نقدی بر فیلمی در ضدیت با دین، اخلاق، خانواده و زن که در جشنواره فجر اکران شدهاست
کارگردانان کار اولی جهانبینی خود را میسازند. فیلمی که سالها بر آن تمرکز داشته و هر سکانسش را در ذهن بازسازی کرده تا روزگاری بتواند آن را به تصویر بکشد. «خواب» مانی مقدم، یک کثافت تمام عیار است. خواب داستان یک زن و مرد میانسال مذهبی است که زن معلمی چادری است که مریلا زارعی نقشش را بازی میکند و مرد یک کارمند دولتی بایگانی و مداح است که بازی این نقش بر عهده رضا عطاران است. زن نسبت به مرد سردی میکند و با وسواس خود مرد را به بیرون از اتاق میراند و مجبور است هر شب به کاناپه پذیرایی تن بدهد. مرد به خواب دنبالهداری دچار میشود که زنی مقابل زن خود را که غیرمذهبی، بیحجاب و بیحیاست را در خواب میبیند که نقش آن را هدی زینالعابدین بازی میکند، عاشق او میشود و برای بیشتر دیدن او با قرص آلپرازلام معتاد به خواب میشود. برای همین است که خواب مانی مقدم، یک کثافت تمام عیار است.
هر فیلمی بر دوپایه مضمون و فرم قرار میگیرد که محتوای آن را میسازد. اگر محتوایی فاقد فرم باشد ولو بهترین مضامین را شامل شود، فیلم نیست که بشود آن را نقد کرد و در مقابل اگر فیلمی با ضد مضمون ساخته شود هم دیگر اهمیتی ندارد که فرم آن چگونه است. برای همین است که به جای آنکه به دکوپاژ، میزانسن، بازیها، کارگردانی، تدوین، موسیقی، فیلمنامه و… پرداخته شود بهتر است مضامین خواب و جهانبینی مانی مقدم را نقد کرد. پیشاپیش از پرداختن صریح به مضامین خواب از مخاطبان پوزش میطلبم.
خواب ضد اخلاق است. فیلم اروتیک خواب به صراحت صحنههای ارضا شدن را نشان میدهد و مکرر صحنه غسل رضا عطاران را به تصویر میکشد؛ صحنهای که در آن بارها بدن برهنه رضا عطاران دیده میشود که بخشی از آن صرفا با دوش روتوسکوپی شده است. خوابهای مکرر رضا عطاران به قدری است که فیلم بوی گزنده و مشمئزکننده گرفتهاست. سکانسهایی که نشاندهنده ذهنیت جنسی مانی مقدم است. ذهنی که اجازه نگاه معمولی و غیرجنسی به موضوعات را نمیدهد. لذت جنسی را غایت زندگی انسان میپندارد و با آن مردی بازنده را به ورطه نیستی میکشاند. جالب آن است که مرد در پایان فیلم همچنان از این رویه راضی است و این روند مورد مذمت قرار نمیگیرد.
خواب ضد دین است. مانی مقدم فیلمی در وهن دین ساخته است، کاری که کارگردانان قدیمیتر به اصطلاح روشنفکر ضدانقلاب هم جرئت چنین حماقتی را نداشتند. رضا عطاران در ابتدا به مداحی پناه میبرد تا خوابش نبرد، اما این توسل کارکردی ندارد و بیاثر است. کار به جایی میرسد که «دوستت دارم»های میانه مداحی خود در مولودی امام حسین را برای عشق خیالی خود فاکتور میکند. حتی در صحنههای آخر که مداحی یزدی را میخواند و سایر دیوانگان سینه میزنند به یاد آهوی خیالی خود است. خواب عرصه تقابل دینداری و تقید در بیداری و بیدینی و لاقیدی در خواب است. بیداری را با لباس سیاه محرم و فضاهای بسته و تاریک نشان میدهد، زن بیداری غر زننده و بد اخلاق است و همانند دین در عین خیرخواهی محدودیتهایی نظیر پرهیز از خوردن قند اعمال میکند و خواب را با لباس روشن در دشت سرسبز به تصویر میکشد، زن خواب در ابتدا مطیع و لذتجوست و بدون هیچ محدودیتی برای نقش مرد خود را عرضه میکند که نمونه آن آزاد بودن شیرینی در خواب است. رضا عطاران در ابتدا در برابر خواب مقاومت میکند، چون میپندارد که به گناه میافتد؛ به همین دلیل به فرد متشرعی مراجعه میکند و استفتا میگیرد و او هم خواب را بر او حلال میداند و به همین دلیل مقاومت خود را میشکند. رضا عطاران بار دیگر زمانی که معتاد به خواب شده و زن رویای او پرخاشگر میشود باز به سراغ این شخص متشرع میرود که گناه بودن اصرار به خوابش را میفهمد و برای همین سعی در مقاومت مجدد در برابر خواب میکند، اما مرز واقعیت و خواب را گم میکند و در آخر رویای خود را زندگی میکند و این گناه را میپذیرد. مانی مقدم دین را نمیشناسد و همین فیلم نشان از تصور غلط و اگزوتیک آن نسبت به دین است. حتی به نظر میرسد مانی مقدم از دین کینه دارد.
خواب ضد خانواده است. خانواده در این فیلم وجود خارجی ندارد. ازدواج میان دو شخصیت اصلی داستان بدون عشق و با اصرار پدر رضا عطاران انجام شده است. کاظم سیاحی برادر او اما تن به چنین ازدواجی نداده و به دنبال ازدواج با کلاهبردار فیک خارجی است. روانپزشک رضا عطاران خود بیان میکند که شش زن داشته و هر دفعه به سراغ زن دیگری میرود. در فیلمی که خانواده وجود ندارد رضا عطاران به دنبال فرزندآوری در میانسالی است و به دلیل ناتوانی او این امر به تاخیر افتاده و دیگر پروانه تمایلی به این کار ندارد. برای همین است که فرزند را عامل فشار ضمیر ناخودآگاه ذهنش نشان میدهد که او را به طلاق مجبور سازد. چنین فضایی نشان میدهد که مانی مقدم مفهوم خانواده را درک نکرده و به دلایل نامعلوم ضد خانواده است.
خواب ضد زن است. زن در خواب همچون کالایی درک میشود که صرفا وظیفه نیاز جنسی مرد را بر عهده دارد. مانی مقدم به زن نگاه اگزوتیک تحقیرآمیز دارد. در جایی پروانه خود را کسی معرفی میکند برای رضا عطارانی که مادر نداشته، مادری کرده است؛ کلیشهای در زنستیزی فیلمهای ایرانی. حتی در جایی دیگر رضا عطاران رابطه زناشویی خود را از رابطه خواهر برادری کمتر میپندارد. زن همهی نسبتهای منفی را داراست. زن به شکل تهوعآوری نمایش داده میشود که به بوی بدن و دهان مرد هم حساس است. زنی که دائما غر میزند در حالی که به نظر خیرخواه مرد میرسد. زن مرد را به بدترین شکل ممکن از تخت طرد میکند و تمکین ندارد. تمام صفات منفی برای پروانه در نظر گرفته میشود. جالب آنجاست زمانی که در خواب آهو وارد خانهی رضا عطاران میشود همان رفتار پروانه را دارد و تغییر میکند. اما جالبتر آن است که او با چادر وارد خانه میشود. سینمای روشنفکری که عموما مرد را سبب طلاق عاطفی در طبقه متوسط معرفی میکند، همانگونه که مریلا زارعی در فیلم زیر سقف دودی چنین نقشی را بازی کرده زمانی که به خانواده مذهبی میرسد ضد زن میشود. زنهای دیگر داستان نیز کلاهبردارند یا وسیلهای برای سرگرمی روانپزشک داستان.
خواب یک توهین به دین و ارزشهای اخلاقی و اجتماعی است. همانهایی که در آشوب اخیر مذهبی را به شهادت میرسانند و مسجد آتش میزنند، در جایگاه فیلمسازی چنین بر مذهب و خانوادههای مذهبی حمله میبرند. همان گونه که به درستی برنامهای در صداوسیما توقیف و مسئولانش اخراج میشوند، باید کسانی که به چنین فیلمی اجازه ساخت و اکران دادند برخورد جدی شود و فیلم به سرعت از جشنواره خارج گردد. جای تعجب است که ارشاد چنین فیلمی را تایید کرده است و جای تعجب بیشتر که با مسئولیت دبیر جشنواره فجر به نمایش درآمده است. گویی ارشاد خود را به خواب زده، خوابی که بوی گزنده و مشمئزکنندهای میدهد.

