امروز: 1405/04/25 ساعت : 05:24

آتش بس نابهنگام و جنگ داخلی

تکرار وضعیت نه جنگ، نه صلح، و پیامدهای فاجعه بار آن

اگر آتش بس در زمان درست و در شرایط مناسب نباشد، جنگ را به درون جامعه می کشاند. در فاصله جنگ دوازده روزه تا جنگ رمضان، وضعیتی که بر جامعه ایران حاکم بود، وضعیت نه جنگ و نه صلح بود، وضعیتی برزخی که محصول آتش بس نابهنگام بود. این وضعیت نه جنگ و نه صلح، یک وضعیتی جنگ به معنای دقیق کلمه نبود، اما جنگ بر همه مناسبات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی جامعه سایه افکنده بود. همانند یک وضعیت جنگی، تورم روز به روز افزایش می یافت و مردم و مسئولین در وضعیت بلاتکلیفی بسر می بردند. دشمن بدون آنکه بجنگد، خسارات جنگ را به کشور تحمیل می کرد. جامعه همواره در حال گمانه زنی برای زمان شروع جنگ بود. این وضعیت برزخی از نتایج آتش بسی بود که در زمان نادرست اتفاق افتاد. و جالب آنکه همگان اذعان داشتند که این آتش بس، دائمی نیست، بلکه توقف موقت جنگ است.
حامیان آتش بس در وضعیت فعلی جنگ نیز عملاً به دنبال تکرار همان وضعیت نه جنگ و نه صلح هستند که بعد از جنگ دوازده روزه اتفاق افتاد. وضعیتی که مشخصه آن ناامنی، تورم فزاینده، رکود، نوسانات نرخ ارز و گسترش ناامیدی و نارضایتی اجتماعی بود. همان وضعیتی که به اعتراض بازاریان و سپس آشوب های خسارت باری منتهی شد که کم از یک جنگ نداشت. وضعیتی که به دشمن فرصت تجدید قوا و برنامه ریزی برای ترور رهبر انقلاب را داد.
در جهانی که بر آن نظم استعماری غربی به سردمداری آمریکا حاکم است، همه مفاهیمی که دارای بار ارزشی مثبت هستند، چونان ابزاری برای سلطه و فریب بکار گرفته می شوند، از دموکراسی، آزادی، عدالت و حقوق بشر گرفته تا مذاکره، گفتگو، صلح و آتش بس. معیارهای واقعی حاکم و نهایی در چنین جهانی، زر است و زور است و تزویر. دشمن به نام حقوق بشر و آزادی و کمک به مردم، لشکرکشی می کند، اما با هدف قرار دادن مراکز پلیس، کلانتری ها و پایگاه های بسیج، به دنبال ایجاد آشوب، ناامنی و انداختن کشور به ورطه جنگ داخلی است. جنگی داخلی که می تواند صدها هزار کشته برجا گذاشته و به تجزیه کشور و غارت بی سابقه آن منتهی شود.
آنچه تا به امروز این توطئه دشمنان را نقش بر آب کرده است، اتحاد و مقاومت ملت ایران در میدان و حضور حماسی آنها در خیابان است. اکنون دشمن به این واقعیت پی برده است که امکان ایجاد اغتشاش و جنگ داخلی در وضعیت تجاوز نظامی وجود ندارد و باید مجدداً وضعیت نه صلح و نه جنگ را برقرار سازد. همانگونه که بیان شد، برزخ نه صلح و نه جنگ، به شدت مستعد ایجاد نارضایتی اجتماعی، اعتراضات و اغتشاشات است. به عبارت دیگر دشمن در تلاش است که با تحمیل آتش بس، جنگ خارجی را به جنگ داخلی تبدیل کند.
تنها راه گرفتار نشدن در دام آتش بسی که مقدمه جنگ داخلی است، لحاظ کردن زمان درست و شرایط مناسب است. آتش بس تنها زمانی درست و قابل قبول است که دشمن را از تجاوز مجدد باز دارد. تنها در این صورت است که سایه جنگ از کشور برداشته می شود و مانع از فرو غلطیدن کشور به ورطه نه جنگ و نه صلح و پیامدهای فاجعه بار آن می گردد.
البته پر واضح است که مقاومت تا شکست پشیمان کننده برای دشمن و ایجاد بازدارنگی واقعی، نیازمند شرایطی است که از آن جمله می توان به برنامه ریزی برای تأمین نیازهای اساسی جامعه، تولید، تأمین و ذخیره موشکی و پهبادی کافی، و مقابله با روایت های فریبی است که باورهای جامعه و بویژه وحدت کلمه و روحیه مقاومت را هدف قرار داده است. کوتاهی در هر یک از آنها می تواند مانعی جدی در برابر مقاومت و تحمیل شکست بر دشمن متجاوز باشد.

محمدرضا طاهری

دکتر محمدرضا طاهری استاد علوم سیاسی و کارشناس حوزه های نظری در سیاست خارجی است؛ وی مترجم و نویسنده چند جلد کتاب از جمله «علیه لیبرالیسم» است

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم