سرمایهگذاری در بخش تولید، فرآیندی نظاممند است که طی شش گام اساسی تبیین میشود. در این نوشتار تلاش بر این است تا مراحل ششگانهی سرمایهگذاری برای تولید تشریح گردد. گام نخست، ایجاد «تفکر تولیدی» با ابعاد گوناگون آن است. گام دوم به «شناخت تولید»، گام سوم به «کمک به تولید» و اقدامات مستلزم آن، گام چهارم به «آمادگی برای تولید»، گام پنجم به اصل «سرمایهگذاری برای تولید» و در نهایت گام ششم به «نهادسازی و توسعهی سرمایهگذاری برای تولید» اختصاص دارد.
در خصوص گام اول یعنی تفکر تولیدی، مواردی حائز اهمیت است که باید به آنها اشاره کرد. نخست آنکه باید جایگاه ایران را در صورتی که تفکر تولیدی بر آن حاکم شده و به کشوری مولد تبدیل شود، برای مخاطب تبیین نمود. اگر ایران به کشوری تولیدی بدل گردد، نهتنها مهمترین مسئلهی اقتصادی ما یعنی تورم حل خواهد شد، بلکه کشور نسبت به بسیاری از مناطق و حتی کشورهای جهان در جایگاه بالاتری قرار خواهد گرفت و ایرانیان میتوانند در زمرهی ملتهای سرآمد جهان باشند؛ به شرط آنکه بتوانند جریان تولید را در کشور جاری سازند. دوم اینکه باید برای مخاطب تشریح کرد که چرا باید به یک تولیدکننده تبدیل شویم. تبیین این موضوع ضروری است که کشور مولد، خانوادهی مولد و انسان مولد، ویژگیها و توانمندیهایی دارند که حرکت به سوی آنها الزامی است. یک خانوادهی مولد، خانوادهای پایدارتر است؛ چراکه علاوهبر پیوندهای خانوادگی، از یک جریان تولیدی نیز پشتیبانی میکند. چنین خانوادهای هم در شرایط نوسانات اقتصادی قدرت مانور بیشتری دارد و هم خودِ امر تولید، عاملی است که اعضای خانواده را بهتر و بیشتر در کنار هم نگاه میدارد. همچنین نسلهای بعدی این خانواده نیز به سمت تولید حرکت میکنند؛ لذا خانوادهی مولد پایدار و خانوادهی مصرفی شکننده و آسیبپذیر است. فرد مولد نیز به دلیل حرکت در راستای تولید، بهرهوری بالاتری دارد و به تعبیری، کار و نیاز دیگران به او ارجاع داده میشود؛ در واقع کار به دنبال فرد مولد میرود، برخلاف فرد غیرمولد که باید همواره در جستوجوی کار و اشتغال باشد. اینها مواردی است که در آغاز راه باید برای آمادهسازی تفکر تولیدی فرد مدنظر قرار گیرد.
موضوع بعدی که در گام دوم مطرح میشود، شناخت تولید است. فرد پس از دستیابی به تفکر تولیدی، باید تولید را بشناسد و بداند چه عرصههایی در حوزهی تولید قرار دارند. این شناخت بسیار حیاتی است که بدانیم کدام فعالیتها به خلق ارزش و ایجاد ارزشافزوده منجر میشوند. در بخشهای کشاورزی، صنعت، تجارت و خدمات، هزاران فعالیت وجود دارد که میتوان برای مخاطب برشمرد. گاه به دلیل آنکه مخاطب با تولید سر و کار نداشته است، با مشاهدهی فهرستی چند هزارتایی از فعالیتهای تولیدی شگفتزده میشود و درمییابد که تا به حال به این حجم از موضوعات فکر نکرده است؛ آنگاه میتواند مسیری را که برایش سهلتر است انتخاب کرده و به سمت آن حرکت کند. دومین بحث در این گام، شناخت سایر واسطهای تولید همچون حوزه خدمات است؛ فرد باید بداند که علاوه بر کالا، میتواند به تولید خدمات، تولید محتوا، فرهنگ و بالاتر از همه، پرورش انسان بپردازد. طبق قانون اساسی، نقش زنان در پرورش انسان، بالاترین ارزشافزودهای است که یک انسان میتواند تولید کند. پس از شناسایی فعالیتهای مولد در قالب کالا، خدمات، فکر، فرهنگ و پرورش انسان، فرد باید به سراغ شناسایی فعالیتهای غیرمولد برود. باید دانست که هر فعالیتی که لزوماً درآمد کسب میکند، فعالیت مولدی نیست و ممکن است برای تولید مضر باشد. فرد باید تولیدات مضر را بشناسد؛ تولیداتی که حرام، نامشروع یا غیرقانونی هستند و نباید اتفاق بیفتند. همچنین باید با فعالیتهای غیرمولد مانند سفتهبازی، خرید و فروش بیمورد ارز و طلا، اخلال در بازارها و تبدیل کالاهای مصرفی به داراییهای سرمایهای آشنا شود؛ اینها عرصههای غیرمولدی هستند که مخاطب باید در گام دوم به آنها بپردازد.
محور یا گام سوم، کمک به تولید است. در این مسیر، فرد فارغ از اینکه سرمایهی نقد یا اعتباری در اختیار داشته باشد، باید کمک به تولید را آغاز کند. اولین اقدام در این حوزه، اصلاح الگوی مصرف است؛ هرگونه اصلاح کوچک در الگوی مصرف، گامی در راستای کمک به تولید محسوب میشود. محور دوم در این گام که بسیار حائز اهمیت است، تغییر جهت مصرف به سمت خرید کالای داخلی و ایرانی است. اقدام سوم نیز تشویق تولیدکنندگان و حمایت از فروشندگان کالای ایرانی است؛ به گونهای که فرد تولیدکننده احساس افتخار و حمایت کند. این محورها اقداماتی هستند که مخاطب به راحتی میتواند در راستای آنها قدم بردارد.
گام چهارم، آمادگی برای تولید است که شامل آمادگی ذهنی و روانی میشود. فرد باید بداند ورود به عرصهی تولید نیازمند ذهنی مثبت، رو به جلو و باانگیزه است و باید انگیزههای مثبت خود، خانواده و جامعهاش را تقویت کند. اگر فردی کمطاقت یا زودرنج باشد و به سرعت دچار خستگی و ناامیدی شود، باید این روحیات را اصلاح نموده و آمادگی ذهنی لازم را در خود ایجاد کند. دومین بحث، افزایش قدرت خطرپذیری است؛ تولید مسیری است که هم موفقیت دارد و هم شکست. برخی افراد به دلیل ترس از شکست وارد این عرصه نمیشوند، در حالی که موفقیت و شکست در همهی عرصهها وجود دارد. حرکت در مسیر تولید، حتی با وجود شکستهای احتمالی، ارزشمندتر از وضعیت پیش از تولید است و هر شکستی تجربهای گرانبها و آوردهای قابلتوجه برای فرد محسوب میشود. نکتهی بعدی مهارتافزایی است؛ اولین سرمایهگذاری در تولید، در واقع سرمایهگذاری بر روی سرمایهی انسانی خود افراد است. آنها باید فهرستی از مهارتهای مورد علاقه و مورد نیاز خود را مطالعه کرده، برای فراگیری آن هزینه کنند و تخصص یابند؛ چراکه مهارت، بیشترین آمادگی را برای حرکت در مسیر سرمایهگذاری تولید ایجاد میکند. همچنین در این گام، فرد باید داشتههای خود یا ظرفیتهایی را که میتواند بر آنها اثرگذار باشد (مانند فضایی که در اختیار بستگان است و میتواند به تولید اختصاص یابد)، فهرست کند. این نگاه تولیدی به ظرفیتها، در مرحلهی آمادگی برای تولید بسیار کمککار خواهد بود.
محور پنجم، سرمایهگذاری برای تولید به معنای رایج و عمومی آن است. افراد میتوانند در تولیدی که خود مالک و صاحب آن هستند، یا در تولید دیگران سرمایهگذاری کنند. در خصوص تولید شخصی، فرد باید سرمایهی خود را به سمت بهرهوری بیشتر هدایت کند. برای سرمایهگذاری در تولید دیگران نیز، شناخت انواع قراردادهای سرمایهگذاری در چارچوبهای قانونی و شرعی ضرورت دارد که این امر از طریق مطالعه و ارتباط با متخصصان میسر است. همچنین افراد میتوانند از طریق پساندازهای مالی یا املاک و داراییهای مازاد خود سرمایهگذاری کنند. املاکی که قابلیت تبدیل به سرمایهی مولد را دارند، یا به ابزار تولید تبدیل میشوند و یا با تهاتر به سرمایهی نقدی جهت ورود به چرخهی تولید بدل میگردند. البته باید ملاحظات زندگی و نیازهای اساسی را در نظر گرفت و تنها اموال مازاد بر نیازهای جاری را به سمت مولدسازی حرکت داد. علاوه بر این، افرادی که فاقد دارایی مادی هستند اما اعتبار دارند، میتوانند از اعتبار خود برای دریافت تسهیلات از نهادهای مالی و بانکها در حوزههایی نظیر مشاغل خانگی استفاده کنند.
در محور ششم، فرد پس از طی مراحل تفکر، شناخت، کمک، آمادگی و آغاز سرمایهگذاری، میتواند به توسعهی تولید و نهادسازی بپردازد. نهادسازی زمانی رخ میدهد که مزایا و ارزشآفرینی کار شناسایی شده و حال نوبت به مشارکت دیگران و توسعهی فعالیت میرسد. در این گام، افراد باید با فرآیند اخذ مجوزها، تشکیل تعاونیها و سهیم کردن دیگران در کار آشنا شوند. همچنین بهرهگیری از ظرفیت مراکز مشاورهی کسبوکار و مراکزی که به تولید کمک میکنند، در این مرحله تعریف میشود. شناخت سازوکارهای قانونی، نهادسازی و مراکز مشاورهای، محورهای اصلی گام ششم در مسیر توسعهی سرمایهگذاری برای تولید هستند.

