سناریوی تکراری غرب برای زدنِ نقاطِ قوتِ ایران

آدرسِ غلطِ اروپا با گرایِ استکبار؛ چرا پیکانِ دشمن همیشه به سمتِ «سپرِ ملت» می‌چرخد؟

منطق دشمن در چهل و چند سال گذشته تغییری نکرده است؛ آنها همیشه سنگ را به سمت قطاری پرتاب می‌کنند که در حال حرکت است و تبر را بر پایه‌ی درختی می‌زنند که سایه و ثمر دارد. اگر دیروز «عمامه و محراب» هدف ترور بود و روزی دیگر «روپوش سفید دانشمندان»، امروز لباس سبز پاسداری خار چشم استکبار شده است. اقدام اخیر اتحادیه اروپا علیه سپاه پاسداران، قطعه‌ای تکمیل‌کننده از پازلی است که نشان می‌دهد دشمن دقیقاً همان‌جایی را هدف می‌گیرد که مایه اقتدار و امنیت ملت ایران است.
تاریخ انقلاب اسلامی، کلاسی فشرده از دشمن‌شناسی است. کافی است ردپای خشم استکبار را دنبال کنیم تا بفهمیم کدام بخش از پیکره‌ی ایران اسلامی، حیاتی‌ترین نقش را ایفا می‌کند. قاعده بازی غرب و اتاق‌های فکر استکبار جهانی همواره یک اصل ثابت داشته است: «شناسایی نقطه قوت و تلاش برای انهدام آن». آنها هیچ‌گاه انرژی خود را صرف نقاط خنثی یا کم‌اثر نمی‌کنند؛ بلکه همیشه قلب تپنده‌ی مقاومت را نشانه می‌روند.
در سال‌های ابتدایی پیروزی انقلاب، زمانی که هنوز نهال نظام نوپا بود، دشمن خیلی زود دریافت که موتور محرکه‌ی این خیزش عظیم، «آگاهی» است. آنها فهمیدند که این روحانیت اصیل، علما و ائمه جمعه هستند که با روشنگری‌های خود، غبار فتنه را از چشم مردم کنار می‌زنند و مسیر حق را نشان می‌دهند. به همین دلیل، پیاده‌نظام منافقین را مأمور کردند تا با ترورهای کور و هدفمند، محراب‌ها را به خون بکشند. شهدای محراب و علمایی که در کوچه و خیابان ترور شدند، تاوانِ همین «روشنگری» را دادند. دشمن می‌خواست زبان گویای انقلاب را ببرد، اما خون آن شهیدان، فریاد مظلومیت و حقانیت را رساتر کرد.
زمان گذشت و انقلاب وارد فاز سازندگی و پیشرفت علمی شد. دشمن که دید با حذف فیزیکی چهره‌های سیاسی و مذهبی نمی‌تواند جلوی حرکت ملت را بگیرد، استراتژی خود را تغییر داد. این بار اتاق جنگ استکبار، رادارهای خود را روی آزمایشگاه‌ها و سایت‌های هسته‌ای قفل کرد. آنها دیدند که «علم» مولفه‌ی جدید قدرت ایران است. ترور دانشمندان هسته‌ای، از مسعود علی‌محمدی تا فخری‌زاده، نشان داد که دشمن از «مغزهای متفکر» و استقلال علمی ایران هراس دارد. آنها می‌خواستند بازوهای توانمند علمی کشور را قطع کنند تا ایران همیشه محتاج و وابسته باقی بماند.
اما این روزها، صحنه نبرد پیچیده‌تر شده است. در فتنه‌ها و اغتشاشات اخیر، شاهد بودیم که نوک پیکان حملات به سمت مساجد، حسینیه‌ها و پایگاه‌های بسیج چرخید. چرا؟ چون استکبار دریافت که فراتر از قدرت نظامی و علمی، یک «قدرت نرم» و یک «تفکر» وجود دارد که ملت را در برابر طوفان‌ها حفظ کرده است: «تفکر بسیجی». آتش زدن قرآن، حمله به مساجد و به شهادت رساندن بسیجیان دست‌خالی در خیابان‌ها، گواهی بود بر اینکه دشمن از این شبکه عظیم مردمی و اعتقادی احساس خطر کرده است. آنها می‌خواستند پناهگاه معنوی و اجتماعی مردم را ویران کنند.
و حالا در آخرین پرده از این نمایش خصمانه، اتحادیه اروپا با فشار و لابی‌گری آشکار استکبار جهانی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را هدف قرار داده است. این اقدام نه از سر قدرت، بلکه از سر استیصال است. سپاه پاسداران امروز تنها یک نیروی نظامی نیست؛ بلکه مجموعه‌ای است که در بحران‌های سیل و زلزله اولین امدادگر است، در سازندگی کشور پیشتاز است، و در منطقه، کابوس تروریست‌های دست‌سازِ غرب شده است.
اروپایی‌ها با دیکته‌ی آمریکا، سپاه را تروریست می‌خوانند، دقیقاً به این دلیل که سپاه بزرگترین مانع برای تحقق نقشه‌های شوم آن‌هاست. سپاه، «سپرِ ملت» در برابر تجزیه‌طلبی، ناامنی و سلطه است. دشمن به خوبی می‌داند تا زمانی که این نیروی مقدس پابرجاست، رویای تسلط دوباره بر ایران تعبیر نخواهد شد.
هجمه امروز به سپاه، مدال افتخاری بر سینه این نهاد انقلابی است. چرا که در منطق انقلاب اسلامی، میزانِ درستیِ مسیر ما، شدتِ عصبانیت دشمن است. اگر سپاه پاسداران نهادی خنثی و بی‌اثر بود، هرگز اتحادیه اروپا و اربابانش تا این حد برای تخریب آن هزینه نمی‌کردند. این فشارها تنها یک پیام دارد: سپاه پاسداران دقیقاً در وسطِ خالِ منافع ملی ایران ایستاده و دشمن درست همان‌جا را نشانه رفته است.

مقالات مرتبط

جمهوری اسلامی ایران دولت صاحب‌الزمان است

دبیرکل حزب‌الله لبنان، راه تعجیل در فرج را پیروی از رهبری ولی‌فقیه…

تحلیلی بر روند اقتصاد جهانی (6)

در قسمتهای قبلی روند اقتصاد جهان توضیح داده شد چگونه اروپا و…

فرعون در بن‌بست؛ روایت نخبگان آمریکا از غروب امپراتوری

واکاوی «هژمونی غارتگر» اعترافی از درون ساختار مقاله اخیر استیون والت، نظریه‌پرداز…

دیدگاهتان را بنویسید