همچنان خوشبینی به تفاهمی که هیچ چیز ، از آن باقی نمانده است !
کاربران فضای مجازی، به کنایه، هر شب میگویند صدای تفاهم هر شب از جنوب کشور به گوش میرسد. شاید این لطیفترین برخورد با تفاهمی است که از همان ابتدا مشخص بود به چه فرجامی میرسد. از بند اول تفاهم که بهعنوان مطلع ماجرا، کلمهبهکلمه شروع به خواندن میکنی و با واقعیتهای میدان از همان ابتدای ماجرا تطبیق میدهی، گمان میکنی شاید بهصورت کدگذاریشده از افعال معکوس استفاده کردهاند که دیپلماتهای ما به هیچ عنوان زیر بار پذیرش نقض آن نمیروند.
اگر بخواهیم با دقت بیشتری به موضوع بپردازیم و از ایرادات متن و غیرواقعی بودن بندهای آن بگوییم، موضوع بسیار مفصل میشود؛ اما پرداختن به موارد ظاهری که نقض آنها بهطور کامل عیان شده و عملاً غیرقابلانکار هستند نیز ساقط بودن تفاهم از اعتبار را بهخوبی نمایش میدهد.
1 لبنان: بلافاصله پس از امضای تفاهم، رژیم صهیونیستی با حمایت آمریکا حملات گستردهای به لبنان انجام داد و دولت دستنشانده این کشور مسیر مذاکرات جداگانهای با اسرائیل را کلید زد.
2 تنگه هرمز: آمریکا با فعالسازی کریدور جنوبی از طریق عمان، تلاش کرد ترتیبات منطقهای ایران را دور بزند.
3 پولهای بلوکهشده: واشنگتن با وعدههای دروغین وقتتلفی کرد و سپس اعلام نمود حتی یک سنت از منابع ایران را آزاد نخواهد کرد.
4 لغو مجوز فروش نفت: وزارت خزانهداری آمریکا با لغو مجوز صادرات نفت ایران، گام دیگری در نقض تعهدات خود برداشت.
5 اعمال تحریم: با اعمال تحریمهای جدید، عملاً بند ۹ تفاهمنامه اسلامآباد میان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا نقض شده است؛ چرا که بر اساس این توافق، مقرر شده بود ایالات متحده در یک بازه زمانی ۶۰ روزه، از وضع هرگونه تحریم جدید علیه ایران خودداری کند.
6 شروع محاصره دریایی: یکی از محورهای اصلی توافق، پایان محاصره دریایی و آزادسازی مسیر تردد کشتیها بود که آمریکا با اعلام مجدد شروع محاصره دریایی، آن را نیز در کنار موارد دیگر به فهرست نقض عهد خود افزود.
موارد بالا را در کنار این موضوع بگذارید که به زعم مسئول تیم مذاکرهکننده، اینها یکبهیک سند پیروزی ملت ایران هستند. آقای قالیباف حتی در متن پیام اخیر خود درباره تنگه هرمز به دنبال دستاوردسازی از تفاهم است. گمان میکنند آنچه در پشت میز مذاکره به دست آوردهاند، ارزشمندتر از دستاوردهای میدانی در جنگ ۴۰ روزه است. آقای قالیباف، کدام دستاورد؟ حتی اگر بخواهیم از متن پرایراد تفاهمنامه چشم بپوشیم، متنی که هیچکجای آن در واقعیت اجرا نمیشود، چه دستاوردی برای مردم این کشور به ارمغان آورده است؟
شما ادعا میکنید تحت هدایت مقام معظم رهبری گام برمیدارید. احتمالاً پیام رهبر انقلاب را مشاهده کردهاید. نظرات کارشناسان پیرامون خود را بر نظر منطبق بر اصول رهبر انقلاب ترجیح دادید. احتمالاً این قسمت از پیام را اما خوب مطالعه کردهاید: «بنده علیالاصول، نظر دیگری داشتم، ولی از باب تعهّدی که رئیسجمهور محترم، بهعنوان رئیس شورای عالی امنیّت ملّی، از طرف خود و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملّت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازهی آن را صادر نمودم. اگر طرف آمریکایی بخواهد زیادهخواهی کند، زیر بار آن نخواهند رفت. از این لحظه، ما یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقّق شروط گفتهشده خواهیم بود.»
دستاورد زمانی است که شما تحققی در عرصه میدان رقم بزنید. انتظار این میرفت که بابت عدم تحقق آنچه وعده داده بودید در ازای این توافق به دست خواهد آمد، از پیشگاه مردم طلب بخشش کنید؛ اما از جایجای بیانیههایتان صدای مارش پیروزی به گوش میرسد. ایجاد فرصت تنفس برای آمریکا، برداشته شدن تنش در قیمت نفت، جبران کمبود ذخایر در غرب و حاکم کردن فضای نه جنگ و نه صلح بر کشور، خروجی مسیری بود که شما در آن گام گذاشتید. سست شدن برگه تنگه هرمز نیز خود بحث دیگری است. جنوب کشور نیز دائم در حال بمباران است.
خوشبینانه بگوییم توافقی که اجرای مفاد آن تنها از یک طرف مطالبه شود و طرف مقابل بدون پرداخت هیچ هزینهای از تعهدات خود عبور کند، نه میتواند الگوی موفقی برای دیپلماسی باشد و نه قابلیت تبدیل شدن به یک دستاورد ملی را دارد. مردم بیش از هر چیز نتیجه را میبینند، نه تیترها و بیانیهها را. در نهایت، آنچه در حافظه افکار عمومی باقی میماند، میزان تحقق وعدهها و نسبت آن با واقعیتهای میدان است، نه روایتهایی که در فضای رسانهای از آن ساخته میشود.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید