مسئله جمعیت، امروز دیگر یک دغدغه صرفاً اجتماعی یا فرهنگی نیست، بلکه به یکی از اصلیترین مؤلفههای امنیت ملی، پایداری اقتصادی و آینده تمدنی کشورها تبدیل شده است. کاهش نرخ باروری، افزایش سن ازدواج و شتابگرفتن روند سالخوردگی، پدیدهای است که در صورت تداوم، آثار عمیق و بعضاً جبرانناپذیری بر بازار کار، نظام رفاه، نظام سلامت و حتی انسجام اجتماعی کشور برجای خواهد گذاشت. جمهوری اسلامی ایران نیز در سالهای اخیر با نشانههای جدی ورود به این مرحله حساس مواجه شده است؛ مرحلهای که تصمیمگیری امروز درباره آن، سرنوشت چند دهه آینده کشور را رقم میزند.
در چنین شرایطی، «قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت» بهعنوان مهمترین سند تقنینی کشور در این حوزه، با هدف توقف روند کاهش موالید و بازگرداندن پویایی جمعیتی به جامعه ایرانی به تصویب رسید؛ اما پرسش اساسی این است که چرا با وجود قانون، سیاستها و اسناد بالادستی، همچنان در میدان عمل با کندی، تعارض و ناهماهنگی مواجه هستیم؟
متنی که در ادامه میخوانید، حاصل گفتوگوی روزنامه عصر ایرانیان با دکتر صابر جباری، رئیس سابق مرکز جوانی جمعیت وزارت بهداشت و رئیس فعلی مرکز ازدواج و خانواده نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاههاست؛ گفتوگویی صریح و تحلیلی که در آن، از ریشههای اجرایینشدن قانون جوانی جمعیت، نقش فرهنگ و اقتصاد در کاهش فرزندآوری، فرصت محدود اصلاح روندهای جمعیتی و ظرفیتهای مغفولمانده دانشگاهها و نظام سلامت برای عبور از بحران سالخوردگی سخن گفته شده است. این مصاحبه، تلاشی است برای روشنتر شدن گرههای اصلی مسئله جمعیت و بازخوانی ضرورت اقدام فوری و هماهنگ در یکی از حیاتیترین میدانهای حکمرانی کشور.
1- بهعنوان رئیس سابق مرکز جوانی جمعیت وزارت بهداشت، مهمترین چالشهای عملیاتی اجرای قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت را چه میدانید؟ آیا این چالشها بیشتر در سطح سیاستگذاری است یا اجرا؟ و چه گرههایی در میدان عمل همچنان باز نشده است؟
موضوع سالخوردگی جمعیت یکی از مسائل راهبردی و بسیار مهم برای همه کشورهاست. متأسفانه در کشور ما، علت اصلی عدم اجرای قانون جوانی جمعیت اولا این است که مسئولین ارشد ما نسبت به عمق فاجعه و تبعات سنگینی که سالخوردگی جمعیت برای کشور عزیز ما ایجاد میکند ادراک صحیحی ندارند. این عدم درک درست، خود بهطور مستقیم دو پیامد جدی دیگر را نیز به دنبال داشته است.
نخست آنکه سازمان برنامه و بودجه، اعتبارات مورد نیاز برای اجرای این قانون را بهصورت واقعی و متناسب، در بودجههای سنواتی لحاظ نمیکند. در حالی که بر اساس برنامه هفتم پیشرفت، مقرر شده است طی یک دوره پنجساله، از سال ۱۴۰۲ تا پایان سال ۱۴۰۷، نرخ باروری کلی کشور (TFR) به عدد 2.5 برسد، اما منابع مالی لازم برای تحقق این هدف راهبردی بهدرستی تأمین نشده است.
دومین پیامد، به حوزه فرهنگسازی بازمیگردد. دستگاههای فرهنگی کشور، از جمله رسانه ملی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان تبلیغات اسلامی، با وجود تلاشها و زحماتی که متحمل شدهاند و شایسته قدردانی هستند، هنوز به دلیل جدی نگرفتن عمق تبعات سالخوردگی جمعیت، ورود همهجانبه و مؤثر به مقوله فرهنگسازی در این حوزه نداشتهاند.
فرهنگسازی به این معناست که نهاد خانواده بهعنوان یک اولویت اصلی در نظام تصمیمسازی و اجتماعی کشور قرار گیرد؛ به این معناست که میل به ازدواج بههنگام و در سنین مناسب، بهویژه زیر ۲۳ سال، در میان جوانان افزایش یابد؛ خانوادهها، دولت، گروههای مردمی و سازمانهای مردمنهاد، همگی این موضوع را در زمره اولویتهای خود بدانند.
فرهنگسازی یعنی فاصله زمانی میان ازدواج و تولد اولین فرزند، کمتر از دو سال باشد؛ یعنی در تبلیغات تلویزیونی، فیلمهای سینمایی، سریالها، فضای عمومی شهرها، بنرهای شهری، دستورالعملها، شیوهنامهها، حتی در سبک معماری و مبلمان شهری، تصویری از خانوادههای شاد و خوشجمعیت، با حداقل سه فرزند، بهصورت عادی و مطلوب به نمایش گذاشته شود.
هدف از این اقدامات آن است که پدیده ازدواج دیرهنگام، فرزندآوری دیرهنگام و اکتفا به یک یا دو فرزند، که در بخشی از خانوادههای ایرانی شایع شده است، اصلاح شود و کشور ما بار دیگر نمایهای جوان، پویا و آیندهدار به خود بگیرد.
در جمعبندی، سه مانع اصلی را میتوان برشمرد: نخست، عدم ادراک دقیق مسئولان نسبت به تبعات تداوم سالخوردگی جمعیت؛ دوم، نبود عزم جدی در سازمان برنامه و بودجه برای تأمین منابع مالی پیشبینیشده در قانون؛ و سوم، فقدان هماهنگی و انسجام میان دستگاههای فرهنگی در زمینه فرهنگسازی ازدواج بههنگام و فرزندآوری بهموقع و متعدد.
2- با توجه به آمارهای رسمی، نرخ باروری بسیاری از استانها زیر حد جانشینی است. ارزیابی شما از روند کنونی کاهش موالید چیست؟ آیا در صورت تداوم این روند، به نقطه بازگشتناپذیر جمعیتی نزدیک میشویم یا هنوز فرصت مداخله وجود دارد؟
نرخ باروری کلی در ایران طی سالهای گذشته روندی کاهشی داشته است، اما خوشبختانه در سه تا چهار سال اخیر و پس از اجرای قانون جوانی جمعیت، این شیب نزولی و سرعت کاهش متوقف شده است؛ هرچند هنوز با افزایش واقعی موالید مواجه نشدهایم.
بیتردید، اگر مسئولان به درک صحیحی از اهمیت این موضوع برسند و اقدامات بهصورت همهجانبه و هماهنگ انجام شود، بهویژه اگر ستاد ملی جمعیت با جدیت وارد میدان شود و پیوندی مؤثر میان دولت و ملت شکل بگیرد، امکان جبران نرخ باروری وجود دارد. با این حال، باید توجه داشت که فرصت ما محدود است و حدود سه الی چهار سال وقت باقیمانده جدی داریم؛ زیرا بخش قابلتوجهی از زنان دهه شصتی، که سهم بالایی در موالید کشور دارند، در حال خروج از سن باروری هستند. هرچه این زمان طلایی بیشتر سپری شود، اگرچه ممکن است جبران بهطور کامل ناممکن نشود، اما بدون تردید کار بسیار دشوارتر خواهد شد و تبعات اجتماعی، اقتصادی و امنیتی آن نیز افزایش مییابد.
3- اکنون که مسئولیت مرکز ازدواج و خانواده نهاد رهبری در دانشگاهها را بر عهده دارید، برنامه کلیدی شما برای ارتقای فرهنگ ازدواج و فرزندآوری در بین دانشجویان چیست؟
در دوره مسئولیت جدید، خداوند فرصت ارزشمندی در اختیار ما قرار داده است. جامعه دانشگاهی کشور شامل بیش از سه میلیون دانشجو، بیش از صد هزار عضو هیئت علمی و بالغ بر دو میلیون کارمند در دانشگاههای وابسته به وزارت علوم، وزارت بهداشت، دانشگاه آزاد اسلامی و مؤسسات وابسته مانند دانشگاه پیام نور، دانشگاه ملی مهارت و دانشگاه جامع علمیکاربردی است. این ظرفیت عظیم نخبگانی، اگر نسبت به مسئله جمعیت اقناع و توجیه شود، میتواند موتور محرک فرهنگسازی در کل جامعه باشد.
بر اساس مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی، از سال ۱۴۰۱ ستاد ازدواج دانشگاهیان تشکیل شده است که مأموریت آن، ترویج ازدواج و فرزندآوری در میان دانشجویان، اساتید و کارکنان دانشگاههاست، هرچند دانشجویان به دلیل جوانی، در اولویت قرار دارند.
در این چارچوب، طراحی و اجرای الگوی ازدواج آسان، موفق و پایدار، الگوی مشاوره فرزندآوری و فرزندپروری، و همچنین الگوی واسطهگری ازدواج در دستور کار قرار گرفته است. آمارهای رسمی نشان میدهد که روند ازدواج کشور بهشدت به ازدواج در بازه سنی ۱۸ تا ۲۳ سال وابسته است؛ هرچه این گروه سنی فعالتر شود، تعداد کل ازدواجها افزایش مییابد و برعکس.
بر این اساس، توسعه و تسهیل ازدواج دانشجویی، مؤثرترین مسیر برای کاهش سن ازدواج در چارچوب برنامه هفتم پیشرفت و برای رسیدن به هدف کاهش یک سال سن ازدواج طی 5 سال اجرای برنامه است. ازدواج دانشآموزی نیز در صورت وجود بلوغ فکری و اجتماعی برای مسئولیت پذیری ازدواج میتواند مفید باشد، اما بسترهای آن محدودتر و زمینهاش کمتر فراهم است؛ در حالی که ازدواج دانشجویی از ظرفیتهای بیشتری برخوردار است و زمینهاش بیشتر فراهم است.
در حال حاضر، برنامههایی مانند «همسفر تا بهشت» برای زوجهای دانشجوی جوان، دورههای آموزشی در مشهد مقدس، سامانه «زندگی برخط» برای آموزش مشاوران ازدواج و واسطین امر خیر و دورههای آموزشی متعدد توسط نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها در حال اجراست تا افزایش ازدواجها بهصورت آگاهانه و پایدار محقق شود.
نکته قابلتوجه آنکه، پژوهشهای نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها نشان میدهد از میان بیش از ۴۵۰ هزار زوج دانشجویی که طی سالهای گذشته ازدواج کردهاند، میزان طلاق کمتر از ۶ درصد بوده است؛ رقمی که نسبت به میانگین جامعه بسیار پایینتر است و نشان میدهد ازدواج بههنگام و آگاهانه، پایداری بیشتری دارد و زمینه فرزندآوری را نیز تقویت میکند.
4- از نگاه شما، علت اصلی کاهش فرزندآوری در ایران اقتصادی است یا فرهنگی؟ در یک مداخله فوری، کدام حوزه باید در اولویت باشد؟
موضوع ازدواج و فرزندآوری دارای چهار محور اصلی است: فرهنگ و تربیت، سلامت، اقتصاد و معیشت، و سیاستگذاری و حکمرانی. در حوزه سیاستگذاری، با ابلاغ سیاستهای کلی جمعیت و سلامت از سوی مقام معظم رهبری و وجود قوانین متعدد نظیر قانون تسهیل ازدواج مصوبه سال ۸۲ و قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت مصوبه سال ۱۴۰۰، مشکل اساسی نداریم؛ مشکل اصلی، عدم اجرای قوانین است.
اما از این چهار حوزه که عرض کردم خیلیها میگویند مانع اصلی ازدواج و فرزندآوری مسائل اقتصادی است اگرچه شرایط اقتصادی دشوار شده و نمیتوان نقش آن را نادیده گرفت، اما ریشه اصلی کاهش ازدواج و فرزندآوری یا دیر ازدواج کردن جوانان، به انگارههای ذهنی، سبک زندگی و مسائل فرهنگی بازمیگردد. شواهد آماری نشان میدهد که میل به فرزندخواهی در ایران طی ده سال گذشته ثابت و حدود 2.5 فرزند بوده، اما فرزندآوری واقعی حدود 1.5 فرزند است؛ یعنی موانع فرهنگی و ذهنی مانع تحقق این میل شدهاند. یا اینکه جوانان در هر سنی ازدواج بکنند یعنی بیست سالگی ازدواج یا سی یا چهل، تفاوتی نمیکند و به صورت متوسط دو و نیم بچه میخواهند. این باید تغییر کند و این ذائقه صرفاً با مسائل فرهنگی عوض میشود و البته مسائل اقتصادی تسهیل کننده خواهند بود.
به روایت آمار نیز با اینکه ژاپن سومین اقتصاد دنیاست و با وجود همه مشوق های اقتصادی که برای جوانی جمعیت میگذارد، دچار سالخوردگی جمعیت شده و به زودی بر اساس آمار ژاپن نابود خواهد شد و از بین خواهد رفت؛ سالانه پیش از پانصد مدرسه اش تعطیل میشود و در دو سه سال اخیر هم دانشگاه هایش در حال تعطیل شدن است.
آلمان نیز جزو کشورهای پیشرفته اقتصادی است و سالانه بیش از چهارصد هزار نیروی کار کم دارد و مراکز سالمندانش صف های طولانی دارد؛ خیلی از سالمندان در انتظار صف خانه سالمندان از دنیا مسروند. لذا با اینکه این کشورها از اروپای شرقی و اروپای غربی مسئله اقتصادی ندارند، بستههای اقتصادی زیادی را گذاشتند ولی باز هم موفق نشدند امر فرزندآوری را محقق کنند. به همین خاطر به سیاست مهاجرت روی آورده اند. در ایران نیز استانهای برخوردار، با بیکاری کمتر و وضعیت اقتصادی بهتر، کمترین نرخ فرزندآوری را دارند. سیزده استان برخوردار ما مثل تهران، البرز، مرکزی، سمنان، گیلان، مازندران، اصفهان، خراسان رضوی و آذربایجان شرقی کمترین میزان فرزندآوری را دارند؛ با اینکه نرخ بیکاریشان پایین است و وضع اقتصادی مردم نسبت به سایر مناطق کشور بهتر است. این ها نشان دهنده این است که صرف مساله اقتصادی باعث فرزندآوری نمیشود. مثلا ازدواج افراد پولدار زودتر اتفاق نمیافتد و دیرتر اتفاق میافتد یا اقشار پردرآمد کشور مثل پزشکان، مهندسین، اعضای هیئت علمی دانشگاه، آیا تعداد فرزندان بیشتری دارند؟ باز می بینیم نه! این یعنی اینکه اگرچه اقتصاد مهم است و واقعا هم مهم است و برای بخشی از جامعه هم ممکن است کمک کننده باشد، ولی اغلب افراد بر اساس انگاره های ذهنی و سبک زندگیشان و نگاهشان به موضوع ازدواج و فرزندآوری تصمیم میگیرند.
اگر نگاه خانواده نسبت به فرزند و فرزندآوری سرمایه و ارزش باشد طبیعتا مسائل و مشکلاتش را هم تحمل میکند؛ اگر نگاه به بارداری صرفا درد و رنج باشد، طبیعتا میل زن به بارداری کم میشود ولی اگر نگاهشان جایگاه، کرامت و منزلت مادری باشد، ارزشمندی فرزندآوری باشد طبیعتا این سختی را به جان میخرند و به فرزندآوری اقدام میکنند. یعنی کرامت و منزلت مادری ارزشمندی فرزندآوری باید به عنوان یک گزاره در جامعه فرهنگسازی بشود. مادر به مادری خودش افتخار کند و پدر به داشتن فرزند بیشتر افتخار کند. طبیعتا نیازی به هیچ اقدام دیگری نیست. آن موقع تسهیلاتی که مثلا در قانون جوانی جمعیت و سایر تسهیلاتی که دیده میشود، تسهیل کننده خواهند بود. اینها به تنهایی علت فرزند آوری نیستند بلکه برای خانواده هایی که خوشجمعیت میشوند و تعداد فرزندان بیشتری دارند باعث میشود خدمات رفاهی بهتری فراهم شود و تسهیل کننده باشد.
5- کدام بخش از سیاستهای موجود در حوزه جوانی جمعیت نیاز به بازطراحی جدی دارد؟ اگر یک پیشنهاد فوری برای اثربخشتر شدن برنامههای فعلی داشته باشید، آن پیشنهاد چیست؟
بهنظر من، سیاستهای کلان نیازمند بازنگری اساسی نیستند؛ آنچه بهشدت به آن نیاز داریم، اقناع افکار عمومی و اقناع ذهن مسئولان نسبت به فوریت مسئله سالخوردگی جمعیت است. جوانی جمعیت باید به یک اولویت راهبردی و اجرایی واقعی برای همه دستگاهها تبدیل شود.
پیشنهاد عملی من، راهاندازی پویشهای ۳۶۰ درجه فرهنگی توسط نهادهای فرهنگی کشور برای گفتمانسازی فراگیر است؛ مشابه تجربه موفق پویش «نفس» که منجر به کاهش سقط جنین شد. همچنین در حوزه سلامت، باید از مرحله پیش از بارداری تا دوران شیردهی، برخورد نظام سلامت با مادران اصلاح شود؛ چراکه تجربه نامناسب در مراکز درمانی، خود عاملی ضدفرزندآوری است.
وزیر بهداشت تکالیف خودش را باید در این زمینه انجام بدهد؛ اینکه حضرت آقا (مقام معظم رهبری) مستقیما وزیر بهداشت را مورد خطاب قرار داده اند، دلیلش این است که اگر کسی تصمیم به فرزندآوری داشته باشد بالاخره سروکارش با مجموعه وزارت بهداشت از مرکز بهداشت و درمان گرفته تا بیمارستان و بلوک زایمان میافتد و اگر آنجا برخورد بدی با مادر باردار یا با مادری که فرزند خردسال دارد، بشود طبیعتا این خودش ضد فرزندآوری است؛ به همین خاطر، حضرت آقا به وزیر بهداشت فرمودند شما شخصا در این موضوع مداخله کنید و موانع را شناسایی کنید و بردارید.
یک سری از موانع هم در وزارت بهداشت موانع فرهنگساز است که ما در دوره مسئولیتمان سعی کردیم اصلاح بکنیم. مثلا این ادعاها که بارداری زیر 18 یا بالای 45 سال پرخطر است یا لزوما باید فاصله بین دو بارداری بیشتر از سه تا پنج سال باشد یا زایمان سزارین بهتر از زایمان طبیعی است، مانع فرزندآوری میشود و مادر میترسد که زایمان برایش خطر داشته باشد. در حالی که در دنیا اینگونه نیست؛ وقتی مادرها زیر هفده یا بالای چهل و دو سال باردار میشوند، اسمش را گُلدن بِیبی میگذارند یا در کتاب های زنان می نویسند. یا اینکه فاصله استاندارد بین دو بارداری در زایمان طبیعی شش ماه در زایمان سزارین هیجده ماه است و این بیانگر این است که در واقع ما نباید اطلاعات غلط به جامعه بدهیم و هنوز سیاستهای تنظیم خانواده را اجرا بکنیم.
یک نکته بسیار مهم این است که برخی از مسئولینمان الان در کشور مسئولیت دارند در حالی که اینها جزو مسببین اصلی تنظیم خانواده و کاهش موالید بودهاند؛ الان همانها با همان اعتقادات تنظیم خانواده میخواهند سیاست ها و برنامه های جوانی جمعیت را اجرا کنند که نمیشود و در این زمینه هم باید مسئولین ارشد کشور در مجلس و ریاست جمهوری یک فکری برای این مسئله بکنند و نسبت به جایگزین کردن این افراد با افرادی که واقعا به مسئله جمعیت و جوانی جمعیت اعتقاد داشته باشند اقدام بکنند. یک ظرفیت بسیار خوب کشور که در حوزه فرزندآوری و ازدواج بسیار موثر است، یکی فرهنگسازی تمام نهادهای فرهنگی کشور به ویژه نهادهای مسئولیت دار و دینی مثل شورای سیاست گذاری ائمه جمعه، سازمان تبلیغات اسلامی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان صدا و سیما، شبکه متدینین و مداحان و سازمان انقلابی و گسترده بسیج است و دیگری شبکه بهورزان و مراقبین سلامت در وزارت بهداشت است که اینها کار چهره به چهره با مردم می کنند و تمرکزشان در مشاوره فرزندآوری است که اگر تقویت بشود بسیار کمک کننده است و نوع مواجهه اینها با مادران باردار و مادران دارای کودک خردسال بسیار به اقناع شدن در جهت فرزندآوری کمک میکند. به نظر من هم اقدامات فرهنگساز در حوزه عمومی هم اقدامات فرهنگسازی در شبکه سلامت کشور دو رکنی هاست که باعث میشود فرزندآوری در کشور شتاب بگیرد و اگر این دو محور بهدرستی فعال شوند، کشور میتواند از ورود به سیاهچاله سالخوردگی جمعیت مصون بماند.

