از خزر تا خلیج فارس، از میرمهنا تا تنگسیری
تاریخِ این سرزمین را نباید در لایِ سطورِ غبارگرفته کتابخانههایِ ملی جستجو کرد؛ تاریخِ واقعی ما، بر موجهایِ خروشانِ «خزر» در شمال و پهنه بیکرانِ «خلیجفارس» و «دریای عمان» در جنوب، با جوهرِ خونِ مردانی نوشته شده که جغرافیا را نه با متر و معیارِ نقشههایِ سیاسی، که با ترازِ «غیرت» و «ایمان» معنا کردند. از کرانههایِ مهآلودِ شمال تا صخرههایِ تفتیده مکران، این مرزهایِ آبی هرگز ملکِ طلقِ بیگانگان نبوده و نخواهد بود.
آغازگرِ این فصلِ خونین و حماسی در دورانِ جدید، «میرمهنا» بود؛ مردی که در عصرِ غربت، قامت راست کرد تا به هلندیها، پرتغالیها و انگلیسیهایِ غارتگر بفهماند که جزایرِ ایرانی، جولانگاهِ دزدانِ دریاییِ فرنگ نیست. او نخستین صاعقه بر سرِ استعمار در آبهایِ جنوب بود و نشان داد که با ارادهای پولادین، میتوان راه را بر نفوذِ اهریمن بست.
پس از او، این مشعلِ فروزان به دستِ «رئیسعلی دلواری» رسید؛ شیرافکنِ تنگستان که با تکیه بر «فتوایِ دین» و «تفنگِ بومی»، ابهتِ پوشالیِ امپراتوریِ بریتانیا را در نخلستانهایِ بوشهر و موجهایِ خلیجفارس درهم شکست. رئیسعلی ثابت کرد که میانِ «داراییِ آبی» و «غیرتِ خاکی» پیوندی است که هیچ ناوِ جنگیای نمیتواند آن را بگسلد.
اما تاریخِ ما از یاد نخواهد برد که در فاجعه شهریورِ ۱۳۲۰، وقتی دستگاهِ واداده و ارتشِ نمایشیِ رضاخانی در برابرِ هجومِ بیگانه حتی ۴۸ ساعت هم دوام نیاورد، این «برادران بایندر» بودند که در شمال و جنوب ایران، حسابِ خود را از مرکزنشینانِ ترسو جدا کردند. برادران بایندر ایستاد و خونِ مبارکش را نثارِ وجببهوجبِ آبهایِ ایران کردند تا آبرویِ این ملت در آن مقطعِ سیاه، با ایثارِ دو سردارِ جانبرکف حفظ شود.
این خطِ سرخِ مقاومت در دورانِ دفاعِ مقدس به اوجِ تجلیِ خود رسید؛ آنجا فرماندهان شهید عرصه آبی ما و دلاورانی همچون «نادر مهدوی» با دستانی خالی اما با قلبی مملو از عشقِ به میهن، هیمنه ابرقدرتِ شرق و غرب را در قعرِ آبهایِ خلیجفارس دفن کردند.
مهدوی نشان داد که در موازنه قوا، این «ذکرِ یا زهرا» و اعتقاد به خداوند متعال بر عرشه قایقهای تندرو است که بر میلیاردها دلار تکنولوژیِ شیطانِ بزرگ غلبه میکند.
و امروز، این میراثِ عظیم به سردار علیرضا تنگسیری رسیده است؛ فرماندهی که نامش لرزه بر اندامِ متجاوزانِ سنتکام و رژیم صهیونی میاندازد. تنگسیری امروز نهفقط نگهبانِ تنگه هرمز، که دیدهبانِ بیدارِ تمامِ داراییهایِ آبیِ است. او نشان داد که «هنرِ نظامیِ ایرانی»، ریشه در هویتی دارد که هیچ تحریمی توانِ فرسودنِ آن را ندارد.
اما شکوهِ این پیروزیها و اقتدارِ امروزِ سردار تنگسیری، نهفقط مرهونِ تدبیرِ فرماندهی، که مدیونِ آن شیربچههایِ گمنامی است که بر عرشه ناوها و در دلِ تاریکیِ شبهایِ دریایِ عمان و خلیجفارس، سجادههایِ خود را رو به حریم الهی پهن میکنند. قهرمانِ واقعی، آن سپاهیان و ارتشیان دریادلی هستند که دور از چشمِ دوربینها، با دعایِ کمیل بر لب، امنیتِ این مرزها را با گوشت و پوستِ خود تامین میکند.
این «شهدایِ گمنامِ عرشه» و این مجاهدانِ بینامونشان، ستونهایِ استوارِ اقتدارِ ما در آبهایِ دوردست هستند. از میرمهنا و رئیسعلی تا مهدوی و تنگسیری، و تا آخرین سربازِ ایستاده بر عرشه، همگی یک حقیقت را فریاد میزنند: این آبها، «حریمِ غیرتِ آلالله» است و هر دستِ درازی که بخواهد به این حریم نزدیک شود، در طوفانِ خشمِ فرزندانِ ایران غرق خواهد شد.
تنگسیری در این مسیر تنها نیست فرماندهان ارتش جمهوری اسلامی ایران دریادار ایرانی و نیروها و جانشینان این دو قهرمان نشان داده اند که همانگونه که از میرمهنا تا تنگسیری این امانت به پیش آمده است. به واسطه ملتی سراسر غیرت و فرزندانی مومن و شجاع پس از این دو سردار نیز این میراث اقتدار و غیرت استمرار خواهد یافت.
امثال تنگسیری قهرمانانی هستند به پهنه تاریخ و فراتر از دایره محدود زندگی مادی، این قهرمانان سایه حراست شأن بر این میهن باقی خواهد ماند همانگونه که هنوز هم صدای غیرت «میرمهنا»، «رئیس علی دلواری»، «برادران بایندر»، «نادر مهدوی» و… در کنار صدای غیرت تنگسیری و ایرانی و نیروهایشان در پهنای هرمز شنیده می شود.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید