نقشه جدید رژیم صهیونیستی برای محاصره ترکیه:
یک ماه پیش بود که سازمان هنری رسانهای اوج، در اطلاعیهای در صفحۀ اینستگرامش اعلام کرد «مجنون، پُرفروشترین فیلم دفاع مقدس سینمای ایران شد». خبری کوتاه و موجز که میخواست با آن، جایگاه ویژهای را برای فیلم سینمایی مجنون در تاریخ سینمای دفاع مقدس بسازد؛ پُرفروشترین فیلم تاریخ آن هم در آستانۀ شانزده میلیاردیشدن!
به رسمیتشناختن سومالیلند توسط رژیم صهیونیستی و هم زمان گسترش همکاریهای نظامی و امنیتی تلآویو با یونان و قبرس در شرق مدیترانه را باید در چارچوب یک رقابت ژئوپلیتیک گستردهتر با ترکیه فهم کرد؛ رقابتی که اکنون در چند جبهه هم زمان در حال شکل گیری است و سومالیلند به عنوان یک پرونده جدید، نمادی از این رویارویی است.
در سالهای اخیر، رژیم صهیونیستی به دنبال گسترش عمق استراتژیک خود فراتر از مرزهای سنتی بوده و یونان و قبرس را به عنوان شرکای راهبردی در شرق مدیترانه انتخاب کرده است؛ همکاریهایی که شامل تبادل اطلاعات، تمرینهای نظامی مشترک، هماهنگی در حوزه انرژی و امنیت دریایی و تفاهم نامههای فنی برای مقابله با تهدیدات نوین میشود. این مثلث سهجانبه، از منظر آنکارا، نه تنها تلاشی برای محافظت از منافع انرژی و مرزهای دریایی یونان و قبرس است، بلکه به عنوان یک بلوک بازدارنده در برابر ادعاها و تحرکات ترکیه در شرق مدیترانه عمل میکند. در چنین فضایی، هر اقدام نمادین یا عملیاتی که توانایی این بلوک را تقویت کند، به طور مستقیم منافع ترکیه را هدف قرار میدهد و میتواند به تشدید تنشها بینجامد.
ترکیه طی یک دهه گذشته سیاستی فعال در شاخ آفریقا و به ویژه در سومالی دنبال کرده است؛ آنکارا با سرمایه گذاریهای اقتصادی، پروژههای زیرساختی، کمکهای توسعهای و حضور دیپلماتیک گسترده، رابطهای نزدیک با دولت حاکم بر موگادیشو برقرار کرده و خود را به عنوان یکی از حامیان اصلی سومالی معرفی کرده است. این حضور ترکیه در سومالی نه تنها جنبه های اقتصادی و نرم دارد، بلکه شامل همکاریهای امنیتی و نظامی نیز میشود که به آنکارا امکان میدهد نفوذ و حضور دریایی خود را در خلیج عدن و نزدیکی بابالمندب تقویت کند.
در مقابل، به رسمیت شناختن سومالیلند توسط رژیم صهیونیستی، به ویژه اگر با حمایت و هماهنگی امارات و دیگر بازیگران منطقهای همراه باشد، میتواند بهعنوان تلاشی برای ایجاد یک نقطه نفوذ رقیب در شاخ آفریقا تعبیر شود؛ نقطهای که حضور ترکیه در موگادیشو را تضعیف کرده و دسترسی آنکارا به مسیرهای حیاتی دریایی را با چالش همراه می سازد. از منظر آنکارا، چنین تحولی نه تنها یک شکست دیپلماتیک است، بلکه تهدیدی راهبردی برای پروژه نفوذ ترکیه در آفریقا محسوب میشود.
هم زمان، همکاریهای نظامی و امنیتی رژیم صهیونیستی با یونان و قبرس در حوزههایی مانند: مقابله با پهپادها، جنگ الکترونیک، تبادل اطلاعات دریایی و تمرینهای مشترک، ظرفیتهای دفاعی این سه کشور را در برابر تهدیدات منطقهای افزایش میدهد و به ویژه در پروندههای اختلافی با ترکیه بر سر مرزهای دریایی و منابع انرژی، بهعنوان اهرم فشار عمل میکند. این همکاریها میتواند به ایجاد یک شبکه هشدار و واکنش سریع در شرق مدیترانه منجر شود که آنکارا را در موضع تدافعی قرار میدهد و گزینههای راهبردی آن را محدود میسازد.
در نتیجه، ترکیه با مواجهه با یک بلوک منطقهای هماهنگ، ناگزیر به بازنگری در سیاستهای دریایی و انرژی خود خواهد شد و ممکن است برای حفظ منافع خود به اقدامات تهاجمیتر یا دیپلماتیک تر متوسل شود. رقابت میان آنکارا و تلآویو در عرصه سوریه نیز نمود یافته است؛ سوریه به عنوان یک میدان نیابتی که در آن منافع بازیگران منطقهای و فرامنطقهای به طور مستقیم با هم برخورد میکند، جایی است که ترکیه و رژیم صهیونیستی منافع متضادی دارند.
ترکیه از گروهها و نیروهای حاکم بر دمشق حمایت کرده و در شمال سوریه حضور نظامی مستقیم یا نیابتی دارد تا مانع از گسترش نفوذ نیروهای کردی و همچنین حفظ منافع امنیتی خود شود. از سوی دیگر، رژیم صهیونیستی به دنبال حضور خود در جنوب سوریه و حمایت از گروه های دروزی است. این تضاد منافع باعث شده که نیروهای نیابتی مرتبط با هر طرف بارها در میدان با هم درگیر شوند و هر تحول جدید در سوریه میتواند به تشدید رقابت میان آنکارا و تلآویو منجر شود.
در چنین شرایطی، رژیم صهیونیستی ممکن است برای افزایش فشار بر ترکیه، حمایت اطلاعاتی یا محدود از بازیگران محلی در سوریه را تشدید کند؛ از جمله تقویت ارتباطات با گروههایی که با نفوذ ترکیه در تضادند یا میتوانند هزینههای سیاسی و نظامی برای آنکارا ایجاد کنند. یکی از سناریوهای محتمل در این رقابت، افزایش حمایت رژیم صهیونیستی از کنشگران کردی یا دیگر گروههای محلی در سوریه است تا از این طریق فشار بر آنکارا را افزایش دهد.
چنین حمایتی میتواند در قالب تبادل اطلاعات، آموزش محدود، یا فراهم سازی تسهیلات لجستیکی و فنی باشد که به گروههای محلی امکان میدهد عملیاتهای خود را مؤثرتر کنند. این رویکرد، اگرچه میتواند به صورت کوتاه مدت فشارهایی را بر ترکیه وارد آورد، اما خطر تشدید تنش و گسترش تقابل نیابتی را نیز افزایش میدهد و ممکن است به واکنشهای تلافیجویانه از سوی آنکارا بینجامد. در نتیجه، منطقه وارد مرحلهای از رقابت پیچیده و چندلایه میشود که در آن هر اقدام کوچک میتواند پیامدهای بزرگتری در دیگر جبهه ها داشته باشد. پرونده سومالیلند به عنوان یک میدان جدید این رقابت، ویژگیهای خاص خود را دارد.
سومالیلند که خود را به عنوان یک کشور مستقل اعلام کرده و سالها در پی کسب به رسمیت شناسی بینالمللی بوده، از منظر بازیگران منطقهای و فرامنطقهای اهمیت استراتژیک دارد؛ زیرا موقعیت جغرافیایی آن در نزدیکی بابالمندب و مسیرهای حیاتی کشتیرانی، آن را به نقطهای حساس برای کنترل ترافیک دریایی و خطوط انرژی تبدیل کرده است.
اگر رژیم صهیونیستی با هماهنگی شرکای منطقهای مانند: امارات، حضور دیپلماتیک و عملیاتی خود را در سومالیلند تثبیت کند، این اقدام می تواند به سرعت به ایجاد یک نقطه نفوذ جدید در نزدیکی مسیرهای حیاتی منجر شود که توانایی ترکیه در شکل دهی به معادلات دریایی و نفوذ در شاخ آفریقا را کاهش دهد. این وضعیت میتواند آنکارا را وادار به واکنشهای متنوعی کند؛ از تقویت روابط با موگادیشو و دیگر بازیگران سومالی گرفته تا افزایش حضور دریایی و دیپلماتیک در منطقه یا تشدید همکاریهای امنیتی با بازیگران دیگر. پیامدهای منطقهای و فرامنطقهای این رقابت چندوجهی است.
نخست، احتمال افزایش تنشهای نظامی و نیابتی در سوریه و شرق مدیترانه وجود دارد که می تواند به برخوردهای محدود یا تشدید بحرانهای مرزی منجر شود. دوم، رقابت بر سر نفوذ در شاخ آفریقا ممکن است به تقسیمبندیهای جدید سیاسی و اقتصادی در منطقه بینجامد و فرآیندهای صلح و بازسازی در سومالی را پیچیدهتر سازد. سوم، ورود بازیگران خارجی به پروندههای حساس میتواند فضای دیپلماتیک را مسموم کند و راهحلهای چندجانبه برای اختلافات را دشوارتر نماید. افزون بر این، تقابل میان آنکارا و تلآویو میتواند بازیگران فرامنطقهای را نیز بهسمت اتخاذ مواضع یا مداخلات مستقیم یا غیرمستقیم سوق دهد که خود به پیچیدگیهای بحران میافزاید.
در مقابل، ترکیه نیز ابزارهایی برای پاسخ دارد که میتواند توازن را به نفع آنکارا تغییر دهد. آنکارا میتواند با تقویت همکاریهای منطقهای و فرامنطقهای، از جمله افزایش تعامل با کشورهای آفریقایی، تقویت حضور دریایی و توسعه توافقهای امنیتی و اقتصادی، نفوذ خود را حفظ و گسترش دهد. همچنین ترکیه میتواند از ظرفیتهای دیپلماتیک و اقتصادی خود برای جلب حمایت بازیگران بینالمللی یا منطقهای بهره گیرد و از طریق دیپلماسی فعال، تلاش کند تا به رسمیت شناختن سومالیلند و دیگر اقدامات رقیب را بیاثر سازد.
در نهایت، آنکارا ممکن است به دنبال ایجاد ائتلافهای جدید یا تقویت روابط با بازیگران محلی در سوریه و شاخ آفریقا باشد تا شبکه نفوذ خود را مستحکمتر کند. جمعبندی اینکه رقابت میان ترکیه و رژیم صهیونیستی اکنون از مرزهای سنتی فراتر رفته و به عرصههای دریایی، انرژی و آفریقایی کشیده شده است؛ عرصه هایی که کنترل آنها میتواند تأثیر مستقیم بر امنیت انرژی، خطوط کشتیرانی و توازن قدرت منطقهای داشته باشد.
پرونده سومالیلند به عنوان یک میدان جدید این رقابت، نشان میدهد که چگونه مسائل محلی میتوانند به ابزارهای فشار ژئوپلیتیک تبدیل شوند و چگونه ائتلافهای منطقهای میتوانند ساختارهای قدرت را بازتعریف کنند.

