تحلیل سیاسی-رسانه‌ای مفهوم مقاومت ملی در ایران امروز

مفهوم “مقاومت ملی” یکی از کلیدواژه‌هایی است که در ادبیات سیاسی معاصر ایران جایگاهی ویژه یافته است. این واژه دیگر صرفاً به معنای ایستادگی نظامی در برابر دشمن نیست، بلکه گستره‌ای وسیع‌تر از مقاومت فرهنگی، اقتصادی و رسانه‌ای را دربرمی‌گیرد. در دنیای امروز که قدرت‌ها کمتر در میدان جنگ مستقیم روبه‌رو می‌شوند، میدان اصلی نبرد، افکار عمومی و ذهن ملت‌ها است. در چنین شرایطی، ملیت و هویت فرهنگی نقش اصلی را در تعیین برنده یا بازندۀ این تقابل ایفامی‌کند.
تاریخ سیاسی ایران سرشار از مقاطعی است که ملت ایران در برابر سلطه‌های خارجی ایستادگی کرده است. اما تحول بنیادین در تعریف مقاومت، پس از پیروزی انقلاب اسلامی و به ویژه در دهه‌های اخیر، رخ داده است. مقاومت اکنون فراتر از مرزهای جغرافیایی و تسلیحات، وارد عرصۀ ادراک، ارزش‌ها و سبک زندگی شده است. این امر مستلزم بازتعریفی عمیق از مؤلفه‌های سازنده‌ی مقاومت ملی در عصر اطلاعات و ارتباطات است.
1. مفهوم مقاومت ملی در دوران جدید
مقاومت ملی به معنای تاب‌آوری و پایداری مردمان یک سرزمین در مقابل فشارهایی است که از بیرون برای تغییر مسیر، ارزش‌ها یا ساختار سیاسی و فرهنگی کشورشان وارد می‌شود. این فشارها ممکن است نظامی باشند، مانند تحریم‌های سیاسی و اقتصادی، اما مهم‌تر از همه به شکل نرم و خزنده‌ای رخ می‌دهد: در عرصه‌ی رسانه، فرهنگ، آموزش و سبک زندگی.
1-1- ابعاد سه‌گانۀ مقاومت نوین
مقاومت ملی در تعریف جامع امروزی، دیگر یکپارچه نیست بلکه دارای ابعادی چندگانه است که باید به صورت هماهنگ تقویت شوند:
الف) مقاومت سیاسی-امنیتی: این بُعد سنتی‌ترینِ شکل‌های مقاومت است که شامل حفظ تمامیت ارضی، استقلال سیاسی و مقابله با تهدیدات نظامی مستقیم یا نیابتی می‌شود. در این سطح، بازدارندگی صرفاً به توان نظامی خلاصه نمی‌شود، بلکه به توانایی سیاسی در اجماع‌سازی منطقه‌ای و بین‌المللی نیز وابسته است.
ب) مقاومت اقتصادی: این مقاومت در برابر فشار حداکثری اقتصادی، به‌ویژه تحریم‌ها، تعریف می‌شود. هدف، کاهش آسیب‌پذیری ناشی از وابستگی به بازارهای جهانی و هدایت اقتصاد به سمت درون‌زایی، دانش‌بنیانی و تاب‌آوری داخلی است. این بخش مستلزم مدیریت منابع، مبارزه با فساد و ایجاد رونق در تولید ملی است.
ج) مقاومت فرهنگی و ادراکی: این بُعد، مهم‌ترین تحول در تعریف مقاومت است. هدف آن حفظ سرمایه‌های هویتی، ارزش‌های بنیادین و انسجام اجتماعی در برابر نفوذ فرهنگی و تغییر اولویت‌های ذهنی جامعه است. این مقاومت در برابر موج‌های رسانه‌ای، ترویج سبک زندگی‌های بیگانه و تلاش برای تغییر روایت تاریخی ملت انجام می‌شود.
1-2- ارکان بنیادین پایداری
در تعریفی جامع، مقاومت ملی ترکیبی از ایمان، آگاهی جمعی، خودباوری ملی و کارآمدی مدیریتی است. هرگاه یکی از این مؤلفه‌ها ضعیف شود، کلیت مقاومت نیز آسیب می‌بیند. به بیان دیگر، مقاومت ملی بدون رضایت مردم، بدون اعتماد عمومی و بدون عقلانیت اجرایی پایدار نخواهدماند.
2.از جنگ سخت تا جنگ نرم
تحولات جهانی نشان داده‌اند که دوران جنگ‌های نظامیِ تمام‌عیار میان دولت‌ها به پایان رسیده و جای خود را به جنگ‌های ادراکی و رسانه‌ای داده‌است، و البته در این میدان جدید، ابزار اصلی دشمن نه سلاح، بلکه روایت است. شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌های فراملی، صنعت سینما و سرگرمی، و حتی تولیدات علمی و آموزشی، در خدمت شکل‌دهی به ذهنیات ملت‌ها به‌کارگرفته‌می‌شوند.
2-1-جنگ روایت‌ها
در این میدان، نبرد اصلی نبرد روایت‌ها است و قدرت‌های جهانی برای تضعیف ارادۀ ملی جوامع دیگر، ابتدا باید تصویر درونی ملت‌ها از خود را مخدوش کنند، و این کار از طریق تولید و انتشار مستمر روایت‌هایی انجام‌می‌شود که بر موارد زیر تمرکز دارند:
تضعیف مشروعیت نظام: تلاش برای القاء ناکارآمدی ساختارهای حاکمیتی در حل مشکلات مردم
فرقه‌سازی قومی و اجتماعی: برجسته‌سازی شکاف‌های طبقاتی، قومی یا مذهبی به‌منظور ایجاد دودستگی و کاهش سرمایۀ اجتماعی جهت تسهیل در تسلط بر جوامع
بی‌ارزش‌سازی ارزش‌ها: تبدیل مفاهیم بنیادین مانند ایثار، استقلال‌خواهی و عدالت به مفاهیمی قدیمی، غیرضروری یا حتی مایه شرمندگی در برابر هنجارهای جهانی
البته در این بستر، قدرت رسانه‌ای دشمن اغلب بسیار گسترده و متمرکز است، و اگر جریان رسانه‌ای داخلی بخواهد صرفاً به دفاع ، یا به‌تعبیری دفع تهاجم‌ها بپردازد، در برابر حجم حملات بازنده خواهدبود؛ و از این رو است که با شناخت صحیح نقاط ضعف دشمن، باید از چنبرۀ تدافعی صرف خارج شود و رو به تهاجم مؤثر آورد.
2-2- اهمیت سواد رسانه‌ای به مثابۀ خط دفاعی
مقابله با جریان جنگ نرم صرفاً با ابزار سیاسی ممکن نیست، بلکه نیازمند سواد رسانه‌ای، رشد فرهنگی و حضور فعال هنرمندان و نخبگان متعهد در میدان روایت است؛ و در این میان، توجه به این نکته ضروری است که این امر اصولاً یک مهارت جانبی نیست، بلکه یک ضرورت امنیتی محسوب می‌شود که همه اهالی یک جامعۀ امروزین باید از آن بهره‌مند باشند، برمبنای آن، بتوانند در حد امکان، منبع، هدف و ساختار‌های روایی یک محتوای رسانه‌ای را تشخیص‌دهند.
اساساً آموزش تفکیک میان واقعیت، ادراک و زاویۀ دید موردنظر رسانه برای کسب نتیجۀ لازم، به‌ویژه در خصوص رسانه‌های بیگانه و وابسته به فضای دشمن، بخشی اساسی از مقاومتی است که باید در سطح فردی و جمعی جامعه نهادینه شود، تا پذیرش امکان مقابله با خواست دشمن در ذهن اهالی جامعه ایجادگردد.
3. تقابل مقاومت با سازش‌پذیری
مقاومت مفهومی کلان و برمبنای مفاهیم بنیادین و اعتقادی جامعه شکل می‌گیرد؛ و از آن رو که از چنین مفاهیمی بهره‌ می‌برد، لاجرم کلیت جامعه مگر اندکی که ذهنیتی معیوب یا محقر یا مخرب دارند، به آن گرایش می‌یابند، مگر این که آن گروه اندک با فرورفتن در بسترهای تبلیغاتی معاند یا ناآگاه، بکوشند آن عیب یا حقارت یا بستر خراب خود را در جامعه گسترش‌دهند.
مقاومت به گونۀ بنیادین بر این سه اصل اساسی مبتنی بر هویت شکل می‌گیرد:
استقلال کامل: مقاومت، هرگونه وابستگی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی به قدرت‌های خارجی را نفی می‌کند
خوداتکایی: تأکید بر توانمندی‌های داخلی در حوزه‌های دفاعی، اقتصادی و علمی به‌عنوان پیش‌شرط حفظ استقلال
عدم اعتماد به دشمن: باوری بنیادی مبنی بر این که دشمنان خارجی همواره در صدد تضعیف و نفوذ هستند و هرگونه تعامل باید با حداکثر احتیاط و با هدف حفظ منافع ملی و برمبنای تجارب گذشته صورت‌گیرد
این تقابل بر بنیان تقابل با نگرۀ “غرب‌مداری” شکل‌گرفته و همچنان ادامه‌دارد، که برتری فرهنگی، سیاسی و اقتصادی غرب را بدیهی فرض می‌کند و همه امور خود را بر همین بنیان تنظیم و تبیین می‌کند، چراکه اساساً نگرۀ “غرب‌مداری” را مغایر با استقلال و هویت ملی و دینی می‌داند و پذیرش آن را به معنای فروختن هویت در ازای امتیازهای تهی مادّی یا سیاسی تعبیرمی‌کند، واقعیتی که هرگاه به سمت آن نگره حرکتی هرچند جزئی شده، به‌عنوان نتیجۀ کلان خود را عیان کرده‌است.
باری، مقاومت ملی صرفاً یک سیاست حکومتی نیست، بلکه ضرورتی اجتماعی و فرهنگی است که بقای ملی را تضمین می‌کند و استقلال فکری و کرامت انسانی فردی و جمعی جامعه را حفاظت می‌نماید، و البته تا زمانی پایدار خواهد ماند که جامعه بلوغ خود را که پس از سالها وبلکه سده‌ها به آن رسیده‌است، حفظ کند و هرگاه در موقعیت تصمیم‌گیری قرارگرفت، این واقعیت را مورد توجه قراردهد که برای حفظ موجودیت و هویت خود، پاسداری از مقاومت در برابر زیاده‌خواهان جهانی یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است.

مقالات مرتبط

از رنه نیکول آمریکایی تا زینب دارابی ایرانی

زینب دارابی ، نام جدیدی است که به فهرست زنان آسیب دیده…

9 بهمن 1404

حاشیه به جای متن

مشغولیت دولت به موتور سواری بانوان در اوج گرانی خودرو، ارز و…

انتقام یعنی برخورد با تمام زنجیره جنایت

نگاهی به اظهارات سخنگوی دولت که خلاف رویه جاری حتی در کشورهای…

دیدگاهتان را بنویسید