پروژه‌های امنیتی از مهسا امینی تا معیشت

مروری بر تفاوت‌ها و شباهت‌های دو پروژه امنیتی در سالهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴

دو پروژه مهسا امینی در ۱۴۰۱ و معیشت در ۱۴۰۴ تفاوتها و شباهتهایی با هم دارند. در این مقاله ضمن مرور گذرا بر این تفاوت‌ها و شباهت‌ها با تمرکز بر بعد رسانه‌ای و منطبق بر برخی از اجزای مدل ارتباطات انسانی، این پروژه‌ها را موشکافی کنیم. در یک نگاه کلی، می‌توان گفت که پروژه مهسا از بُعد جمعیتِ افرادی که با اهداف پروژه همراه شدند و همچنین از بعد ماندگاری و عمر، از پروژه معیشت موفق‌تر بود. اما پروژه معیشت از بعد خشونت و جنایت شدیدتر از پروژه مهسا بود. هر دو پروژه، جنبه امنیتی داشتند و طبق مستندات و اظهارات مقامات خارجی، از خارج از کشور راهبری شدند. پروژه‌های مهسا و معیشت علاوه بر برتری‌ها و کاستی‌هایی که گفته شد از جنبه جنگ شناختی، مدیریت ذهن و نبرد رسانه‌ای دارای شباهت‌ها و تفاوتهایی نیز هستند که در ادامه به آنها می‌پردازیم. روزنامه اسرائیلی هاآرتص در روزهای اخیر نوشت: یک کارزار نفوذ دیجیتالِ گسترده به زبان فارسی در جریان بوده که از داخل اسرائیل اداره می‌شود… این کارزار پهلوی را ترویج می‌کند و فراخوان‌ها برای بازگرداندن سلطنت را تقویت می‌کند. این کارزار بر “آواتارها” تکیه دارد؛ شخصیت‌های آنلاین جعلی که در شبکه‌های اجتماعی خود را شهروندان ایرانی جا می‌زنند.» این مطلب برای اثبات وجود ریشه‌های عملیات‌های تروریستی در خارج از کشور گویاست و ماهم به همین مقدار بسنده می‌کنیم.

مدل و فراگرد ارتباطات انسانی: قبل از ورود به بحث به شکل خلاصه یک مدل کلی را که بیان کننده ارتباطات بین انسانهاست معرفی می‌کنیم. در مدل کلی ارتباطات انسانی اجزاء و مفاهیم زیر هرکدام کارکرد خود را داشته و باهم فراگرد ارتباطات را شکل می‌دهند: پیام: مفهومی که از یک فرد (فرستنده) به فرد دیگری (مقصد یا گیرنده) منتقل می‌شود و انتظار می‌رود در نگرش، ادراکات یا رفتار فرد مقصد تاثیر گذار شود. فرستنده پیام: شخصی که پیامی را ارسال می‌کند. فرستنده در محیطی فعالیت می‌کند که شناخت و تجربیاتی از آن دارد. کانال ارتباطی یا رسانه: مسیری که از طریق آن پیام منتقل می‌شود. گیرنده پیام: شخصی است که پیام را دریافت می‌کند. این فرد هم در محیطی قرار دارد که تجربیات و شناخت او را شکل می‌دهد. اثربخشی ارتباط: یعنی مفهوم دریافتی نسبت به مفهوم ارسالی. این مقدار اگر برابر یک باشد یعنی ارتباط اثربخش بوده و اگر کمتر از یک باشد یعنی هدف از ارتباط به طور کامل محقق نشده. اکنون با در نظر داشتن مدل مفهومی ارتباطات به تفاوتها و شباهتهای دو پروژه می‌پردازیم. ۱ـ چاشنی، خمیرمایه (یا پیام آغازین): هر دو پروژه یک چاشنی، خمیرمایه انگیزاننده آغازین یا آتش‌زنه داشتند. روایت اول «مرگ مهسا امینی توسط پلیس» در پروژه مهسا و «انفجار قیمتهای دلار، طلا و کالاهای ضروری» در پروژه معیشت هرکدام به عنوان چاشنی برای تولید جرقه اولیه عمل کردند. در پروژه مهسا روایت اول، از مسیر رسانه‌های داخلی و خارجی به پروژه، انرژی و حرارت داد، اما در پروژه معیشت رسانه‌ها نقش کمرنگ‌تری در انتقال حرارت و هیجانات به کف جامعه داشتند. شدت تأثیرگذاری چاشنی‌ها می‌تواند محیط تجربی دریافت کننده را در فراگرد ارتباطی برای دریافت یک پیام تحت تاثیر قرار داده و اثربخشی پیام را افزایش دهد.

۲ـ اثرگذاری چاشنی‌ها: با توجه به فرهنگ اسلامی/ ایرانی و با عنایت به موضوع پروژه مهسا (زنی که مورد ظلم واقع شده) به لحاظ احساسی جذابیت و اثربخشی بالایی را با خود همراه داشت. بنابراین رسانه‌های دشمن با مصادره این فرهنگ به نفع خود توانستند اثربخشی فراگرد ارتباطی خود با مخاطب را به حداکثر رسانده و درنتیجه بخش وسیعی از جامعه را با خود همراه کردند. اما پروژه معیشت این نقاط قوت را باخود نداشت و به همین جهت اثربخشی کمتری داشت. ۳- محیط تجربی دریافت کننده: در این بخش به دنبال آن هستیم که ببینیم مخاطب ما در چه محیطی ادراکات و نگرشهای خود را می‌سازد؟ تجربیاتی که مخاطب از اطراف خود کسب می‌کند می‌تواند در اثربخشی ارتباط ما با مخاطب تاثیر گذار باشد. اینجا لازم است به کلمه عبری هاسبارا (به معنای توضیح دادن یا روشنگری) اشاره کنیم. هاسبارا در عمل اسم رمزی برای عملیات روانی و مهندسی ذهن جامعه و مخاطب هدف است. وقتی شهروند یک جامعه نیروی پلیس را به عنوان یک نیروی خارجی تلقی کند، دیگر برای مبارزه با پلیس، خود را مجاز به هر کاری خواهد دانست. در چنین محیط ادراکی، کشته سازی توسط عوامل خارجی می‌تواند به زیان امنیت ملی کشور و به سود راهبران داخلی و خارجی پروژه باشد. حالت تشدید شده در این فضا را می‌توان محیط جنگ شناختی نامید. مادر کیان پیرفلک مثالی بسیار قابل تامل و البته وحشتناک از پدیده جنگ شناختی است. کودک نه ساله‌ای که در آبان ۱۴۰۱ توسط تروریست‌های شهر ایذه در استان خوزستان هدف گلوله قرار گرفت. مادر او که از کارکنان آموزش و پرورش بود تحت تاثیر مؤلفه‌های مدیریت ذهن و نهایتاً جنگ شناختی، با اینکه قاتل (یک تروریست به نام مجاهد کورکوری) شناسایی و دستگیر شد اما همچنان پلیس و نیروهای امنیتی را مقصر می‌دانست و در نهایت با انتشار و سر دادن شعار «ای مجاهد، ای مظهر شرف» از قاتل فرزند خود تمجید کرد!!

در پروژه معیشت در دی ماه ۱۴۰۴ روی این موضوع (یعنی مهندسی ذهن) به همراه برخورد مسلحانه توسط جریان پهلوی اسرائیلی تمرکز شده بود. به همین دلیل سطح خشونت بیشتری را شاهد بودیم. این عملیات روانی در پروژه مهساهم انجام شد، اما تاثیر آن به اندازه پروژه معیشت نبود. چون جنبه مسلحانه آن کمتر در پروژه لحاظ شده بود. در این زمینه نیز می‌توان ادعا کرد پروژه مهسا دارای برتری‌هایی نسبت به پروژه معیشت بود. در پروژه مهسا زمینه لازم برای پذیرش و مقبولیت آشوب در ذهن مخاطب فراهم شده بود. خط کشی بین دوست و دشمن بسیار مبهم بود. از مدتها قبل موضوع گشت ارشاد و حجا‌ب‌بان و … سرخط رسانه‌های دوست و دشمن بود و به همین دلیل جمع زیادی از دوستان نیز ناخواسته در زمین دشمن قرار گرفتند. از سوی دیگر مصادره تعصب و غیرت دینی و فرهنگی ایرانی توسط دشمن موجب یارگیری بیشتر جریان ضد ایرانی شده بود خطای محاسباتی رژیم صهیونیستی؛ تهاجم رژیم اسرائیل به ایران در جنگ ۱۲ روزه در خردادماه سال ۱۴۰۴ فضا را به نفع جمهوری اسلامی تغییر داد. می‌توان ادعا کرد که رژیم یک خطای بزرگ محاسباتی خود را در طول تاریخ جعلی خود در جنگ با ایران رقم زد. صرف نظر از دلایل راهبردی، سیاسی و … این ادعا، صرفاً از بعد مهندسی افکار عمومی می‌توان گفت که تا پیش از جنگ ۱۲ روزه اثبات خباثت‌ها و دشمنی‌های پشت پرده رژیم با جمهوری اسلامی ایران بسیار سخت بود. اما این تجاوز دست رسانه‌های ایرانی را باز کرد و محیط تجربی مخاطبان رسانه‌ها از پذیرش خوبی برای معرفی و بیان واقعیتها در مورد این رژیم برخوردار شد. هرچند این رژیم دچار خطای دیگری نیز شد و برخی از مقامات رژیم حمایتهای خود را در پروژه معیشت دی ماه ۱۴۰۴ اظهار کردند، اما اگر اظهار هم نمی‌کردند، بدبینی مخاطب عام در داخل ایران نسبت به رژیم صهیونی، باعث شد مخاطب، دیگر منتظر رسانه نماند و مرز بین دوست و دشمن را با بهره‌گیری از تجربه خود در جنگ خردادماه مشخص کرد. همین موضوع نیز باعث شد یارگیری و دوام این پروژه به نسبت پروژه مهسا کمتر شود.

علم صالح، استاد دانشگاه استرالیا می‌گوید: «شورش‌های ایران نتیجه معکوس برای موساد داشت شورش‌های موساد در ایران شکست خورده‌اند و اینکه حمله به ایران در حال حاضر فقط باعث اتحاد بیشتر جمهوری اسلامی خواهد شد.» به طور خلاصه می‌توان گفت پروژه مهسا در عملیات روانی موفق‌تر بود. چون: ۱ـ توانست یارگیری قابل توجهی کرده و طیف وسیعی از هموطنان را به نسبت پروژه معیشت، مجذوب روایتهای تولیدی در چارچوب این پروژه کند. ۲ـ توانست دوام به مراتب بیشتری داشته باشد، پروژه مهسا در حدود ۱۰۰ روز در اوج بود اما پروژه معیشت حتی نتوانست ۱۰ روز دوام بیاورد. ۳ـ همچنین پروژه معیشت در دی ۱۴۰۴ به شدت خشن، بیرحمانه و خون‌آلود بود. چنین پروژه‌ای در فضای ابهام ۱۴۰۱ می‌توانست منجر به یارگیری بیشتر شود، اما در فضای شفاف ۱۴۰۴ فقط ماهیت پلید و خونخوار مدیران پروژه را آشکار کرد و نتوانست به اهداف بلندمدت و راهبردی خود برسد. چه باید کرد؟ رهبر معظم انقلاب: «مگس روی زخم می‌نشیند». چه خوشمان بیاد و چه بدمان بیاید، هر کدام از این پروژه‌ها مانند یک قیچی، دو لبه داشتند، لبه‌ی مدیریتی و لبه‌ی جریانهای تروریستی، همچنین این قیچی‌ها هرکدام دو دسته یا اهرم دارند که به نظر می‌رسد این دسته‌های قیچی یا در خارج هستند یا از خارج از کشور خط می‌گیرند. شاید هم در بهترین حالت، این لبه‌ها افراد ناآگاه و نامدیر در داخل کشور باشند که بازهم در نتیجه فرقی نمی‌کند. از بعد رسانه‌ای باید ماهیت دسته‌ها و لبه‌های این قیچی‌ها مشخص شده و پس از شناخت کامل و دقیق اصحاب رسانه از این پروژه‌ها، موضوع از طریق تولید محتواهای جذاب به مخاطب منتقل شده و مخاطب تفهیم شود. افرادی همانند مادر کیان پیرفلک نباید در لبه‌ها یا دسته‌های قیچی پروژه نقش آفرینی کنند. آموزش و پرورش و سینما و آموزش عالی و سازمانها و وزارتخانه‌های دولتی باید توسط رسانه‌ها و البته ناظران امنیتی مورد رصد و اقدام باشند.

 

مقالات مرتبط

از رنه نیکول آمریکایی تا زینب دارابی ایرانی

زینب دارابی ، نام جدیدی است که به فهرست زنان آسیب دیده…

9 بهمن 1404

حاشیه به جای متن

مشغولیت دولت به موتور سواری بانوان در اوج گرانی خودرو، ارز و…

انتقام یعنی برخورد با تمام زنجیره جنایت

نگاهی به اظهارات سخنگوی دولت که خلاف رویه جاری حتی در کشورهای…

دیدگاهتان را بنویسید