روایت حضور دکتر سعید جلیلی در مسجد سید الشهدا (ع) محله نازی آباد و منزل شهید آقا بیگی
برای شب میلاد امام حسین (ع) قرار بود مسجدی در سعادت آباد را برویم که چند شب قبل پیشنهاد شده بود. با نفر رابطمان که تماس گرفتم، نبود و رفته بود مشهد. پیشنهاد کرد که روز دیگری بیایید. رفتم سراغ شمارههایی که از نازی آباد گرفته بودم. نازی آباد خیلی وضعیت وخیمی داشته، خصوصا در روز پنجشنبه ۱۸ دی که جنگ شهری واقعی در جریان بوده.
با آقای طبسی تماس گرفتم. گفته بودند مسئولیت گروه جهادی مسجد مسلم بن عقیل نازی آباد را بر عهده دارد و دوست شهید آقا بیگی است که در پنجشنبه ۱۸ دی ماه به شهادت رسیده بود. همچنین مسجد سید الشهدا (ع) نازی آباد را هم پیشنهاد کرده بودند که توسط اغتشاشگران سوزانده شده بود. این دو مسجد نزدیک هم هستند و میشد نماز را در مسجد مسلم بن عقیل خواند و از مسجد سید الشهدا بازدید کرد. وقتی متوجه شدم که در مسجد سید الشهدا نماز کماکان اقامه میشود، خیلی خوشحال شدم و برنامه را اینگونه چیدیم که نماز را در همان مسجد بخوانیم و بعد به دیدار خانواده شهید برویم.
با حاج آقای باقر بیگ پیشنماز مسجد تماس گرفتم. خیلی استقبال کرد. حاج آقا توضیح داد که مسجد به مناسبت شب میلاد برنامه دارد و اگر دکتر جلیلی چند دقیقهای آنجا صحبت کند خیلی خوب میشود. آقای طبسی هم زحمت هماهنگی دیدار خانواده شهید آقا بیگی را کشید تا بعد نماز خدمت آنها برسیم و عرض تسلیت و تبریک داشته باشیم. خانه شهید نزدیک مسجد بود و حضور در خانه او موضوعیت داشت.
مسجد سید الشهدا (ع) در خیابان شهید رجایی است. من قبل نماز رسیدم. با حاج آقا تماس گرفتم که ببینم و احوالپرسی کنم. گفت در دفتر مسجد است. دفتر مسجد در گوشه حیات بود. وقتی داخل حیات مسجد شدم، فقط سیاهی بود. دور و بر را نگاه کردم سیاهی فراوان و آثار سوختگی دیده میشد. سقف هم فقط آهنهایش مانده بود و باقی همه سوخته بود. خوشبختانه سالن اصلی مسجد سالم بود و برای همین توانسته بودند نماز برپا کنند.
حاج آقا در جلسه بود و برای همین مزاحمش نشدم. برگشتم و با علی پسرم که با من آمده بود، کمی اطراف مسجد قدم زدیم. هوا خیلی سرد بود و زود به داخل مسجد برگشتیم. آقای خرازی فرمانده پایگاه بسیج مسجد را ورودی مسجد دیدم. من خودم را معرفی کردم. با هم صحبت کردیم. برگشتیم داخل حیات و او کمی درباره وضعیت پنجشنبه شب که مسجد را آتش زدند، توضیح داد. پرسیدم سلاح جنگی نداشتید؟ گفت آن شب حتی پینت بال هم نداشتیم. فقط با حضور بچهها توانستیم تاحدی جلوی آنها را بگیریم. اما اغتشاشگران توانستند وارد حیات مسجد بشوند و آن را آتش بزنند. از درب درون کوچه فرعی آمده بودند، نتوانسته بودند از درب اصلی که در حاشیه خیابان شهید رجایی است وارد شوند. میگفت با دست خالی مقابله کردیم و توانستیم قبل از رسیدن آتش به بخش اصلی مسجد آن را با کمک اهالی خاموش کنیم.
اذان شد و وارد مسجد شدیم تا نماز بخوانیم. دکتر هنوز نرسیده بود. نماز مغرب را خواندیم. دکتر هم رسید. حاج آقا بین دو نماز خیر مقدم گفت و حضور دکتر در شب میلاد سید الشهدا در مسجد مزین به نام ایشان را امر مبارکی دانست. تا آن لحظه به این موضوع توجه نکرده بودم. با اینکه حواسم بود که شب میلاد امام حسین (ع) است و مسجد هم به نام سید الشهدا است، اما اینکه این تقاطع معنا دارد را متوجه نبودم. یک لحظه احساس کردم اینکه مسجد سعادت آباد و مسجد مسلم بن عقیل نرفتیم و آمدیم مسجد سید الشهدا یک دعوت بوده نه یک انتخاب. ان شالله همین باشد.
بعد از نماز دکتر صحبت کرد. مثل همیشه تلاشش این بود تصویری کلان از حوادث و تحولات به مردم ارایه بدهد. از طراحی دشمن برای ملت ایران گفت. به نکتهی خوبی اشاره کرد؛ اینکه مصادیق این حرفها را نوجوانان نیز مشاهده کردند. حمله نظامی دشمن را شش ماه پیش و هدایت و برنامهریزی برای حملات تروریستی را در روزهای گذشته دیدهاند. تحلیل دکتر جلیلی از دلیل حمله تروریستها و اغتشاشگران به مساجد این بود که دشمن به دنبال ضربه زدن به منابع قدرتزایی نظام اسلامی است. دشمن با تحلیل تجربیات گذشته به این رسیده است که مسجد اصلیترین زرادخانه نظام اسلامی است. لذا به این نقطه حمله میکند تا بتواند مانع تربیت افرادی مانند شهید حاجیزادهها، تهرانیمقدمها و سلامیها شود. مانند حمله آنها به دانشمندان هستهای که فناوری هستهای را به دست آوردند.
بعد از صحبت دکتر، استاد چهرهخند شعری را خواند که پر از قدرت و حماسه بود. گویا از اهالی همان محله بود و با شهید آقا بیگی هم آشنایی داشت. دکتر تشکر کرد و برای بازدید حیات سوخته مسجد رفت. مثل همیشه بازار خوش و بش با دکتر و عکس گرفتن داغ بود. سهم بچهها و نوجوانها همیشه بیشتر است. به حیات که رفتیم چند نفر از اهالی مسجد که آن شب بودند ماجرا را با جزییات بیشتر توضیح دادند. میگفتند اکثر افرادی که دیدند اهل این محله نبودند. مهمترین دلیل هم این بود که مسیرها و خیابانها را بلد نبودند و از همدیگر زیاد سوال میپرسیدند که راه رسیدن به خیابان اصلی کجاست.
شب قبلش هم که مسجد صاحب الزمان (عج) محله آبشار بودیم، بچههای گردان امنیتی میگفتند که لیدرها خیلی حرفهای بودند. از ساعت ۸ شب که آمدند در یک ساعت کارشان را کردند و بعد مشخص بود که از صحنه گریخته بودند. دستگیری این لیدرها کار اطلاعاتی میخواهد و دستگاه امنیتی آن را انجام میدهد.

برای دیدار خانواده شهید به خیابان نزدیک مسجد رفتیم. خانه را که دیدم حرف آقای طبسی برایم معنا شد. گفته بود شهید زندگی سادهای داشته است. خانهای کوچک در دو طبقه که حداقل بالای ۵۰ سال از عمرش میگذرد. دیوار خانه مزین به عکس شهید شده بود. درب کوچک فلزی داشت که به زحمت عرضش به یک متر میرسید. یاد منزل شهید عجمیان افتادم، او در اغتشاشات زن زندگی آزادی در ۱۴۰۱ به شهادت رسید. وارد خانه شدیم و به طبقه بالا رفتیم. فضای خانه به شدت گرم و پر انرژی بود. عکس شهید در گوشه گوشه اتاق بود. عکس امام و آقا و حرم امام حسین و … خانه کوچک بود اما وسعت داشت. وسعت را میشد از افراد خانه و شهیدی که تقدیم کرده بودند فهمید.
آقای طبسی که هم مسجدی شهید بود و شناخت زیادی از او داشت، ابتدا توضیحاتی درباره شهید و کارهای مختلف او ارایه داد. شهید علیرغم اینکه بسیار فعال و دارای تعاملات فراوان بود و میتوانست به راحتی زندگی بهتری داشته باشد، و حتی توجیه لازم را هم داشت به دلیل آنکه وظیفه مراقبت از خواهر خود را نیز داشت، اما سادهزیستی را انتخاب کرده بود. شهید فعالیتهای زیادی برای کمک به مردم انجام داده بود. از فعالیتهای جهادی تا همین اواخر که یک زندانی را با کمک مردم و جمع آوری مبلغی حدود یک میلیارد تومان از زندان آزاد کرده بود.
خانواده هم از خوبیهای او و نقش محوری که در خانواده داشت گفتند. اصلیترین مطالبهشان هم این بود که قاتل یا قاتلان شهید شناسایی و دستگیر و مجازات شوند. شهید در شب شهادت در حالی به شهادت میرسد که دغدغه جان رفقای خودش را داشته و بعد از هدایت آنها که جا مانده بودند به محل امن، با برخورد یک نارنجک به سر و انفجار آن به شهادت میرسد.
دکتر جلیلی روی این نکته تاکید کرد که شهادت چنین افرادی خودش نشان دهنده صحنه و اثبات کننده حقانیت این گفتمان است. اینکه شخصی این چنین برای مردم کار کند و نه تنها بهرهای از نظام اسلامی نبرده بلکه از اموال خودش هزینه کند، نشان میدهد که او با خدا معامله کرده است. دکتر درباره دغدغه خانواده شهید هم گفت که خدایی که این انسانهای خوبش را انتخاب میکند و به مقام شهادت میرساند، خودش وعده داده است که از مجرمین انتقام میگیرد و آنها را مجازات میکند. البته این نکته را هم گفتند که مسئولین هم باید وظیفه خودشان را انجام بدهند.

