شروع ترامپ در میانهی فانتزیهای بینالملل
در دوره اول ریاست جمهوری ترامپ در آمریکا او سیاست فشار حداکثری بر ایران را پیش گرفت تا بتواند با ایجاد فشار شدید اقتصادی و بستن مسیرهای تنفس تجاری ایران و محدود کردن درآمد کشور و افزایش فشار اقتصادی بر جامعه در سطح اول ایران را پای میز مذاکره یا به تعبیر بهتر تسلیم بیقید و شرط در مسائل مختلف بکشاند اما در لایههای و سطوح پنهان بعدی به هدف خود یعنی تغییر حکومت یا به اسطلاح خودشان رژیم چنج برسد. در این مسیر از هیچ اقدام و روشی فروگذار نکرد و حتی از برجام که به ادعای دستاندرکاران آن «رییس جمهور بعدی آمریکا نمیتواند با چرخاندن خودکار روی کاغذ آن را لغو کند» هم خارج شد و عمل برجام را پاره کرد و صراحتا از لزوم توافقی جدید گفت که باید مسائل هستهای ، دفاعی و منطقهای را هم شامل میشد. این فشار حداکثری تا جایی ادامه داشت که حتی ترور رسمی و شناسنامهدار سردار سلیمانی را هم با افتخار برعهده گرفت تا نشان دهد برای رسیدن به هدف خود از هیچ تلاشی فروگذار نمیکند. این دور از فشار حداکثری با اتمام ریاست جمهوری ترامپ و عدم موفقیت او در کسب این جایگاه برای دومین بار متوالی و همچنین تغییر دولت در ایران صرفا در حد یک کمپین فشار اقتصادی باقی ماند هرچند در کنار این فشار اقتصادی فرزند نامشروع آمریکا در منطقه یعنی رژیم صهیونیستی اقدامات خرابکارانه در داخل ایران انجام میداد تا بتواند برای رسیدن به اهداف ترامپ به عنوان بازوی عملیاتی کمک کند.
تله جنگ یا سیاه چالهی افزایش فشار
همزمان با فشار حداکثری ترامپ و خرابکاریهای رژیم نحس در قبال ایران اما از داخل کشور صدایی که به گوش میرسید، صدای نه به تله جنگ و تنشزدایی یا همان لاقتال نوین بود.
در حالیکه دشمن هرروز بر اقدامات خصمانه خود در زمینههای سیاسی و اقتصادی میافزود، در داخل کشور اما یک نگاه فانتزی به عرصه بینالملل مانع هرگونه واکنش میشد و تاکید داشت این اقدامات برای ضربه زدن به اصول روابط بینالملل است و ما با قدم گذاشتن در این مسیر به تکمیل پازل ترامپ کمک میکنیم و هرگونه اقدامی از جانب ایران که رنگ و بویی از تنشزایی داشته باشد مردود است و ما باید تحت هر شرایطی به تعهدات و قواعد بینالمللی احترام بگذاریم. ایدهای که بیش از آن که کمک به بهبود وضعیت کند تعمیق هرچه بیشتر بحران بود چون طرف مقابل را به این اطمینان میرساند که هرگونه اقدام سیاسی علیه ایران بدون واکنش خواهد بود و آنها هربار با حساسیت سنجی خطوط قرمز بیشتری را تحت تاثیر قرار میدادند.
آغاز دوره دوم ترامپ
ترامپ که در دوره اول هم از سیاست راننده دیوانه یا مرد دیوانه بهره برده بود، مجدد به قدرت رسید و این بار در شرایطی کاملا متفاوت از دوره قبلی، زیرا این بار بعد از هفت اکتبر و عملیات طوفان الاقصی قدرت را در دست گرفته بود، عملیاتی که وقوعش شکست بزرگی برای آمریکا و رژیم صهیونیستی بود و باعث جنگی شد که حیثیت پوشالی رژیم را در برابر همه جهانیان نابود کرد و حالا ترامپ در بحبوحهی این جنگ به قدرت رسیده بود و پایان دادن به آن را برای نمایش خود مفید ، در دسترس و ارمغان آورندهی اهدافی میدیدید که در دوره قبل به آن نرسیده بود، یعنی تحدید قدرت ایران در مسائل منطقهای و دفاعی.
در داخل کشور به علت همان سیاست فرار از تله جنگ در دو سال جنگ طوفان الاقصی در برابر اقدامات رژیم نحس واکنشهای محدود و بعضا دیر موقع رخ داد که باعث شد دشمن همانند دورهای که فشارهای مختلف سیاسی وارد میکرد به این نتیجه برسد ایران برای درگیر نشدن در جنگ و اصطلاحا فرار از تله جنگ به اقدامات آنها واکنش بازدارندهای انجام نمیدهد و تحلیلهای اشتباه از شرایط و تصمیمات بر خلاف جایگاهها باعث شد که واکنش ما در سطح ضربات دشمن نباشد ، اتفاقی که حتی باعث دو واکنش عمومی از رهبر انقلاب شد که ایشان در دو سخنرانی متفاوت فرمودند« عقب نشینی غیرتاکتیکی عقوبت الهی دارد» و در سخنرانی بعدی با اشاره به کلامی از حضرت امیرالمومنین هشدار دادند« اگر خارج از مرزها با دشمن نجنگید باید در شهر خود با آنها بجنگیم».
جنگی که در عرصه بینالمللی هیمنه و حیثیت رژیم را برده بود اما در مقطعی به دلیل همین مسائل و نگاهها در داخل کشور و عدم مداخله جدی در جنگ خصوصا بعد از حادثه کنسولگری در سوریه و ترور شهید هنیه در تهران، باعث وقاحت بیشتر دشمن شد و حالا با روی کار آمدن ترامپ و سیاست مرد دیوانه او بهترین زمان برای زدن ضربه به ایران بود. ابتدا با حملات سنگین و به شهادت رساندن فرماندهان ارشد حزبالله و سپس برقراری آتشبس در لبنان که پشتوانه سیاسی و حمایت دولت لبنان راداشت محور لبنان را از حالت عملیاتی خارج کردند و با سقوط حکومت اسد در سوریه مسیر هوایی سوریه را برای خود ایمن کردند و درست در زمانی که ترامپ مدعی حل مشکل با ایران از مسیر مذاکره بود، حمله نظامی به کشور اتفاق افتاد و در میانهی جنگ آمریکا هم به کمک رژیم آمد و اقدام به بمباران تاسیسات هستهای ایران کرد، هرچند این اقدام با حمله به پایگاه العدید پاسخ داده شد اما این حملات حاصل پالسی بود که از کلیدواژه تله جنگ به دشمن رسیده بود و عدم دریافت پاسخ بازدارنده آنها را به طمع انداخت تا اقدام نظامی گسترده انجام دهند.
ترامپ در این دوره و به علت شرایط موجود در منطقه و جهان درباره ایران ایدهای به عنوان تغییر حکومت ندارد و تمام هدف او از مقابله با ایران دیگر نه فقط محدودیت هستهای و موشکی است نه تلاشی برای روی کار آوردن حکومتی همسو با اهداف آمریکا بلکه ایجاد بیحکومتی در ایران است و به همین علت از فردای جنگ 12 روزه تمام تلاش خود را انجام داده است تا شرایط عادی بر اذهان و ادراک جامعه ایران حاکم نشود و همه در یک شرایط نامعلوم که جنگ میشود یا نه قرار بگیرند تا زندگی عادی مردم دچار خدشه شود. از این رو این اتقال نیرو و تسلیحات به منطقه و حضور گسترده در خلیج فارس ادامه همین مسیر است تا اینطور نشان دهد که آماده حمله به ایران است و تا بخشی همین این حربهی قدیمی کوزههایی پر از کژدمهای ارباز اثرگذار بوده و رییس جمهور قاتل و تروریست آمریکا را با کمک عوامل رسانهای و داخلیش به هدفش رسانده اما نکتهای که قابل تامل است و باید به آن دقت کرد این است که هرچند با تحرکات میدانی و عملیات تروریستی اخیر در داخل کشور احتمال اقدام نظامی خارجی وجود دارد و باید برای آن آمادگی داشت اما نباید با دستان خود در بازی روانی آمریکاییها نقش آفرینی کنیم و به اضطراب جمعی و ماندن در شرایط غیرعادی و اضطراری دامن بزنیم، نکتهای که در این جابجایی نیروهای آمریکایی وجود دارد این است که اگر رییس جمهور قاتل آمریکا قصد عملیات نظامی داشت این میزان تجهیزات خود را در تیررس و اصطلاحا گوشت زیر دندان نیروهای مسلح ایران نمیکرد و ناوهای خود را به جای وارد کردن به خلیج فارس از اینجا خارج و به سمت اقیانوس هند میبرد. راه تقابل با تهدیدات و لفاظیهای ترامپ دیگر تهدید و لفاظی و بازی با کلمات نیست، راه مقابله و فروکش کردن این گردن فرازیها اقداماتی است که به آنها ثابت کند آمادگی ایران برای هرگونه ضربه متقابل واقعی است و عبارت انگشتان بر روی ماشه نه یک تهدید که یک اقدام عملیاتی است.
ومن الله التوفیق

