حضور دختر و داماد مسعود پزشکیان در سفر اخیر او به قزاقستان و ترکمنستان، موضوع تازهای نیست. آنها تقریباً در تمام سفرهای خارجی رئیسجمهور همراه او بودهاند و اینبار نیز در جریان این سفر، از یک خانه مد و برند لباس فعال در آسیای میانه با نام TARBIYA بازدید کردند؛ برندی که شعب متعددی در قزاقستان دارد. که البته اگر صفحه اینستاگرامی این فروشگاه تصاویر و ویدیوهای اختصاصی خود از حضور خانواده رئیسجمهور ایران را منتشر نمیکرد، احتمالاً افکار عمومی هرگز از چنین بازدیدی مطلع نمیشد.
این گشتوگذار به حساب بیتالمال در حالی اتفاق میافتد که جامعه ایران در یکی از دشوارترین شرایط معیشتی دهههای اخیر خود به سر میبرد؛ دلار و سکه پیدرپی رکورد میزنند، بازار کالاهای اساسی رها شده و قیمتها با سرعتی فرساینده بالا میروند. در چنین فضایی، دیدن ویدیوهایی از گردش خانوادگی نزدیکان عالیترین مقام اجرایی کشور در خیابانهای آستانه، با بنز و لندکروز تشریفاتی و چهرههایی شاد و آسوده، خواهناخواه به اعصاب و روان جامعه فشار وارد میکند. حتی اگر از کنار پرسشهایی چون هزینه سفر، محل تأمین آن، یا میزان خرید احتمالی این افراد عبور کنیم، خودِ نمایش این فاصله طبقاتی نمادین، مسئلهساز است.
مسئله اصلی دقیقاً احساس «تافته جدا بافته بودن» است. مردمی که هر روز سفرهشان کوچکتر میشود، چگونه میتوانند این تصاویر را بدون احساس تبعیض و بیعدالتی ببینند؟ دولت اگر خود را مردمی میداند، باید این حرکات ضدمردم و سفرهای خارجی خانوادگی را پایان دهد. شادی و آسودگی خانواده مسئولان در سفرهای خارجی، در شرایطی که اکثریت جامعه در اضطراب اقتصادی به سر میبرد، بهراحتی میتواند سرمایه اجتماعی را نابود کند.
این تناقض زمانی پررنگتر میشود که به گفتمان رسمی رئیس دولت در انتخابات رجوع کنیم. دولتی که مدعی الگوگیری از نهجالبلاغه و سیره حکمرانی امام علی (ع) است، چگونه میتواند چنین هزینهها و همراهیهای غیرضروری را توجیه کند؟ همان امامی که حتی میان شمع بیتالمال و شمع مصرف شخصی تفاوت قائل میشد و در پاسخ به درخواست برادر خود عقیل که از گندم بیتالمال میخواست، پارهای از آهن گداخته در آتش را به تنش نزدیک کرد تا او را به یاد آتش خشم خداوند بیندازد. آیا همراهی خانوادگی در سفرهای رسمی خارجی، با این سیره همخوانی دارد؟
از سوی دیگر، خودِ رئیسجمهور بارها تأکید کرده که تورم نتیجه دولتهای پرهزینه است و باید اندازه دولت را کوچک کرد. او مثال میزند که نهاد ریاستجمهوری با چهار هزار نیرو اداره میشود، در حالی که با چهارصد و حتی چهل نفر هم میتوان کار را پیش برد. اما پرسش این جاست که اگر کاهش هزینه اصل است، چرا این اصل از دایره خانواده رئیسجمهور آغاز نمیشود؟ حضور دختر و داماد در این سفرها دقیقاً چه ضرورتی دارد؟
خطر بزرگتر اما فراتر از یک سفر یا چند تصویر است. وقتی در رأس هرم اجرایی کشور، چنین رویکردی نسبت به بیتالمال عادیسازی میشود، پیام آن به بدنه مدیریتی این است که حساسیت لازم وجود ندارد. در چنین فضایی، فامیلبازی، رانت و بیتوجهی به شایستهسالاری در سطوح میانی و پایینتر توجیهپذیر میشود و این گونه است که این نشتها در جمع با یکدیگر هزینههای هنگفتی به دولت ازجیب مردم تحمیل میکنند و حتی همیشه در حد ارقام پایین و سوءاستفادههای کوچک نمیماند و منجر به رانتخواریها و فسادهای بزرگی میشود که بعضا در رسانهها سروصدا میکند.
نکته قابل تامل دیگر آن که رسانههای عمدتا حامی دولت که ماشین حساب به دست هزینه ضدگلوله کردن پراید جلیلی را در 15سال پیش محاسبه میکردند تا با ایجاد هیاهوی رسانهای ناکارآمدی دولت را از مرکز توجه افکار عمومی خارج کنند، اینجا هیچ حساسیتی نسبت به بیتالمال ندارند؛ موضوعی که نشان میدهد کنشهایشان صرفا سیاسی است و علاوه بر هدف ذکر شده، اتفاقا با پیش کشیدن پراید جلیلی با استدلالهای پوچ و نهایتا شکست خورده در افکار عمومی، در صدد توجیه پدیدههایی مثل همین بنز و لندکروزسواری خانوادگی پزشکیان در آستانه و خودشان در دستگاههای مختلف هستند.
در ادامه عکسهایی که فروشگاه خارجی در فضای مجازی خود منتشر کرده را مشاهده میکنید.

