یکی از موضوعات استراتژیک وعده داده شده متولیان سازمان سینمایی، فارابی و مجریان انتخابگر فیلمها، التفات به جنگ تحمیلی ۱۲ روزه بود. اگر چه بهترین فیلمهای درباره بحرانها با گذشت زمان ساخته میشود، با این حال توضیحات و تبلیغات متولیان سینما تا حدودی امیدواری ایجاد کرده بود که خب دمشان گرم که به این زودی تحقیق و پژوهش لازم صورت گرفته و سناریوهای درخور توجه تحریر شدهاند و به اجرا رسیده است.
یادمان نرفته که در یک بازه زمانی مناسبتهای مذهبی مِنجمله ماه مبارک رمضان، بهانهای برای فریب مدیران بود چرا که بطن و متن روایتها فقط اسمی از ماه رمضان بود و دیگر از ساخت و پرداخت تأثیرات روحی/روانی و نزدیکی متافیزیکی خبری نبود. امیدوارم جنگ تحمیلی اخیر نیز به عنوان مستمسک و دستاویزی برای جذب بودجه از نهادها و ارگانها نشود. یعنی با چند دیالوگ و تعدادی صدای آژیر همه چیز را جمع کنند.
و اما پردیس سینمایی ملت، محل اجتماع اهالی رسانهها، روز دوم را با سه فیلم سپری کردند.
این نمایشها البته با بهم ریختگی جدول و تغییر ساعت پخش فیلمها کمی تا قسمتی باعث تضعیف روحیه و اعصاب خراب خبرنگاران شد خصوصا که به دلیل خرابی پیج اعلام برنامهها، خیلیها با پخش شدن، دیر متوجه رسیدن فیلمها و شروع نمایش میشدند.
تم و حتی موضوع خیانت وجه مشترک هر سه فیلم روز دوم بود. گرایشی که یک دهه پیش در میان ساخت اثار اجتماعی تبدیل به اپیدمی شده بود. یعنی قریب به اکثریت فیلمها، رویکردی به مسایل خیانت فیمابین زوجین داشت. بی تردید خیانت یکی از جذابترین سوژههایی دراماتیک است منوط به اینکه در درجه اول واقعا در یک کشمکش نمایشی پرداخته شود و مهمتر اینکه اضلاع آدمهای قصه فرجام همین دنیایی ببینند.
اگر شخصیت فیلمها عقوبت نبینند و فیلمساز تخصص و خلاقیت عینیت بخشی کاراکترها و موقعیتها را نداشته یا ضعیف باشد، دقیقا و تحقیقا ایده و تمهای خیانت به جای تأدیب مخاطب با همذاتپنداری او همراه خواهد شد یا به لسان پرکاربرد، بدآموزی خواهد داشت.
تعلیق و روانشناسی زنان فاقد اصالت؛ تقاطع نهایی
فیلم اول روز دوم «تقاطع نهایی» ساخته سعید جلیلی در مقام یک فیلم اولی بود. تریلری معمایی/جنایی پر تنش که شخصیتهای اصلی آن، چهار زن هستند. جلیلی که چند فیلم کوتاه در کارنامهاش دیده میشود از جمله سینه فیلهایی است که فیلم زیاد دیده لذا براین اصل سینمایی واقف است که مولفه مهم در فرم اثر، تعلیق است و او ده دقیقه اول را خوب سوسپانس میکارد اما خیلی زود از دست میرود. مشکل ساختاری فیلمش هم رادیو/ تیاتری بودن است. یعنی همه تایم فیلم در فضای بسته روایت میشود.
قصهگویی در یک لوکیشن کاری سهل و هم ممتحن است. پیشبرد داستان و فضاسازی با دیالوگ خیلی فکر شده باید باشد که تماشاگر خسته نشود.
سوژه وکلای خلاف کار دنیا طلب و زنان قشر اسیر مدرنیته و فیک به لحاظ هویت و اصالت هم از جمله ارزشهای محتوایی فیلم است، خصوصا که در زمینه روانشناسی این طیف از زنان دقت لازم صورت گرفته است. نقد تفصیلی این گرایش فیلم بماند به وقت اکران.
جنگ تحمیلی اخیر بهانه است؛ قمار باز
فیلم «قمار باز» ساخته محسن بهاری، منشی صحنه سابق که وسوسه صندلی کارگردانی رهایش نکرده است، جنگ تحمیلی اخیر را بهانه و مستمسک ساخت تریلری معمایی/امنیتی کرده است. در واقع ما از جنگ به جز چند اخیر و صدا ترقه و صحبت از حک سیستمهای بانک سپه چیزی نمیبینیم .
در واقع فیلم جزو اثار کم هزینه (او باجت) مثلا با پس زمینه جنگی محسوب میشود. بهاری، ساختار سینمایی قمار باز را فدای سبک و سیاق رادیویی و روایت در فضای بسته کرده است. اما دو بازی خوب دارد که به احتمال میتوانند نامزد سیمرغ نقش اول و مکمل مرد باشند.
ضد فرزند آوری؛ خیابان جمهوری
فیلم سوم، «خیابان جمهوری» ساخته منوچهر هادی بود. عنوانی پر طمطراق که تقریبا فقط تابلو خیابان جمهوری را در نمایی داشت و چند سکانس از خیاطان و چرخکاران این راسته نوستالژیک و هادی نه توانسته بود جمهوریت بسازد و نه از عهده ساخت و پرداخت محله برامده بود.
از حق نگذریم فصلهای اولیه فیلم خوشحال کننده است که بلاخره در این سینما یک فیلم اجتماعی که در آن لایههای فرودست و خصوصا «شغل» مورد اهتمام قرار گرفته است، اما هر چه میگذرد فیلم با صحنهای ملتهب و کشمکشهای استثمار شدگان بیپناه در عرض حرکت میکند.
اما آنچه که بیش از همه تاسف انگیز است اینکه نوع مواجه اثر با خانوادههای دارای فرزند چنان ضد تبلیغ است که هرکس ببیند برای هفت پشتش از نزدیک شدن به ازدواج و داشتن فرزند پشیمان میشود.

