سختی روایت حماسه های مردمی

چرا «بازی خونی» از روایت حماسه مردم آمل ناتوان است و سوژه را به یک روایت تکراری امنیتی تقلیل می دهد؟

یک گروهک مسلح مزدور، خیابان‌ها را به خون کشیدند و شهر را به آشوب کشاندند، به این خیالِ خام که با چاشنی ویرانی و هراس، مردم را دنباله‌روِ وهمِ خویش کنند؛ امابا سیلیِ حضورِ حماسه‌آفرین مردم، به هزیمت و عقب‌نشینی تن دادند. سرکرده‌ این تروریست‌ها که در میانه درگیری با مسلسل ایستاده بود، نهایتاً دستگیر و به اعدام محکوم شد و بی‌آنکه بویی از توبه ببرد، به درک واصل گشت. جالب اینجاست که کورش زعیم، برادر او و عضو جبهه ملی، مدعی شده بود سلاح به صورت تصادفی و برای جلوگیری از کشته شدن کسی به دست او رسیده بود! این واقعه، همان حماسه ماندگار مردم آمل در سال ۶۰ و ماجرای گروهک سربداران یا اتحادیه کمونیست‌هاست که حالا محور فیلم «بازی خونی» شده است؛ سوژه‌ای ناب که به دلیل اتمسفر جذاب و بکر بودن برای درام‌های امنیتی دهه شصت، سوژه ای عالی بوده است.
روایت آن واقعه، روایتی مو به مو از آنچه در فتنه‌های اخیر گذشت، با این تفاوت که در حوادث اخیر، دست ناپاک آمریکا و سرویس‌های جاسوسی حتی از گروه‌های چپِ شناسنامه‌دار هم عیان‌تر بود و ترامپ به عنوان لیدر این جریان، صراحتاً به آن اعتراف کرد.
به «بازی خونی» برگردیم، اثری که در میان لاغری و ضعف سینمای امروز ما قابل تحمل است و ارزش یک‌بار دیدن را دارد، هرچند که اثری ماندگار نیست و بارِ اصلیِ سرپا ماندنش را نه مدیون فرم، که مدیون سوژه‌ی ملتهبش است. از همان ابتدا، الگوبرداری نعل‌به‌نعل و تکراری فیلم از «ماجرای نیمروز» در شخصیت‌پردازی‌ها توی ذوق می‌زند؛ حضور بدل‌های کمال، صادق، رحیم و حتی بازسازی دلبستگی‌های حامد، نشان می‌دهد که فیلمساز نتوانسته از سایه مهدویان خارج شود و در سطحی پایین‌تر، با تکیه بر کلیشه‌هایی مثل «دختر نفوذی» و «قهرمان همیشه برحق»، قصه را پیش‌بینی‌پذیر کرده است.
حسین میرزامحمدی که پیوندش و ارتباطش با مهدویان در «کت چرمی» هم عیان بود، این الگوبرداری را بسیار ناشیانه اجرا کرده است. او علی‌رغم تلاش برای خلق اتمسفر از طریق موسیقی و طراحی صحنه، در کارگردانی الکن مانده و نتوانسته حسِ تپنده تاریخ را منتقل کند. لکنت اصلی فیلم در آشفتگیِ روایت است؛ جایی که سینما از یک فضای مقتدرِ نظامی-امنیتی ناگهان به یک ملودرام چندپاره سقوط می‌کند و با حوادثی مثل کشته شدن فرزند مأمور، صرفاً به دنبال باج‌گیری عاطفی از مخاطب است. فیلم با این پیش‌فرض غلط که مخاطب تاریخ را کاملاً می‌داند، در ارائه شناسنامه سیاسی گروه‌ها وا مانده و به نمادهای سطحی مثل داس و چکش در دل جنگل بسنده کرده است که همین امر، باورپذیریِ فضای تاریخی را مخدوش می‌کند.
در بازیگری نیز، شاهد تیپ‌سازی‌های تکراری هستیم و تنها حضور کوتاه لیندا کیانی است که نمره قبولی می‌گیرد. ارسطو خوش‌رزم که با سیمرغِ «صبح اعدام» شناخته می‌شد، در اینجا چنان افت کرده که گویی بنا داشته فقط در یک فیلم بازیگر خوبی باشد. سارا حاتمی نیز قربانیِ آشفتگی فیلمنامه و کارگردانی شده و درخشش قبلی‌اش را از دست داده است. در مباحث فنی، دوربین علیرضا برازنده با وجود قوت‌هایش، در سکانس‌های شب دچار لغزش است؛ تمرکز مفرط بر «خودنمایی دوربین» و استفاده غلیظ از ویژگی‌های اقلیمی که به تصاویر گنگ و ناواضح انجامیده، به زیبایی‌شناسی اثر ضربه زده است.
اما بزرگترین لطمه، از ناحیه «فقدان فرم» و غفلت از «مقاومت مردمی» وارد شده است؛ برخلاف وصیت‌نامه حضرت امام (ره) که آمل را «شهر هزار سنگر» نامیدند، دوربینِ فیلمساز به جای نمایش پاسخ قاطع و حماسیِ توده‌های مردم، بر شخصیت «خلیل» و هم‌رزمانش متمرکز شده و از بازنمایی آن شکوهِ جمعی ناتوان مانده است. فیلم در یک پارادوکس اسیر شده؛ از سویی نام و ساختارش به سمت یک بازیِ اطلاعاتی بین چند مهره خاص (خلیل و رقبایش) می‌رود و از سوی دیگر، سوژه‌ی حماسه آمل ذاتاً یک حرکت خروشانِ مردمی است. فیلم نتوانسته این دو را به هم پیوند بزند و در نهایت نه یک قهرمان فردی ماندگار می‌سازد و نه می‌تواند آن عظمتِ «شهر هزار سنگر» را در ابعاد سینمایی خلق کند. اگرچه عدم همراهی مردم با کمونیست‌ها به صورت حداقلی تصویر شده، اما بخش دوم که همانا روایت واقعی مردم در دفاع جانانه از سرزمین و انقلابشان و ایجاد سنگرهای خودجوش است، مغفول مانده؛ همان حماسه‌ای که آمل را جاودانه کرد. فیلم در تبیین دوگانه‌ی اصلی‌اش یعنی «عده‌ای اندک و متوهم که با آشوب و قتل به دنبال همراهیِ اجباریِ مردم هستند» در مقابل «ایمان راسخِ مردم»، ناتمام باقی می‌ماند.

رضا صالحی روزنامه نگار و عضو شورای سردبیری عصر ایرانیان می باشد.
مقالات مرتبط

حاشیه به جای متن

مشغولیت دولت به موتور سواری بانوان در اوج گرانی خودرو، ارز و…

انتقام یعنی برخورد با تمام زنجیره جنایت

نگاهی به اظهارات سخنگوی دولت که خلاف رویه جاری حتی در کشورهای…

گزارش مخرب سازندگی، ترجمانی از توییت ترامپ

دلهره‌افکنی بلندگوی داخلی دشمن و انتشار گزارشی علیه عامل بازدارندگی کشور، در…

8 بهمن 1404

دیدگاهتان را بنویسید