد. که این افزایش هم عمدتا از محل بهبود فرایندهای موجود در پالایشگاههای قدیمی رخ داد. و در این وانفسا که واردات به چیزی بیش از 20میلیون لیتر در روز رسیده بود، کارشناسان هشدار میدادند که با تداوم این روند در سالهای آتی، تمام درآمد نفتی را باید صرف واردات بنزین کنیم.
با پایان دولت اصلاحات و استقرار دولت احمدینژاد، تدابیری برای این روندِ به قهقرا رفتن درآمدهای ارزی دیده شد؛ اجرای سهمیهبندی بنزین در سال 86 که البته با اعتراضات و فشارهایی بر مردم همراه شد، مصرف بنزین را از 74میلیون لیتر در روز به 64میلیون لیتر کاهش داد؛ این رویکرد اما در سال 89 و با آغاز اجرای طرح هدفمندی یارانهها به تکامل رسید و گسترش یافت. طرحی که باعث شد مصرف بنزین از حدود 66میلیون لیتر در مقطعی حتی به زیر 60 میلیون لیتر برسد و متعاقب آن واردات نیز حداقلی و گاها صفر شود. در این بین در سال 1385 کار ساخت بزرگترین پالایشگاه میعانات گازی جهان نیز آغاز شد.
با رسیدن به دهه نود و آغاز دولتهای روحانی اما، تفکری که در دولتهای اصلاحات پالایشگاه نساخت و بسیاری از بحرانهای امروز را پایهریزی کرد، این بار با شدت بیشتر و بدون روتوش پا به عرصه مدیریت اجرایی کشور گذاشت؛ دولتی که وزیر نفتش (بیژن زنگنه) در پاسخ به علت نساختن پالایشگاه و در سالهای پایانی دولت در ادعایی عجیب گفت:« اگر پالایشگاه میزدیم، تمام کشور را به کثافت و آلودگی میکشیدیم»! کار را به جایی رساند که مجددا اختلافی فاحش میان تولید و مصرف بنزین افتاد تا جایی که آمریکا را هم تحریک به تحریم این فراورده راهبردی کرد؛ اما با افتتاح پالایشگاه ستاره خلیج فارس به دست قرارگاه سازندگی خاتمالانبیاء، ورق برگشت.
بزرگترین پالایشگاه میعانات گازی دنیا، که کار ساخت آن از سال 85 و به دست قرارگاه سازندگی خاتمالانبیا آغاز شده بود، علیرغم میل مسئولین دولت روحانی از جمله زنگنه، که در مسیر افتتاح آن هم سنگاندازیهایی کردند، در سه فاز و در سالهای 96 و 97 به بهرهبرداری رسید و نهایتا با تولید حدود 45میلیون لیتر بنزین و 16میلیون لیتر گازوئیل در روز به تنهایی پاسخگوی نیمی از مصرف بنزین در کشور شد. تا جایی که موجب درآمد ارزی شش میلیارد دلاری در سال 98 برای کشور شد و از طرفی از خروج چندین میلیارد دلار ارزی که صرف واردات بنزین میشد جلوگیری کرد.
حالا و در شرایطی که کشور دوباره درگیر ناترازی بنزین شده، گویا به غیر از راهکارهای قیمتی راهی به ذهن دولتی که رویکرد و اشخاص آن در امتداد دولتهای اصلاحات و اعتدال هستند، نمیرسد؛ و رئیسش مستاصل اعلام میکند که برای افزایش حقوقها حداقل بهاندازه تورم، منابع ندارد. در حالی که سرمایههای کلان مردم در سایه نبود برنامه مشخص از سوی دولتیها، این روزها عمدتا یا در بازاهای غیرمولدی چون طلا و ارز سوداگری میکنند و یا برای کسب سودهای بادآورده در حساب شرکتهای خودروسازی بلوکه میشوند.
طبق گفته مالک شریعتی، نماینده تهران، «فقط 700همت پول مردم در حساب ایرانخودرو بلوکه شد، نقدینگی کشور 12هزار همت است و برآوردها میگویند 15میلیارد دلار اسکناس ارز در دست مردم است». اما دولت مشخصا برنامهای برای هدایت این سرمایههای عظیم به سمت تولید ندارد؛ و بنا را برای کسب درآمد، نه بر ساخت پالایشگاه و جلوگیری از خروج ارز برای واردات بنزین از طریق ایجاد صندوقهای پروژه بلکه بر افزایش دو درصدی مالیات بر ارزش افزوده و فشار مضاعف بر مردم گذاشته است.
اخیرا رئیس پلیس امنیت اقتصادی فراجا نیز اعلام کرد که روزانه 21میلیون لیتر سوخت به ارزش هزارمیلیارد تومان قاچاق میشود؛ این هم یک راه دیگر برای کسب درآمد است که دولت اگر برنامه داشته باشد، محقق خواهد شد. اجرای میترینگ اما همانند دیگر تکالیف برنامه هفتم مغفول مانده و گویا در بودجه نیز بهایی به آن داده نشده است؛ طرحی که میگوید باید در ورودیها و خروجیهای پالایشگاهها و هر وسیله حمل سوخت کنتورهایی نصب شود تا دو تا چهار درصد پرتی فراوردههای نفتی از بین برود. نشتی که رقم آن سالانه چیزی در حدود 8میلیارد دلار میشود.
دولت اگر برای کسب درآمد و جلوگیری از نشتیها که به نفع قاچاقچی و محافل قدرت و ثروت هستند، برنامه داشته باشد، هم درآمد حاصل میشود و هم فرصتهای بسیاری به وجود خواهند آمد. به شرط آن که از مدیریت به سبک دولتهای غربگرا فاصله بگیرد؛ تا اینگونه از اظهار عجز دولت و رئیس آن نیز برای حل مشکلات کشور و معیشت مردم جلوگیری شود.

