اعتراف فارن افرز به آمریکا: برای ضربه زدن به ایران مذاکره بهتر از جنگ

کشف اعترافات پنهان: چهره واقعی ترس آمریکا و اسرائیل از ایران، از حربه مذاکره تا تحریم و جنگ

در روزهای اخیر، مقاله‌ای تحلیلی از سوی تحلیلگرانی وابسته به دستگاه سیاست‌گذاری آمریکا در نشریه «فارن افرز» منتشر شده است که حاوی نکات و اعترافات قابل تأملی است. نگاهی دقیق به این مقاله و مقالات مشابه مرتبط، پرده از حقیقتی تلخ برای واشنگتن و تل‌آویو برمی‌دارد؛ دشمنی خستگی‌ناپذیر و در عین حال، ترسی عمیق از قدرت ایران. (خواندن مقاله  در فارن افرز)

اعتراف به بن‌بست استراتژیک و ناتوانی در مهار ایران

بخش عمده‌ای از اقرارهای موجود، حول محور شکست راهبردهای چنددهه‌ای آمریکا و اسرائیل می‌چرخد. منابع غربی به‌وضوح اعتراف می‌کنند که تلاش دو دهه‌ای برای ارائه مهار ایران از طریق تحریم،فشار اقتصادی و حتی جنگ با شکست فاحش روبرو شده است. همچنین ارائه تصویری از ایران به‌عنوان «تهدید وجودی» و استفاده از ابزار تحریم و تهدید نظامی، نه تنها نتوانسته رفتار جمهوری اسلامی را تغییر دهد، بلکه به تقویت قدرت بازدارندگی و واکنش‌های دفاعی قاطع ایران انجامیده است. این خود، اذعانی به ناکارآمدی کامل سیاست «چماق» است.حتی تحلیل‌های درون‌سیستمی آمریکا نشان می‌دهد که تحریم‌های کمرشکن، به جای تضعیف اراده ملی، منجر به افزایش تاب‌آوری و خوداتکایی ایران در حوزه‌های حساس شده است. نتیجه این فشارها، شتاب‌بخشی به پیشرفت‌های هسته‌ای و موشکی ایران بوده، نه توقف آن.
جالب آنکه برخی تحلیل‌های منتشرشده در رسانه‌های غربی، به‌صورت غیرمستقیم مسئولیت ایجاد فضای امنیتی در ایران را بر عهده سیاست‌های خصمانه واشنگتن و تل‌آویو می‌گذارند و بیان می‌کنند که این فشار ممتد خارجی است که واکنش‌های دفاعی و داخلی خاص را در ایران رقم زده است.

ترس آشکار از توان دفاعی و بازدارندگی ایران

در لایه دوم، ترسی ملموس از قدرت عملی و توان تلافی‌جویانه ایران به چشم می‌خورد. هیچ تضمینی برای نابودی کامل توان هسته‌ای ایران از طریق حمله نظامی وجود ندارد. انها اقرار می‌کند که دانش بومی، پراکندگی و حفاظت فوق‌سخت تاسیسات ایران، هرگونه عملیات را با ریسک شکست مواجه می‌سازد همانطور که در جنگ 12 روزه که ترامپ ادعای نابودی توان و تاسیسات فوق پیشرفته هسته ای ایران را داشت با ابهام بزرگ روبروست که نشان دهنده شکست و عدم موفقیت حملات بوده است. این، اعترافی استراتژیک به مهارت و عمق دفاعی ایران است.
منابع اطلاعاتی غربی به خوبی می‌دانند که در صورت هرگونه تعرض، ایران از زرادخانه موشکی و پهپادی خود که بزرگ‌ترین زرادخانه در غرب آسیا است برای هدف قرار دادن پایگاه‌های آمریکا در منطقه و منافع هم‌پیمانانش استفاده خواهد کرد. توانایی بالقوه ایران در بستن تنگه هرمز و ایجاد اختلال در اقتصاد انرژی جهانی، یکی از کابوس‌های دائمی برنامه‌ریزان نظامی غرب به شمار می‌رود.نشریه فارن‌افرز در تحلیلی دیگر پذیرفته است که حمله موشکی بی‌سابقه ایران به سرزمین‌های اشغالی در سال ۱۴۰۳و 1404 اساس تصور شکست‌ناپذیری اسرائیل را در هم شکست و آسیب‌پذیری عمیق این رژیم را آشکار کرد.

افشای نیت پلید پشت میز مذاکره

باید صریح‌ترین اعترافات، مربوط به اهداف واقعی دیپلماسی آمریکا باشد. ریچارد نفیو، بی‌پرده فاش کرده است که تاریخچه مذاکرات غرب با ایران نشان می‌دهد که هدف اصلی، حل مسئله نبوده، بلکه «کند کردن پیشرفت‌های هسته‌ای ایران» و وارد آوردن «ضربه‌های جدی» از این راه بوده است. به عبارت دیگر، خود آمریکا اعتراف می‌کند که مذاکره نزد آنان، جنگ با ابزاری دیگر است.در این مقاله هم به صراحت بیان می کند که از ابزار مذاکره و خویشتن داری برای تضعیف و رسیده به اهداف از جمله تغییر رژیم در ایران استفاده کند زیرا که هزینه های جنگ و رویارویی نظامی در سطح منطقه ای بسیار بالا و غیر قابل پیش بینی است.
جالب اینجاست که همین تحلیلگر آمریکایی، تأیید کرده است که ایران به تعهدات خود در برجام پایبند بود و این دولت ترامپ بود که یک‌جانبه از توافق خارج شد. این، سندی است بر بی‌اعتمادی ذاتی رژیم آمریکا و نقض پیمان‌های بین‌المللی توسط آن.

نتیجه‌گیری

ترس آمریکا و اسرائیل از ایران، ترسی واقعی و ریشه‌دار است. این ترس، تنها از قدرت نظامی ایران نشأت نمی‌گیرد، بلکه از ثبات ساختاری، اراده مردمی، عمق استراتژیک و توانایی تبدیل تهدید به فرصت توسط جمهوری اسلامی می‌آید. آنها اعتراف می‌کنند که پس از چهار دهه، نتوانسته‌اند ایران را منزوی یا تسلیم کنند. آنها می‌دانند که هزینه یک درگیری تمام‌عیار برایشان غیرقابل تصور است. و در نهایت، با وجود همه ادعاها، ناتوانی در مهار ایران را به عنوان یک واقعیت تلخ می‌پذیرند.
سیاست خصمانه فعلی ترامپ، که در مقاله توصیف شده، نه نشانه قدرت که جلوه‌ای از درماندگی و تصمیم‌گیری‌های شتابزده و پرهرج‌ومرج است. رویکردی که خود معترف است ممکن است به بی‌ثباتی و هرج ومرج بینجامد، اما غرور شکسته واشنگتن و تل‌آویو اجازه اتخاذ راه‌حلی منطقی را نمی‌دهد. اینجاست که هشیاری و وحدت ملی و وحضور در صحنه ، به عنوان یکی از قوی‌ترین سلاح ها در برابر دشمنی که ترس را در دل خود پنهان کرده، اهمیت خود را بیش از پیش نشان می‌دهد.

مقالات مرتبط

جمهوری اسلامی ایران دولت صاحب‌الزمان است

دبیرکل حزب‌الله لبنان، راه تعجیل در فرج را پیروی از رهبری ولی‌فقیه…

تحلیلی بر روند اقتصاد جهانی (6)

در قسمتهای قبلی روند اقتصاد جهان توضیح داده شد چگونه اروپا و…

فرعون در بن‌بست؛ روایت نخبگان آمریکا از غروب امپراتوری

واکاوی «هژمونی غارتگر» اعترافی از درون ساختار مقاله اخیر استیون والت، نظریه‌پرداز…

دیدگاهتان را بنویسید