امروز: 1405/04/25 ساعت : 14:16

هشدار سعید جلیلی درباره خطر بزک کردن خطای محاسباتی

روز چهارشنبه ۲۴ تیرماه، دکتر سعید جلیلی نماینده رهبر معظم انقلاب در شورای عالی امنیت ملی، در صد و چهل و هشتمین جلسه حکمت سیاسی اسلام در قرآن، به تبیین خطر بزک خطای محاسباتی در نگاه قرآن کریم پرداخت.
موضوعی که در این جلسه می‌خواهیم درباره آن گفت‌وگو کنیم، همان عنوان سوره است؛ یعنی «فتح» به معنای گشایش و پیروزی. از همان ابتدای سوره، خداوند با صراحت می‌فرماید: «إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُبِينًا»؛ یعنی ما برای تو پیروزی آشکاری فراهم کردیم. این پیروزی، فتحی نیست که جای تردید یا ابهام داشته باشد، بلکه «مبین» است؛ روشن، آشکار و قابل دفاع. نکته مهمی که در این سوره وجود دارد، توصیف شرایط و عواملی است که به چنین فتح و پیروزی‌ای منجر می‌شود. قرآن در این مسیر، از افراد حاضر در سپاه پیامبر و ویژگی‌های آنان سخن می‌گوید و رویکردها و رفتارهایشان را توصیف می‌کند.
در این سوره، قرآن در کنار معرفی مؤمنان و منافقان، گروه دیگری را نیز معرفی می‌کند؛ گروهی که نه در زمره منافقان هستند، اما هنگام وقوع یک صحنه بزرگ سیاسی و اجتماعی نیز حضور مؤثر ندارند. قرآن چندین بار در همین سوره از این افراد یاد می‌کند، رفتارهایشان را توضیح می‌دهد، سخنانشان را بیان می‌کند و اگر بخواهیم با ادبیات امروز بیان کنیم، نوعی آسیب‌شناسی از این گروه ارائه می‌دهد. تعبیر قرآن درباره این افراد «مُخَلَّفین» است؛ کسانی که منافق نیستند، اما هنگامی که زمان ایفای نقش در یک صحنه مهم سیاسی و اجتماعی فرا می‌رسد، حضور پیدا نمی‌کنند.
اگر قرآن یک داستان، یک واقعه یا یک موضوع تاریخی را بیان می‌کند، هدف آن بیان سنت‌های الهی است. خود قرآن نیز در همین سوره از «سنت خدا» سخن می‌گوید. در همین جبهه خودی نیز ممکن است کسانی خلاف عمل کنند. سخن درباره کسانی است که در همین جبهه حضور دارند، اما دچار خطاهای راهبردی و اساسی می‌شوند؛ نه یک اشتباه کوچک و لحظه‌ای، بلکه خطاهایی عمیق و تعیین‌کننده. شناخت این خطاها و پرهیز از گرفتار شدن در آن‌ها، از مهم‌ترین درس‌هایی است که این سوره به‌روشنی بیان می‌کند.
در قرآن کریم، آیات متعددی وجود دارد که بیان می‌کند خداوند از مؤمنان راضی است. در ماجرایی که قرار بود توافقی انجام شود، طرف مقابل تهدید کرد. خداوند به مؤمنان فرمود آمادگی خود را برای جنگ اعلام کنند و همه آمدند و برای جنگ بیعت کردند. در همان زمان که قرار بود توافق صورت بگیرد، این آیه نازل شد: «إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ» یعنی این یک بیعت معمولی نیست؛ بلکه بیعت با خداوند است.
تعبیرهایی که در این سه چهار ماه شاهد آن بودیم، واقعاً در رفتار مردم ما قابل مشاهده بود. مردم به میدان آمدند و انسان می‌دید که آرامش خاصی بر جامعه حاکم است. هر شب در میدان و در صحنه، نوعی تجدید بیعت شکل می‌گرفت. این فقط یک بیعت معمولی نبود؛ بلکه بیعت با خداوند در مسیر حق بود و همین، تولید قدرت می‌کند. به همین دلیل قرآن می‌فرماید: «يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ» یعنی قدرت بزرگ الهی بالاتر از همه این دست‌ها قرار می‌گیرد. وقتی این قدرت وارد میدان می‌شود، موازنه را تغییر می‌دهد و صحنه را دگرگون می‌کند. هنگامی که این بیعت انجام می‌شود، قرآن می‌فرماید: «رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ» یعنی زمانی که مؤمنان برای ایفای نقش خود و حضور در میدان اعلام آمادگی می‌کنند، رضایت الهی شامل حال آنان می‌شود.
در همان فضایی که خداوند درباره مؤمنان فرمود: «فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ» و آرامش را بر دل‌های آنان نازل کرد، منافقان مسیر دیگری را طی می‌کنند. قرآن می‌فرماید مشکل آنان خطای محاسباتی است. تعبیر قرآن این است: «الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ» یعنی این افراد در محاسبات و گمانه‌زنی‌های خود دچار خطا هستند. هنگامی که می‌خواهند صحنه، طرفین درگیری و قدرت هر یک را ارزیابی کنند، دچار اشتباه می‌شوند. مهم‌ترین خطای آنان این است که قدرت این جبهه را درست درک نمی‌کنند و ظرفیت‌های آن را نمی‌شناسند.
منافق کسی نیست که مقداری ایمان داشته باشد و مقداری نداشته باشد؛ بلکه اساساً ایمان ندارد و فقط ظاهر خود را حفظ کرده است. اما در کنار منافقان، گروه دیگری نیز وجود دارند که ایمان دارند و در همین جبهه حضور دارند، ولی رفتارشان از جنس دیگری است. قرآن این افراد را چنین توصیف می‌کند که دچار خطاهای محاسباتی می‌شوند. تعبیر قرآن درباره آنان «مُخَلَّفُون» است؛ یعنی کسانی که از حرکت اصلی جا می‌مانند. وقتی همه برای انجام مأموریت از شهر خارج می‌شوند، آنان باقی می‌مانند. وقتی همه وارد یک عرصه سیاسی یا اجتماعی می‌شوند، این افراد همراهی نمی‌کنند. درباره آنان نیز قرآن می‌فرماید: «يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مَا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ» یعنی سخنانی بر زبان می‌آورند که با آنچه در درونشان وجود دارد، یکسان نیست. قرآن درباره نوع نگاه آنان می‌فرماید که گمان می‌کنند: لَنْ يَنْقَلِبَ الرَّسُولُ وَالْمُؤْمِنُونَ إِلَى أَهْلِيهِمْ أَبَدًا.
یعنی تصور می‌کنند رسول خدا و مؤمنان هرگز به سوی خانواده‌های خود بازنخواهند گشت و پیروزی‌ای در کار نخواهد بود. در محاسبات خود می‌گویند شرایط بسیار نامناسب است، اوضاع خراب است و امیدی به پیروزی وجود ندارد. این همان خطای محاسباتی است که قرآن از آن سخن می‌گوید.
پس از پایان آن ماجرا، نه‌تنها اعتراف نمی‌کنند که اشتباه کرده‌اند، بلکه تلاش می‌کنند واقعیت را به گونه‌ای دیگر روایت کنند. قرآن درباره این گروه می‌فرماید: «وَذَٰلِكَ فِي قُلُوبِهِمْ»؛ یعنی ریشه این رفتار در درون و نوع نگرش آنان است. سپس با استدلال‌ها و توجیه‌های ظاهراً منطقی، سخنان خود را بزک می‌کنند، آن را رسانه‌ای و قابل‌قبول جلوه می‌دهند و می‌گویند شرایط چنین بود، اوضاع اقتضا می‌کرد و تصمیم ما درست بوده است. اما در نهایت، همان‌گونه که قرآن می‌فرماید: «كُنْتُمْ قَوْمًا بُورًا»، روشن می‌شود که همه آن تحلیل‌ها نادرست بوده و نه‌تنها پیش‌بینی‌هایشان محقق نشده، بلکه نتیجه‌ای کاملاً خلاف ادعاهایشان به بار آمده است.
نمونه روشن آن را پس از جنگ ۱۲ روزه مشاهده کردیم. هنوز جنگ به‌طور کامل پایان نیافته بود که همان کسانی که سال‌ها می‌گفتند تنها راه‌حل، مذاکره و گفت‌وگو است، با وجود آنکه «در وسط مذاکره زدند»، نه‌تنها نگفتند اشتباه کردیم، بلکه با صراحت بیشتری سخن گفتند و کوشیدند روایت ماجرا را تغییر دهند. قرآن درباره چنین رویکردی می‌فرماید: «یُرِیدُونَ أَنْ یُبَدِّلُوا کَلَامَ اللَّهِ»؛ یعنی می‌خواهند حقیقت را دگرگون کنند. سپس می‌گویند: «بَلْ تَحْسُدُونَنَا»؛ ادعا می‌کنند که ما در حال پیش بردن امور بودیم و دیگران از روی حسادت مانع شدند. در حالی که واقعیت، تکرار شکست‌ها و خطاهای محاسباتی بود.
قرآن درباره این افراد می‌فرماید: «كَانُوا لَا يَفْقَهُونَ إِلَّا قَلِيلًا»؛ یعنی فهم عمیق و تحلیل درست از مسائل ندارند. اهل تدبر، تأمل و محاسبه دقیق نیستند و به همین دلیل گرفتار خطای محاسباتی می‌شوند. نتیجه چنین وضعیتی آن است که نسخه‌های نادرست می‌پیچند، بارها آن نسخه‌ها شکست می‌خورد، اما باز همان نسخه را تکرار می‌کنند.
این همان چیزی است که از آن به «تحجر» تعبیر می‌کنم. تحجر یعنی شما برای یک مسئله پاسخ غلطی ارائه دهید، آن پاسخ ده بار نادرست از آب دربیاید، اما باز همان را بدون هیچ اصلاحی تکرار کنید. این رفتار، تحجر است؛ هرچند ممکن است همان افراد مدعی تجدد و روشنفکری نیز باشند.
قرآن درباره این روحیه می‌فرماید: «إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ»؛ یعنی تعصب جاهلی در دل آنان قرار دارد. یکی از جلوه‌های جاهلیت، جاهلیت مدرن است؛ یعنی انسان چارچوب ذهنی و محاسباتی خود را حقیقت مطلق بداند و هر سخن دیگری را باطل تلقی کند. قرآن درباره این روحیه می‌فرماید: «إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ»؛ یعنی تعصب جاهلی در دل آنان قرار دارد.
اگر از پیروزی، موفقیت، گشایش، فتح مبین و فتح قریب سخن می‌گوییم، نباید تصور شود این موفقیت‌ها بدون هزینه و بدون رعایت سنت‌های الهی به دست می‌آید. تحقق این وعده‌ها نیازمند تدبر، تفکر، تصمیم‌گیری صحیح و عمل درست است. همان‌گونه که بنی‌اسرائیل گفتند: «تو و پروردگارت بروید بجنگید، ما همین‌جا نشسته‌ایم»، منطق قرآن کاملاً برخلاف این نگرش است. پیروزی زمانی حاصل می‌شود که انسان وظیفه خود را درست انجام دهد، درست بیندیشد و درست تصمیم بگیرد.
در سوره مائده نیز قرآن همین حقیقت را بیان می‌کند. می‌فرماید: «فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيُصْبِحُوا عَلَىٰ مَا أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نَادِمِينَ»؛ یعنی ممکن است خداوند فتح و پیروزی را برساند و آن‌گاه کسانی که در دل خود محاسبات دیگری داشتند، پشیمان شوند. چرا پشیمان می‌شوند؟ زیرا پیش از آن، قرآن درباره آنان می‌فرماید: «فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَى أَنْ تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ»؛ یعنی کسانی که در دلشان بیماری است، از روی ترس و خطای محاسباتی به سمت دشمن می‌روند و می‌گویند بیم آن داریم که حوادث علیه ما رقم بخورد.
در منطق قرآن، مرکز محاسبه و تصمیم‌گیری انسان «قلب» است. البته مقصود از قلب، این عضو جسمانی که خون را در بدن به جریان می‌اندازد نیست، بلکه قلب یعنی مرکز ادراک، تعقل و تصمیم انسان. از همین رو در زبان عربی و در تفاسیر و کتاب‌های لغت گفته‌اند که گاهی «قلب» به معنای «عقل» به کار می‌رود. به همین دلیل قرآن می‌فرماید: «إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَذِكْرَىٰ لِمَنْ كَانَ لَهُ قَلْبٌ»؛ یعنی این تذکر برای کسی سودمند است که از عقل و مرکز ادراک سالم برخوردار باشد. پس وقتی قرآن می‌فرماید: «فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ»، مقصود بیماری جسمانی نیست؛ بلکه یعنی در همان مرکز فهم، تحلیل و تصمیم‌گیری انسان، اختلالی به وجود آمده و او دچار خطای محاسباتی شده است. اگر بخواهیم با تعبیر امروز بیان کنیم، گویی یک بدافزار در دستگاه محاسباتی او وارد شده و اجازه نمی‌دهد واقعیت را درست درک و تحلیل کند. از همین رو قرآن می‌فرماید: «أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا»؛ یعنی چرا در زمین سیر نمی‌کنند تا قلب‌هایی پیدا کنند که با آن تعقل کنند و از تجربه‌ها درس بگیرند؟ و در ادامه می‌فرماید: «فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَٰكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ»؛ یعنی نابینایی واقعی، نابینایی چشم نیست؛ بلکه نابینایی دل‌هایی است که در سینه‌ها قرار دارد. ممکن است انسان با چشم خود همه چیز را ببیند، اما چون مرکز ادراک و تحلیل او دچار انحراف شده است، حقیقت را تشخیص ندهد و در نتیجه، تصمیم‌های نادرست بگیرد.
به همین دلیل است که رهبر معظم انقلاب بارها، حتی خطاب به مسئولان، هشدار داده‌اند که دچار «خطای محاسباتی» نشوند. مقصود از خطای محاسباتی همین است که انسان در توصیف واقعیت، تحلیل مسائل و سپس در ارائه راه‌حل و تصمیم‌گیری دچار اشتباه شود. اگر این مرحله آسیب ببیند، دیگر نه تصمیم درستی گرفته می‌شود و نه عمل صحیحی شکل خواهد گرفت.

عصر ایرانیان

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم