ایامی است که قانون برنامه هفتم توسعه مورد توجه همگان قرار گرفته است اینبار نه برای نوشتن آن بلکه برای بررسی حدود انجام آن، زیرا سالیانی است که با اجرای حدود ۳۰ درصدی آن مواجه هستیم.
کارهایی که چهبسا اگر قانون توسعهای نیز وجود نداشت انجام میشد، زیرا جنس اینچنین فعالیتهایی از جنس پیشرفت و توسعه واقعی نیست بلکه از جنس روزمرگی های یک کشور است اغلب، اگر بخواهیم یک نگاه کلی به برنامههای توسعه ایران داشته باشیم باید به برنامه عمرانی اول که در حدود سال ۱۳۲۷ توسط حکومت پهلوی نگاشته شد بپردازیم جاییکه پیشبرد آن برنامه با شکست مواجه شد زیرا پیشبینیها برای انجام درست این برنامه حاکی از این بود که نیازمند ۲۵۰دلار سرمایه است و محمدرضا شاه نیز در تأمین این بودجه عاجز، سرانجام اجرای این برنامه با شکست مواجه شد و دلیل آن چیزی نبود جز نبود سرمایه.
حال با گذشت چندین سال و ظهور انقلاب اسلامی که آرمان و تخصص آن این است که نمیتوانیم ها را تبدیل به میتوانیم میکند چرا باید در جلسات صحن مجلس برای بررسی یکساله قانون هفتم توسعه ختم کلام مسئولان دولتی حاکی از این باشد که مشکل نبود سرمایه و کسری بودجه است زیرا این تفکر سرمایهداری است که ما را برای لحظاتی از عمر این انقلاب از قله دور میکند و به انتظار رؤیای دستنیافتنی آشتی با استکبار جهانی امیدوار میکند.
ما باید بدانیم آن جاییکه ما رشد کردیم، اتکا به نیروی انسانی مستعد ایرانی بود و بروز و ظهور این نیروی انسانی نیز با دانش بنیان و اقتصاد دانش محور است که آشکار میشود. ایستادن در این نقطه یعنی اینکه نهتنها ما معتقدیم برنامههای پیشرفت و توسعه کشور با رفتن به سمت اقتصاد دانشبنیان عملیاتی می شود، بلکه باید بدانیم پیشاز رسیدن به این مرحله اجرایی برنامه ما باید زمینهسازی سیستمهای دولتی برای پذیرفتن یک برنامه پیشرفت را فراهم کنیم.
امر مسلم این است که کشور برای رسیدن به قلههای پیشرفت نیازمند برنامه می باشد و برنامه هفتم توسعه نیز برنامهای است که مورد تأیید رهبر معظم انقلاب است.امید است بهجای دعواهای حزبی و جناحی و بین سازمانی در پی انجام درست و بهموقع این قانون پیشرفت در کشور باشیم.

