قیمت انرژی معادله ریاضی یا قرارداد اجتماعی

این روزها بحث آزادسازی قیمت انرژی دوباره داغ شده و برخی کارشناسان اقتصادی با استناد به آموزه‌های اقتصاد سرمایه‌داری لیبرال اصرار دارند که بازار باید قیمت انرژی را هم تعیین کند و دولت باید از این میدان کنار بکشد. اما آیا واقعا می‌توان با انرژی مانند کالایی معمولی چون تلویزیون یا یخچال رفتار کرد؟!
واقعیت این است که انرژی در ایران فقط یک کالا نیست بلکه یک پیمان ملی است!
وقتی از توزیع انرژی در ایران بعد از انقلاب صحبت می‌کنیم در حقیقت از یک دستاورد بزرگ حرف می‌زنیم. در کشوری که زیر شدیدترین تحریم‌های تاریخ قرار دارد انرژی ارزان به خانه‌ها رسیده تا خانواده ایرانی سرپا بماند. این انرژی ارزان به این معناست که زن ایرانی برای تأمین حداقل هزینه‌های زندگی مجبور به ترک خانه و پذیرش مشاغل بیرون نباشد. این یعنی اقتصاد خانواده و فرهنگ خانواده محوری با یک تصمیم هوشمندانه سیاستی حفظ شده است و اتفاقا این منطبق با بند ۲ اصل ۴۳ قانون اساسی است که حاکمیت را ملزم کرده تا ابزار کار را در اختیار تمام کسانی که قادر به کارند ولی ابزار کار ندارند قرار دهد.
همین انرژی به صنعت نیز داده شده تا کارخانه‌ای در تبریز یا اصفهان یا … بتواند در برابر کالای وارداتی از چین یا ترکیه یا … دوام بیاورد و کارگر ایرانی بیکار نشده و تولید زمین نخورد. این بهترین شکل ممکن توزیع انرژی در شرایط تحریم بوده که اگرچه شاید از نظر اقتصاددانان لیبرال نابهینه به نظر برسد اما روی زمین اقتصاد ایران را زنده نگه داشته و بدون تردید مقاوم‌ترین اقتصاد دنیا را شکل داده است. اقتصادی که تحریم‌ها و جنگ اقتصادی را پشت سر گذاشته که هیچ کشوری در دنیا نمی‌توانست و نمی‌تواند در مقابلشان دوام بیاورد و جای خود را روی نقشه حفظ کند.

شکست بازار یا شکست نظریه؟

سید علی مدنی‌زاده وزیر اقتصاد در گفتگوی اخیر خود در شورای گفتگوی دولت با بخش خصوصی به روشنی از شکست بازار و ضرورت دخالت دولت برای سرمایه‌گذاری در شرکت‌های دانش‌بنیان سخن می‌گوید. ایشان به درستی تشخیص داده‌اند که در برخی حوزه‌ها بازار به تنهایی قادر به تخصیص بهینه منابع نیست و دولت باید وارد عمل شود.
این جملات را وزیر اقتصاد دولت پزشکیانی بیان می‌کند که با تمام توان آمده است تا «بازار انرژی» راه‌اندازی کرده و انرژی را به یک کالای قابل خرید و فروش بین مردم تبدیل کند‍!!!
اینجا پرسش اساسی که باید از مدنی‌زاده پرسید این است که وقتی بازار انرژی بر اساس اجماع اقتصاددانان دنیا یکی از بارزترین مصادیق «شکست بازار» است چرا سیاست پیشنهادی برای این بخش دقیقا عکس آن چیزی است که برای شرکت‌های دانش‌بنیان توصیه می‌کند!
مدنی‌زاده می‌گوید‌ یکی از جاهایی که از قضا گفته می شود که نباید به بازار آزاد سپرده شود و شکست بازار وجود دارد همین سرمایه گذاری دولتی در بخش دانش‌بنیان‌هاست! و سپس به مقاله رومر در رابطه با شکست بازار و چگونگی دخالت دولت در این حوزه اشاره می‌کند!
مدنی‌زاده طبیعتا باید بداند و اگر نمی‌داند باید بپذیرد که قطعا «پل رومر» (اقتصاددان نوبلیستی که مدنی‌زاده در سخنرانی‌اش به او استناد می‌کند) به شکست بازارِ انرژی اعتقاد دارد و بنابراین دخالت دولت در این بازار را امری ضروری برمی‌شمارد.
چگونه است که وزیر اقتصاد دولت چهاردهم آنجا که صحبت از فناوری و نوآوری است به شکست بازار باور دارد و دخالت دولت را ضروری می‌داند اما آنجا که صحبت از انرژی به میان می‌آید ناگهان از آزادسازی قیمت و ایجاد بازار سخن می‌گوید؟ گویی انرژی در ایران نه «انحصار طبیعی» دارد نه «اثرات خارجی منفی» نه ارتباطی با «امنیت ملی» و نه نقشی در «معیشت مردم»؟
این دوگانگی عجیب است! یک وزیر نمی‌تواند همزمان برای یک مصداق شکست بازار مداخله دولت را لازم بداند و برای مصداق دیگر خروج دولت را تجویز کند! اگر منطق شکست بازار در حوزه دانش‌بنیان پذیرفته شده است این منطق در حوزه انرژی نیز به طریق اولی باید پذیرفته شود.
آقای وزیر یا باید تجدیدنظر کنید و بپذیرید که بازار درمان همه دردها نیست و انرژی نیز همچون فناوری نیازمند حمایت هوشمندانه دولت است یا باید توضیح دهید چرا شرکت دانش‌بنیان مستحق حمایت است اما خانواده ایرانی در برابر گرانی انرژی نه؟
آقای وزیر بهتر است بداند که بحران انرژی در اروپا در دو سال اخیر نشان داد که حتی توسعه‌یافته‌ترین بازارهای آزاد جهان نیز بدون دخالت دولت توان تامین انرژی را با قیمت مناسب ندارند و در نتیجه افزایش قیمت انرژی حدود یک میلیون انسان مستقیما در اروپا به کام مرگ رفته‌اند! بماند آثار غیرمستقیم آن! دولت‌های آلمان و فرانسه که سالها شعار آزادسازی می‌دادند ناگهان مجبور شدند صدها میلیارد یورو یارانه به مصرف‌کنندگان پرداخت کنند. آنها هم فهمیدند انرژی را نمی‌توان به دست نامرئی بازار سپرد!

رسانه‌های لیبرال خواسته یا ناخواسته هم صدا با دشمن

جالب اینجاست که هر زمان سخن از گرانی انرژی به میان می‌آید برخی رسانه‌های داخلی که خود را منتقد وضع موجود می‌دانند عین همان استدلال‌هایی را تکرار می‌کنند که نهادهای بین‌المللی علیه ایران به کار می‌گیرند. صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی سالهاست ایران را تحت فشار می‌گذارند که یارانه انرژی را حذف کند. آیا هم‌صدایی با این نهادها که سابقه روشنی در دشمنی با استقلال ملت‌ها دارند می‌تواند روشنفکری باشد؟
تأمین انرژی ارزان برای مردم و صنعت یک انتخاب آگاهانه برای حفظ انسجام اجتماعی و تاب‌آوری اقتصادی در برابر تحریم است. این سیاست ممکن است برای یک اقتصاددان نئوکلاسیک که در دانشگاه‌های آمریکا درس خوانده غیربهینه باشد اما برای میلیون‌ها خانواده ایرانی که هزینه‌های زندگیشان با همین انرژی ارزان سرپا مانده بهینه‌ترین وضعیت ممکن است.
اقتصاد را نمی‌توان فارغ از فرهنگ و سیاست و امنیت ملی تعریف کرد. سیاست انرژی ایران را باید در چارچوب کلان‌تری سنجید که هدف آن حفظ استقلال کشور و رشد انسان و خانواده و بقای و پیشرفت صنعت و مقاومت در برابر تحریم است. در این چارچوب قیمت عادلانه با قیمت تعادلی بازار تفاوت اساسی دارد. هر چند راهکار اساسی فراتر از تعیین قیمت عادلانه است که محل بحث این نوشتار نیست.
به جای اصرار بر آزادسازی قیمت‌ها بهتر است به فکر بهینه‌سازی مصرف باشیم. راه‌حل ما باید ایرانی باشد نه نسخه‌برداری از کتاب‌های درسی دانشگاه‌های شیکاگو و کمبریج!

مقالات مرتبط

جاسوسانی از هتل تا باند فرودگاه

فرار دو متهمِ تحت تعقیب در بلگراد بلگراد ــ ساعت از نیمه‌شب…

چرا جای مذاکره نیست؟

چرا رهبر معظم انقلاب، روز گذشته از این تعبیر دقیق استفاده نمودند؟…

باید دشمن را از حمله به مساجد پشیمان کرد

مسجد، مشعل فروزان هر محله در فتنه‌ها دکتر سعید جلیلی، نماینده رهبر…

دیدگاهتان را بنویسید