تشدید بحرانهای جهانی، سیاسی و انسانی درجهان بهویژه در فلسطین
در دوره فعلی، ترامپ و نتانیاهو نه صرفاً شریک ایدئولوژیک بلکه همپیمان فعال در پروژهی مشترک بیثباتسازی جهانی و کشتار به شمار میآیند، مشروعیتبخشی به اشکال جدید تسلط سیاسی، نظامی و دیپلماتیک بر سایر کشورهای جهان و بهویژه در فلسطین اشغالی از جمله اهداف این پیمان شوم است. عکسالعمل و اقدامات ضعیف جامعه بینالمللی و ارگانهای بینالمللی مسئول، نسبت به اقدامات یکجانبهگرایانه این دو شریک نامیمون بیش از پیش نمایان گشته است. چه آنکه در اجرای پروژههای کشتهسازی در سایر کشورها از جمله فلسطین و سوریه و ایران و لبنان مورد حمایت همهجانبه مالی، تجهیزاتی و رسانهای برخی از کشورهای اروپایی نیز قرار میگیرند.
اقدام علیه تمامیت ارضی کشورها و مهمتر کشتار و قربانیان انسانی این سیاستها، نتیجه رویکرد تجاوزکارانه شیطان بزرگ آمریکا و برادر نامشروع انگلیسیـآمریکایی آنها نتانیاهو است. در این چارچوب، نگرش و باور نظام بینالملل به «امنیت به بهای قربانیان غیرنظامی» است و اقدامات آمریکا و رژیم صهیونی در نقض آشکار نظام حقوق بینالملل مشروع دانسته میشود.
تهدید و اقدام جدی بر علیه قضات دیوان بینالمللی لاهه توسط شخص ترامپ و سکوت مجامع بینالمللی و کشورهای اروپایی مدعی حقوق بشر، به هنجاری قابل قبول برای غرب و بهویژه اندیشمندان آمریکا تبدیل شده است؛ از این رو رفتار و گفتار و عملکرد پر از تناقض ترامپ و حامیان اروپایی وی دور از ذهن نیست.
در ادامه ناامنسازی و براندازی نظام جمهوری اسلامی که آخرین بار با جنگ تحمیلی ۱۲ روزه آمریکا و رژیم صهیونی علیه ایران کلید خورده بود و با اغتشاشات و عملیاتهای تروریستی در بیشتر استانهای ایران در ۱۹ دیماه ادامه پیدا نمود، تا آنجا که رئیسجمهور متوهم آمریکا اعلام کرد که مشهد سقوط کرد!!؟؟
این اقدامات ضدحقوقبشری و مغایر با قوانین بینالمللی با همراهی تمامی جبهه غرب و با برنامههای از پیش تعیینشده و با حضور میدانی عوامل رژیم صهیونی در ایران با هدف کشتهسازی از مردمی که پای این انقلاب و نظام ایستادهاند و با کمک رسانههای غربی و شبکههای معاند به صورت هماهنگ و همهجانبه صورت گرفت و قرار بود تا جایی پیش رود که مشروعیت نظام را با چالش روبهرو ساخته و ملت ایران را در مقابل حکومت قرار دهند که نقشه شوم آنها به لطف الهی و هوشیاری مردم و اقدامات مؤثر نیروهای امنیتی و انتظامی و البته رهبری هوشمندانه رهبر معظم انقلاب اسلامی بر باد رفت و این برگ زرین مقاومت هوشمندانه ملت ایران در مقابل جبهه کفر در تاریخ این سرزمین ثبت شد.
ترامپ که شخصیت روحی و روانی و اجتماعیاش با حکمرانی قمارخانههای متعدد و مراکز فساد اخلاقی شکل گرفته است چگونه میتواند حکمرانی جبههای از غرب علیه کشورهای مستقل را رهبری نماید.
امروزه ادعاهای رهبری و مدیریت بحرانهای بینالمللی و جنگهای مهارشده مورد ادعای ترامپ بیشتر نزد همپیمانان غربی او همرنگ باخته است؛ چه آنکه سخن گفتن از تصرف گرینلند و کانال پاناما و ربودن رئیسجمهور قانونی یک کشور و … همه این اقدامات نابخردانه و تصورات هالیودی ترامپ نزد ملتهای اروپایی منفور و در افکار سیاستمداران اروپایی هم پذیرفته نیست و مواضع ضدترامپی نیز از سوی برخی از مقامات رسمی اتحادیه اروپایی بیشتر از گذشته بروز و ظهور یافته است.
از طرفی تشکیل شورای صلح بینالمللی مورد ادعای ترامپ و امضا گرفتن از رؤسای دولتها به بهانه غزه آن هم با حضور رژیم صهیونی در این شورا بیشتر بهخاطر تطهیر چهره جنایتکارانه این رژیم کودککش نزد افکار عمومی و سایر دولتها است. اینکه چرا کشورهای اروپایی همداستان با او در پروژههای تخریب، تجاوز، اشغال و … همکاری میکنند جای سؤال است.
البته در سند امنیت ملی آمریکا ۲۰۲۵ آمده است که اروپا در خط مقدم جبهه غرب و حفظ هژمونی آمریکا قرار دارد که نمیبایست قدرتی داشته باشد که این اقتدار آمریکا را مخدوش و یا تضعیف کند. او که خود را کدخدایی دهکده جهانی مکلوهان میداند خود درگیر پروندههای ضد اخلاقی جفری آپستین است.
نام ترامپ در پرونده جفری اپستین و موضوعاتی مانند بهرهبرداری اخلاقی و ارتباطات گسترده اپستین با سیاستمداران، دانشگاهیان و میلیاردرها بهویژه در آمریکا و بریتانیا و پروندههای دختران زیر ۱۸ سال که در ویلاها و جزیره اپستین برای سوءاستفاده جنسی استفاده میشدند قرار دارد.
جالبتر اینکه «هر کسی در واشینگتن فکر میکند اپستین برای موساد کار میکرد.» در یک نظریه به نام «پروژه موساد» و اینکه موساد از طریق شبکه اپستین برای بدنامسازی سیاستمداران آمریکایی و بریتانیایی مطرح و شخصیتهای مهم سیاسی از جمله نام ترامپ در آن نام برده شده است.
ملاقاتهای متعدد اهود باراک (نخستوزیر پیشین اسرائیل) با اپستین (حدود ۳۰-۳۶ بار بین ۲۰۱۳-۲۰۱۷) ثبت شده است.
بههر تقدیر فساد اخلاقی آپستین سالهاست که در آمریکا و انگلیس و بهصورت آشکار و در پروندههای مختلفی در محاکم قضایی ثبت شده است و ترامپ نیز از این اتهامات مستثنی نیست. ارتباط و ملاقاتهای ترامپ با جوزف آپستین بر کسی پوشیده نیست؛ اینکه رژیم صهیونی و سازمان جاسوسی این رژیم از وی نیز مانند سایر مقامات عالیرتبه سیاسی و اقتصادی بریتانیایی و آمریکایی بهرهبرداری مینماید دور از ذهن نیست.

