انقلاب اسلامی ایران صرفاً یک دگرگونی سیاسی نبود، بلکه تحولی تمدنی مبتنی بر جهانبینی توحیدی و ارزشهای الهی بود که تمامی ابعاد حیات اجتماعی، فرهنگی و هنری را تحت تأثیر قرار داد و بستری برای شکلگیری مجموعهای از یادمانها، ارزشها و رویدادهای فرهنگی را فراهم آورد که امروزه به عنوان میراث نمادین یا ظاهری انقلاب اسلامی شناخته میشوند؛ البته جدای از میراث باطنی یا معنوی انقلاب که به واقع سراسر زندگی و هویت جامعۀ ایرانی و حتی جوامع دیگر را تحت تأثیر قرارداد و چنان کرد که کشوری که روزگاری مدعیان ابرقدرتی بدون آگاهی شخص اول آن در این کشور نشست پیروزی خود را برگزارمی کردند و او را به حضور هم نمی پذیرفتند، امروزه به جایگاهی چنان مؤثر در جهان تبدیل شده، که همان مدعیان در هر موضوعی در منطقۀ غرب آسیا و حتی جهان او را به عنوان عنصری مؤثر پذیرفته اند و گرچه می کوشند این موضوع را نادیده یا کم اهمیت بیانگارند، شتابان در پی کسب رضایت او در هر موضوعی هستند.
باری، درک این میراث و چگونگی تأثیرگذاری آن بر حوزههای مختلف، از جمله گردشگری، مستلزم شناخت ریشههای جهانبینی این انقلاب است؛ انقلابی که بهواقع از دهۀ 1320 با نقش آفرینی حضرت امام(ره) به عنوان نماد و نمود تامّ هویت و فرهنگ مذهبی و حتی ملّی جامعۀ ایران آغازشد و البته همچنان با پیگیری همان نقش توسط مقام معظم رهبری ادامه دارد؛ و اساساً چنین است که باید اظهارداشت که این انقلاب جهان بینی و هویتی اساسی در بن مایه های فرهنگی اسلام و جامعۀ ایران دارد، و همین اصل است که آن را به عنصری مؤثر در شکلدهی و رونق گردشگری انقلابی تبدیل می کند؛ انقلابی که به عنوان وجهی بنیادین از هویت همیشگی جامعۀ ایرانی منشاء تقابل در همه حوزههای سیاسی و فرهنگی و حتی اقتصادی کلان با غرب و تمدن غرب است.
اصولاً چنین باید اظهارداشت که این انقلاب از ابتدا با ایجاد باریکه های شکست در سدّ شیطانی غرب همراه بوده و با گذشت زمان، بهگونۀ متوالی، جریانی را برای شکست کامل این سد و دفع نمایندگان آن تمدن و فرهنگ و اخراج آنها از حریم تمدن اسلامی آغازکرد و چنین، دست غربیان و نمایندگان آنان را از جریان اصیل فرهنگی و بستر مکانی آغازین این جریان کوتاهکرد و بهاینترتیب، حجت قاطعی را برای مسلمانان و مظلومان جهان، که ناظر جریان و زندگی 1400سالۀ فرهنگی ایران اسلامی بوده و هستند، و حتی جامعۀ ایرانی بهره مند از میراث فرهنگی و هویت کهن تر از آن، عیان کرد و جریان قاطعی را در این سرزمین، و البته با پیگیری اثرگزاری در کل جهان اسلام، که واقعیتی همیشگی بوده است، به منصۀ ظهور رساند، که یکی از نمودهای کلان آن تقابل با غربی است که هر زمان گونه ای رخوت و ضعف یا دوری از بن مایه های مستحکم فرهنگی و هویتی را در این سرزمین حس کرده، بستر را برای مواجهه با این تمدن مناسب انگاشته؛ روندی که از جانب غربی که امروزه آرزوی ادعای ابرقدرتی جهان را همچنان در سر می پروراند، همچنان ادامه دارد.
بهتعبیری انقلاب اسلامی ایران به عنوان میراث دار امروزین اسلام اصیل، که پرتو آن در سرزمینهای اسلامی دیگر و حتی سرزمینهای غیراسلامی نمایان شده و در مسیر فراگیری در سراسر سرزمینهای اسلامی و سپس، سراسر جهان قرارگرفتهاست، امروزه با دشمنی فرهنگی و هویتی مواجه است که غرب مدعی بنیانگذار تمدن امروزین جهان، و قدرت گرفته برمبنای این بنیانگذاری است، که به واقع قدرت خود را در خطر نابودی می بیند و از این رو، دست به سوی هر خس وخاشاکی می یازد که این جریان را متوقف یا کند یا حتی منحرف کند.
از آثار کلان انقلاباسلامی ایـران، که البته همه در چـارچوب همان تقابل این جریان با تمدن غرب مفهوممییابند، باید به جریانی اشاره کرد که به تعبیری مهم ترینِ این آثار است و امروزه تقریباً در همه جای سرزمین اسلام و حتی فراتر از آن به چشم می آید؛ تحولی تمدنی مبتنی بر جهان بینی توحیدی و ارزشهای الهی که تمامی ابعاد حیات اجتماعی، فرهنگی و هنری را تحت تأثیر قرار می دهد و بستری برای شکل گیری مجموعه ای از یادمان ها، ارزشها و رویداد های فرهنگی را فراهم می آورد که جریان اصیل انقلاب اسلامی را ایجاد کرده اند و ادامه می دهند.
البته توجه به این نکته هم می تواند در پیشبرد آرمانها و مقاصد این انقلاب مؤثر باشد که درک این میراث و چگونگی تأثیرگذاری آن بر حوزه های مختلف، از جمله گردشگری، مستلزم شناخت ریشه ها و جهان بینی حاکم بر این انقلاب است؛ و چنین است که باید به نقش جهان بینی انقلاب اسلامی و اثرگزاری آن در شکل دهی و رونق گردشگری انقلابی توجهی خاص نمود.
در این راستا باید چنین اظهارداشت که جهان بینی انقلاب اسلامی ایران بر پایۀ اصول بنیادین و ریشه دار در معارف دینی و جاری در بستر جامعۀ ایرانی شکل گرفته است؛ که با نگاه قدسی به انسان، به واقع بر محور رابطۀ انسان با خدا و جامعه تأکید میورزد، و بر مبنای این نگرۀ کلان فرهنگی، که به واقع بنیان میراث فرهنگی ایران را هم شکل می دهد، و آرایه ای اصیل از همه نمودهای آن است، آزادی واقعی را در بستر عبودیت معنا می بخشد و عدالت را بستر رشد فرهنگی جامعه تعریف می کند. این نگرش اساساً رویکردی فعالانه به زندگی را ترویج میدهد و انسان را در برابر سرنوشت خود و جامعه مسئول میشناسد؛ و چنین است که می توان گفت انقلاب اسلامی در میراثی معنوی شامل ارزش ها، باورها، مفاهیم و آرمانهایی منشاء دارد که بستر آن را شکل داده و به تبع، در فرهنگ جامعه تبلور یافته اند؛ ارزش هایی چون ایثار و فداکاری، مقاومت و پایداری، عدالت خواهی و خودباوری، که در سراسر فرهنگ ایرانی جاری اند و نمودهای آنها را در آثار هنری، ادبی، معماری و آیین های اجتماعی همچون مراسم عزاداری و جشن های ملی و مذهبی می توان دید، و اساساً بخش جدایی ناپذیری از هویت بنیادین فرهنگی جامعۀ ایران را تشکیل می دهند.
آری؛ انقلاب اسلامی ایران از چنین مبنایی معنوی برخوردار است و چنین است که مکانها و فضاهایی که نقشی حیاتی در شکل گیری و گسترش حرکت های مردمی این جریان ایفا کردند، همچنان که بستری برای فعالیت های انقلابی بوده اند، به تدریج به نمادهایی از مقاومت، اتحاد و آرمانهای انقلاب تبدیل شدند و به تعبیری مجموعه ای غنی از میراث فرهنگی را به یادگار گذاشته اند که در دو سطح مادّی و معنوی در این جریان می توانند ایفای نقشی مؤثر را بر عهده گیرند، و همچنان آن نقش آفرینی اصیل در انقلاب اسلامی را به منصۀ ظهور برسانند؛ مکانها و فضاهایی چون مساجد، مدارس، بازارها، دانشگاه ها و حتی خیابانها و میدان های خاص، تا خانه های تاریخی و حتی برخی موزه ها که نمایش دهندۀ زوایای گوناگون جریان انقلاب از سالهای آغازین تا دفاع های مقدس همیشگی این جریان می توانند به شمار آیند؛ که البته جای برخی از این موارد، به دلیل محدودنگری متولیان فرهنگ و میراث فرهنگی از آغاز تا کنون خالی است؛ اما به هر حال توجه به این مهم ضروری است که چنین مکانهایی امروز خود به یادمان ها و بسترهایی از میراث فرهنگی و عاملی برای رونق گردشگری انقلابی تبدیل شده اند و حامل گوشه هایی از خاطرات انقلاب در حافظۀ جمعی جامعه به شمار می آیند، و حضور در این مکان ها و بازدید از آنها عاملی مؤثر در زنده سازی خاطرات و درک عمق آن مبارزات برای نسل های بعدی به شمار می آید.
به این ترتیب است که اساساً گردشگری انقلابی، زیرشاخهای از گردشگری فرهنگیاجتماعی است که با هدف بازدید، شناخت، تبیین و پاسداشت یادمان ها، رویدادها و ارزش های انقلاب اسلامی شکل می گیرد، و در موقعیتی فراتر از یک بازدید تفریحی، می تواند در راستای حفظ یکپارچگی اجتماعی و حفظ هویت انقلابی جامعۀ ایران، و ایجاد ارتباطی عمیق با تاریخ، فرهنگ و آرمان های کلان و تمدن ساز ایران اسلامی، ایفای نقشی مؤثر بدارد و دستاوردهای مهمی همچون ایجاد پیوند عاطفی با گذشته، شناخت ملی و هویت سازی، رونق فرهنگی و اقتصادی کشور، و نیل هرچه سریعتر ایران و اسلام به موقعیت تمدن سازی جهانی را عرضه نماید.
به هر روی، باید به این نکته توجه شود که جهان بینی توحیدی و الهی انقلاب اسلامی، تأثیر شگرفی بر ماهیت و کیفیت گردشگری انقلابی گذاشته و آن را از سطح بازدید صرف به تجربه ای معنوی و شناختی بدل کرده است؛ و البته این اثرگزاری را می توان در چند وجه مشاهده کرد:
1 ارزش مداری بازدید:
بازدیدکننده در گردشگری انقلابی، تنها تماشاگر تاریخ نیست، بلکه جویندۀ معنا و ارزش در روند مبارزات و مقاومت ملت است، و ارزش هایی چون ایثار، شهادت، عدالت خواهی و استقلال جاذبه های اصلی این نوع گردشگری را تشکیل می دهند.
2 تقویت جنبۀ معنوی:
جهان بینی الهی، فضاهای مرتبط با انقلاب را به مکانی برای تأمل، خودسازی و تقویت روحی بدل می کند، و بازدید از این اماکن، فرصتی برای یادآوری آرمان های معنوی و اتصال به ریشههای اعتقادی انقلاب است.
3 تبیین رویدادها از منظر ارزشی:
جهان بینی دینی حاکم بر جریان انقلاب رویدادهای تاریخی را نه تنها به عنوان وقایع صرف، بلکه به عنوان جلوه هایی از ارادۀ الهی، مبارزه با ظلم و تلاش برای تحقق اهداف متعالی تبیین میکند، و این رویکرد عمق معنایی جاذبه های فرهنگی را افزایش می دهد.
4 جذب مخاطبین خاص:
گردشگری انقلابی، علاوه بر علاقهمندان به تاریخ، طیف وسیعی از افرادی را که به دنبال معنا، ارزش و هویت در زندگی خود هستند، جذب میکند. این امر میتواند شامل گردشگران داخلی و خارجی باشد که به دنبال درک عمیقتر از انقلاب اسلامی هستند.
به تعبیری، می توان گفت که این نگرش حاکم بر گردشگری انقلابی اساساً جاذبههای فرهنگی را از مناظر فرهنگی، اعتقادی و سیاسی تقویت می نماید و در این راستا، گردشگران داخلی و خارجی را به سوی شناخت انقلاب اسلامی ایران و مبانی فرهنگی و هویتی آن سوق می دهد؛ واقعیتی که هدف اصلی این گردشگری است.
اصولاً باید گفت انقلاباسلامی ایران جریانی تحولآفرین در همه شئون نظام بینالملل بوده و البته همچنان میباشد، چراکه این جریان از هنگام پیدایش، در ساختار روابط یا به تعبیر بهتر تقابلهای بینالمللی، با اتخاذ مواضع مستقل، همواره نقشی منحصربهخود داشته؛ نقشی که بهدلیل همین ویژگی استقلال و لاجرم شرکت مستقل در آن تقابلهای بینالمللی موردپسند ابرقدرتهای خودخوانده و مدعی هر دوره نبودهاست و از همین رو مدام در پی فرصتی برای تقابل با این جریان بودهاند؛ و البته در این تقابل مسیر شکست را پیمودهاند، مسیری که مسیر ابتناء تمدن نوین اسلامی در جهان است؛ و همین واقعیت است که میراث این انقلاب را به گنجینهای ارزشمند حاوی آثار مادی و معنوی بدل می کند که هر کدام به نوبۀ خود، بیانگر آرمان ها و ارزش های واقعی انقلاب هستند، و بر همین مبنا است که این میراث فرهنگی، بستری مناسب را برای شکلگیری و رونق “گردشگری ارزشی و فرهنگی” فراهم میآورد. گردشگری انقلابی، نوعی سفر هدفمند است که در آن، بازدید کننده به دنبال شناخت، یادآوری و پاسداشت ارزشهای بنیادین انقلاب است، و چنین است که میراث فرهنگی انقلاب اسلامی، به عنوان زایندۀ جهان بینی آن، می تواند به عنوان عاملی قدرتمند برای پیوند نسل ها، ارتقاء هویت اسلامیایرانی در جهان و رونق فرهنگی و اجتماعی در جامعۀ امروز عمل کند؛ و چنین است که اصولاً توجه به این میراث و سرمایه گذاری در حوزۀ گردشگری انقلابی، امری ضروری برای حفظ و انتقال آرمان های انقلاب به نسل های آینده می باشد.

