از اولین هشدارهای فعالین زیستمحیطی در خصوص خطر خشک شدن دریاچهی ارومیه تا تابستان ۱۴۰۴ که دریاچه برای نخستین بار خشکی کامل را تجربه کرد، راهکارهای مختلفی روی میز تصمیمسازان و تصمیمگیران قرار گرفته اما بسیار کم پیش آمده که عزم جدی و استمرار در پیادهسازی روشهای مشخص رویت شده باشد.
شاید یکی از بزرگترین گامهای برداشته شده در این راستا، کانال کانیسیب بود که برای انتقال سالانه ۶۰۰ میلیون متر مکعب آب به دریاچهی ارومیه احداث شده است، هر چند حجم آبی که در عمل انتقال یافته به مراتب کمتر از این میزان است.
بدیهی است که برگزاری مسابقات فوتسال، جشنهای محلی، نمایشگاههای عکس و… بهرغم صرف هزینه اثر واقعی در حفظ دریاچه نداشت.
خشک شدن دریاچه حتی بارها دستاویز جریانات مختلف سیاسی قرار گرفته بدون آن که مطالبهی ضریب دادن به راهکاری مشخص در میان باشد.
بر اساس آمار اعلامی استاندار آذربایجان غربی، منابع آب به دست آمده در استان، سالانه ۵میلیارد و ۲۰۰ میلیون متر مکعب و میزان آب مصرفی ۵میلیارد و ۴۰۰ میلیون متر مکعب میباشد. یعنی اضافه برداشت سالانه ۲۰۰ میلیون متر مکعبی از منابع زیرزمینی.
امری که علاوه بر تداوم خشک شدن دریاچهی ارومیه، خطر فرونشست اراضی استان را نیز هشدار میدهد.
بر اساس اظهارات استاندار آذربایجان غربی، مصرف منابع آبی باید به سرعت حداقل ۶۰درصد کاهش پیدا کند تا به حد استاندارد رسیده و از بروز مشکلات جدیتر جلوگیری شود.
اما در کنار روشهای معطوف به مدیریت مصرف منابع آبی، همواره کمتر به مدیریت تبخیر پرداخته شده است.
چند صد میلیون متر مکعب آبی که از طریق بارندگی و رودخانهها و کانال کانیسیب به دریاچه منتقل میشود نیز بر اثر تبخیر به سرعت از دست رفته و حتی به مناطق مرکزی دریاچه نمیرسد.
در این شرایط، افزایش عمق بلوکهای وسیع در بستر دریاچهی ارومیه که بتواند سرعت و حجم تبخیر را بکاهد، راهحلی است که میتواند حیات را به مناطقی از دریاچه بازگرداند و سپس تمرکز به سمت بلوک دیگر هدایت شود.
بهویژه اگر این بلوکها ابتدائا در نقاطی ایجاد شوند که مجموعههای خصوصی از وجود ساحل در آن منتفع شده و به تبع آن، بر روی حفظ بلوک مذکور سرمایهگذاری کنند.
چند ماه قبل وقتی شهردار ارومیه از ایجاد دریاچهی مصنوعی در اطراف دهکدهی ساحلی چیچست سخن گفت، سوالات متعددی برای فعالین رسانهای ایجاد شد که استاندار آذربایجان غربی به سرعت دست به کار شد و اذعان نمود که این روش، یکی از برنامههایی است که ذیل طرح جامع احیاء دریاچهی ارومیه لحاظ شده است.
به نظر میرسد با توجه به تجربهی چندین ساله و همچنین با در نظر گرفتن ضرورت اقدامات ملموس و امیدبخش هرچند کوچک در مسیر حل مسائل، فضاسازی و ضریب دادن به ایدهی احیاء بلوکی دریاچهی ارومیه میتواند روشی کارآمد و قابل ارزیابی در کوتاهمدت باشد که امیدها را به بازگشت این دریاچه به روزهای پرشکوه خود را مجددا در دلها زنده کند.

