شاید یکی از ضعفهای بارز مدیریتی جشنواره، بستن جدول فیلم با ۳۳ اثر بود. البته پیشتر اعلام شده بود که بخش مسابقه ۲۲فیلم خواهد داشت که بعداً با استدلال داشتن فیلمهای خوب و با کیفیت این رقم را افزایش دادند، اما با توجه به اینکه خانواده سینما همه یکدیگر را میشناسیم، انصرافیها قابل پیش بینی بودند، در عین اینکه باید تمهیداتی در زمینه تذکر آییننامهای مبنی بر عدم امکان خروج فیلمها به کار برده میشد البته باید فیلمها آماده نمایش میبودند که پس از تحویل نسخه قادر به خروج نباشند ولی هیچ کدام ازاین اتفاقات نیفتاد.
برسیم به اینجا که هم برخی فرصت طلبانه انصراف بدهند، یعنی صبر کردند تا فیلمشان در بخش مسابقه اعلام شود سپس تحریم کردند، مانند برخی بازیگران که با همین رویکرد دست به تحریم زدند، از جمله امیر جدیدی و هدی زینالعابدین (بازیگران فیلم اسکورت) که چند روز پس از نمایش فیلمشان تازه روز جمعه، بعد دیدن بازتاب رسانهای وضعیت خود در بین بازیهای خوب دیگران، تحریم جشنواره را اعلام کردند.
نکته دیگر قابل تمرکز و تذکر اینکه هر چه بیشتر فیلمهای ساخته شده توسط دستگاههای را میبینیم بیشتر به ضعف و کارنابلدی اغلب مدیران و کارشناسان این نهادهای میبریم به طوری که محصول سرمایهگذاری اینان، از کم و کسریهای مشهودی در محتوا و ساخت رنج میبرند، اثاری فاقد عمق و دوستی گرفتن همه چیز، تا اونجایی که برخی فیلمها اساسا فاقد پژوهش لازم هستند حالا از اجراهای بدیع و جذاب که بگذریم. نکته مغفول دیگر توجه لازم در عواملی است که باعث جلب و جذب مخاطب انبوه خواهد شد به طوریکه بعید است بسیاری از این فیلمها در گیشه حرفی برای گفتن داشته باشند یا نهایتا مناسب پخش از تلویزیون خواهند بود.
نیروهای ارتش به اختیار؛ حاشیه
فیلم «حاشیه» ساخته محمد علیزاده فرد در قالب یک تریلر اجتماعی گرم و دیدنی اجرا شده است. فیلم داستان واقعی دزدیده شدن کودکان در مناطق حاشیهای شهر را روایت میکند که پس از گم شدن دختر خردسال یک مستاجر تازه این محله، تعقیب و گریزهای ویژه و البته خودسر توسط برخی اهالی محل و نیروهای آتش به اختیار بسیجی شروع میشود.
حادثه جلو برنده فیلم چون خوب ساخته شده است باعث میشود تا کنجکاوی مخاطب را برانگیزد . فیلمساز از انجایی که محلههای حاشیهای را خوب میشناخته است توانسته نقب جدی و صد البته محترمانهای به ساختار اقتصادی/فرهنگی چنین محلههایی و مردمانش بزند.
یکی از ویژگیهای فیلم در داستانک فرعیاش، توجه به تعطیلی مساجد چنین جاهایی است که در صورت احیا توسط خود مردم میتوانند نقش بسزایی در زمینه فرهنگی داشته باشند.
یکی از اشکالات فیلم عدم توجه دراماتیک به نقش پلیس است به طوری که علتهای فقدان نیروهای پلیس در صحنههای مهم را در دیالوگها توضیح میدهد. فیلم حاشیه اگر چه پراکندگیهایی دارد و در میانه با اجرایی ضعیف همراه است اما در مجموع دیدنی و قابل دفاع است.
کشتو کشتاروشعار انسانی؛ پل!
فیلم «پل» ساخته محمد عسکری در تداوم کارهای قبلیاش در گونه دفاع مقدس به حواشی عبور نیروهای ایرانی از پل خیبر میپردازد. روایت جوانی که در جستجوی پیدا کردن برادرش از همان ابتدا با ضعف علی/معلولی و انگیزه قدرتمند قهرمان برای حضور در جبهه روبرو است. برگرداندن برادر برای گرفتن وام، تمهید ضعیف دراماتیک است.
اما از این که بگذریم، قصه کوتاه فیلم نمیتواند مخاطب را راضی کند برای همین فیلمساز تمرکزش بر ساخت و اجرای صحنههای خشن جنگی است. همه تلاش نویسنده و کارگردان بر ساختن وجوه انسانی بوده که به دلیل فقدان دشمن به نوعی اومانیسم میغلطد. شاید از همینرو است که علیرغم همه کشت و کشتار و قطع دست و پا و خونریزی حتی ذرهای ملودرام خلق نمیشود تا در مخاطب بسوزد با دستخوش تحول روحی/فکری شود. حالا دیگر در فیلمهای دفاع مقدس از دشمن خبری نیست و چند باری نام عراق به میان میآید. تثبیت این گرایش خطر خنثایی این اثار را در پی دارد.
پس زمینه جنگ بی حاصل؛ کافه سلطان
فیلم «کافه سلطان» توسط برادران رزاق کریمی تهیه و کارگردانی شده است. فیلمی که نه موضوعش بسط پیدا میکند و نه محتوایش گسترش مییابد. کافهای جادهای که مثلا با فرار مردم از مناطق موشک خورده از جمله تهران و … قرار بوده به محل تجمعی از مردم و همگرایی آنان تبدیل شود. اما از انجام که فیلمساز در زیر متن بدنبال برخی نمادسازیها بوده است، لذا از اجرای درست و جذاب کار غافل شده است. کلا فیلم هدر رفتهای است.

