امروز: 1405/08/10 ساعت : 15:26
  • سرمقاله
  • تماس با ما
  • تبلیغات
  • صرفه‌جویی از جیب محرومان

    دولتی که تنها به نمودار مصرف نگاه می‌کند و از دیدن سفره مردم بازمی‌ماند، ممکن است در قلمرو عدد و رقم قهرمان باشد، اما در عرصه عدالت اجتماعی دچار شکست فاحش شده است. یکی از ترفندهای دیرپای سرمایه‌سالاری، مصادره مفاهیم مثبت و اخلاقی برای توجیه سیاست‌هایی است که در عمل به گسترش نابرابری و افزایش بی‌عدالتی می‌انجامند. در این منطق، فشار اقتصادی لباس اصلاحات به تن می‌کند و گران‌سازی، عنوان فریبنده «صرفه‌جویی» به خود می‌گیرد. اما تغییر نام یک سیاست، ماهیت و پیامدهای آن را تغییر نمی‌دهد. نمی‌توان هر آنچه مردم را به مصرف کمتر وادار می‌کند، موفقیت اقتصادی نامید؛ گاهی آنچه صرفه‌جویی خوانده می‌شود، چیزی جز فقیرسازی نیست. این تصور که چون افزایش قیمت سوخت به کاهش مصرف انجامیده است، پس سیاستی موفق بوده است، یک توهم سرمایه‌سالارانه است. کاهش مصرف، به‌خودی‌خود نشانه موفقیت نیست. پیش از اعلام موفقیت هر سیاست قیمتی، باید پرسید چه مقدار از کاهش مصرف از حذف اسراف، اتلاف و حیف‌ومیل حاصل شده و چه مقدار از آن به بهای محرومیت مردم از نیازهای ضروری زندگی تحقق یافته است. گران‌سازی قیمت سوخت ممکن است مصرف را کاهش دهد، اما این کاهش را از طریق افزایش محرومیت اقشار کم‌درآمد محقق می‌کند. سرمایه‌سالاری همواره سودها و منافع را خصوصی می‌کند و هزینه‌ها و جراحی‌ها و صرفه‌جویی‌ها را عمومی. افزایش قیمت سوخت می‌تواند از مسیرهای مختلف به افزایش هزینه زندگی منجر شود، اما این امر برای سرمایه‌سالاری هیچ اهمیتی ندارد، چرا که تأثیر چندانی بر مصرف و کیفیت زندگی اقشار مرفه ندارد. اما برای کسانی که بخش بزرگی از درآمدشان صرف نیازهای ضروری‌شان می‌شود، فشار قیمتی به حوزه‌هایی سرایت می‌کند که مستقیماً با کیفیت زندگی ارتباط دارند: کیفیت تغذیه، سلامت، آموزش، مسکن، مسافرت و حتی امکان رفت‌وآمد. اقشار مرفه همچنان بر خودروهای چند ده میلیاردی و پر مصرف‌شان سوار می‌شوند و افزایش چند هزار تومانی بنزین حتی نمی‌تواند یک دور هم از دوردورهایشان کم کند. اما این اقشار محروم‌تر جامعه هستند که هزینه اصلاح ساختار مصرف را با فقیرتر شدن‌شان می‌پردازند. برای سرمایه‌سالاری اهمیتی ندارد که سیاست گران‌سازی چه بر سر زندگی محرومان جامعه می‌آورد، چرا که هیچ اعتقادی به عدالت اجتماعی ندارد. از این روست که منطق قیمت را بر منطق عدالت مقدم می‌کند. به جای آنکه مانع نشت‌ها، حیف‌ها، میل‌ها و اسراف‌های سرمایه‌سالارانه شود، به سراغ سفره کوچک محرومان می‌رود. دولت به‌جای آنکه الگوی مصرف را با برنامه‌های دقیق، سرمایه‌گذاری، اصلاح فناوری و بازتوزیع عادلانه امکانات مدیریت کند، هزینه آن را بر دوش اقشاری قرار می‌دهد که کمترین توان تحمل را دارند. چنین سیاست‌هایی نه‌تنها هیچ نسبتی با نهج‌البلاغه و سیاست علوی ندارد، که در تقابل با آن قرار دارد. امیرالمؤمنین (ع) به‌شدت بر توجه ویژه به طبقات پایین جامعه یا طبقه السفلی تأکید دارد. لذا رئیس دولتی که کلام خود به سخنان آن حضرت متبرک می‌کند، نباید در عمل خلاف آن اقدام کند. اگر قرار است از صرفه‌جویی سخن گفته شود، باید همه عرصه‌های نشت، اتلاف و اسراف، توزیع نابرابر و مصرف نابرابر منابع مورد توجه قرار گیرد. سیاست نئولیبرالیِ گران‌سازی، سیاست فقیرسازی است. آنچه دولت محترم صرفه‌جویی می‌خواند نیز چیزی جز صرف‌نظر کردن اقشار محروم جامعه از ضروریات زندگی نیست.

    محمدرضا طاهری

    دکتر محمدرضا طاهری استاد علوم سیاسی و کارشناس حوزه های نظری در سیاست خارجی است؛ وی مترجم و نویسنده چند جلد کتاب از جمله «علیه لیبرالیسم» است

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    دیدگاه جدید

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    ℹ️

    پیام سیستم