امروز: 1405/04/25 ساعت : 04:07

آمریکا، غرق در آناکرونیسم سیاسی

مارس ۲۰۲۶ نیز فرا رسید و تصادفا در اسفندماه۱۴۰۴، در ایامی که مسلمین ایران و جهان مشغول استعباد و مناجات با معبود و خالق هستی بودند، نبرد دیگری از سنگر امپریالیسم بین الملل علیه تهران تحمیل شد.
مهندسین و طراحان میلیتاریسم در اتاق فکر عملیاتی امریکا، ایندفعه با رمز “سپریهودا” و ادغام دو استراتژی ضربت سهمگین اول به راس حاکمیت و به دنبال آن خیزش تروریست ها در سطوح کلان کشور، دل به تسقیط فوری نظام جمهوری اسلامی بسته بودند. تقریبا مشابه همان راهبرد و تاکتیکی که چندی پیش در کاراکاس و علیه تمامیت ارضی و حریم هوایی ونزوئلا تدبیر و عمل نمودند.
متاسفانه دومین رهبر انقلاب اسلامی آیت الله سید علی خامنه ای، در ساعات ابتدایی تهاجم رمضان که بار دیگر ازسوی ایالات متحده و صهاینه بر ما وارد شد، پس از عمری جهاد و مقاومت دربرابر متخاصمین و معاندین اسلام و این مرز و بوم، در سن ۸۶ سالگی، شربت شهادت را نوشیدند و به یاران و رفقای شهیدشان ملحق شدند.
بیت رهبری توسط دشمن مورد یورش قرار گرفت و شخص رئیس جمهور امریکا و رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل نیز ترور موفق رهبر عالی ایران را تایید کردند.
اما قسمت تراژیک و تلخ ماجرا برای مثلث امریکا_اسرائیل_بریتانیا و دستگاه های ماسونی و لابیست های شیطانی پشت پرده غرب، با حضور خودجوش و پرشور ملت خونخواه و منتقم و حماسه ساز ایران مجددا برملا گشت.
به طوری که جان‌مرشایمر استاد دانشگاه و پژوهشگر علوم سیاسی در شیکاگو بدین شکست اطلاعاتی و خطای متوالی هیئت حاکمه و تصمیم گیران آمریکایی و صهونیست ها دامن زد و صراحتا اعلام نمود که مردم تهران و دیگر نقاط ایران اثبات کرده اند که با وجود تمامی آسیب ها و بحران های داخلی، اما هیچگاه تسلیم پذیر و شکننده نیستند و همچون نقشه راهی که در ژوئن گذشته برای ایرانیان ترسیم شد و پس از ۱۲روز درگیری راه به جایی نداشت، در این دور از نبرد هم سرانجام عقب نشینی نیروی دریایی و هوایی امریکا و اسرائیل را در بر خواهد داشت و انگلستان نیز بدلیل حمایت های بی پرده لجستیکی ، رسانه ای و اطلاعاتی و مالی اش در این جنگ فعلی، سخت پشیمان خواهد شد.
همچنین پدروسانچز نخست وزیر اسپانیا پس از رد قاطع تقاضای ترامپ مبنی بر استفاده پایگاه های اسپانیا به سود ایالات متحده، در پیامی که در صفحه اجتماعی خود منتشر کرد، ضمن تاکید بر تداوم روابط دیپلماتیک دوستانه با ایران نوشت؛
مادرید و تمام پایگاه هایش، مکانی برای تهاجم و حمله کشوری علیه کشور دیگری نیست، نبوده و نخواهد بود.”
مسئله اصلی که در این مقاله در حال پردازش و کنکاش هستیم، بحث آناکرونیسم سیاسی است. و استغراق و درحقیقت مغروق شدن دونالد ترامپ در تئوری آناکرونیسم می باشد.
اتفاقی که در بحبوحه انقلاب های بلاد عربی تحت عنوان “بهارعربی” که در حدفاصل بین سالهای ۲۰۰۹الی۲۰۱۴ در ممالک و قلمرو های عربی_اسلامی غرب آسیا و حوزه شمالی آفریقا رخ داد نیز ، به سهولت قابل فهم بود و اغلب در کتب، مجلات و مقالات و بولتن های موسوم به بهار عربی به سادگی بدین موضوع اشاره شده است.
من باب نمونه، کتاب ” بیداری اسلامی در جهان عرب ” تالیف فرزاد پورسعید، انتشارات پژوهشکده مطالعات راهبردی را حتما تهیه و مطالعه کنید فوق العاده کاربردی است و درباره اناکرونیسم اختصارا توضیحاتی ارائه داده است.
اما با خبط مجددی که امریکا مرتکب شد، آشکار گردید که تنگنای آناکرونیسم حتی می تواند جهان شمول باشد و نه فقط مربوط به حوادث و قیام های مردمی منطقه خلیج فارس ، بلکه گریبان مدعیان قدرت دنیا در آمریکای شمالی و غرب اروپا و پایگاه ایدئولوژیک و نظامی شان یعنی رژیم صهیونیستی را نیز در ناحیه مدیترانه بگیرد.
به طرز شیوا و به زبان ساده و گویا، به شیوه ای از مملکت داری و زعامت که حکّام نسبت به ترتیبات تاریخی، ادراک و بافتار زمانه خود و آن کشور طرف دعوا دچار تاخر و سرگردانی فکری می شوند ، اناکرونیسم سیاسی گفته می شود.
درواقع اکنون ایالات متحده امریکا، اعضای پیمان ماست‌ریخت و آتلانتیک شمالی (ناتو)، در این باتلاق گیر افتاده و صحنه گردانان بازی های قدرت در عالم، کماکان به گمان اینکه یک شخصیت مرموزی بنام وینستون چرچیل در انگلیس سر کار است، به خیال اینکه مجموعه کشورهای تحت استثمار و درواقع زیر یوق انگلستان همچنان بریتانیای کبیر قلمداد می شوند، و ایضا به تصور اینکه کما فی السابق مردم ایران‌زمین به طریقه دوره آقامحمدخان‌قاجار استبداد پذیر و استضعاف پذیر هستند ، پس از عملیات تاریخی ۷ اکتبر چنین نقشه هایی در اذهانشان علیه ایرانیان خطور کرد.
بنیامین نتانیاهو، نفتالی بنت، شیمون پرز، اولمرت و دیگر عروسک های ملعبه بدست غربی که چند صباحی عنان کار در سرزمین های اشغالی بر عهده شان بود، به کرات سعی داشتند دولت های امریکا را به خیال تجزیه و غارت و چپاول و به یغما بردن ذخایر جمهوری اسلامی ایران بشورانند.
لکن روسای جمهور پیشین آمریکا نه اینکه خصومتی با ایران مستقل و مقتدر نداشته باشند، بلکه فقط از این بابت که مقداری عاقل تر بودند و قدرت ریسک پذیری بازی با دم شیر را نداشتند، اعتنایی به تقاضا های صهاینه نمی ورزیدند.
اما دونالدترامپ قماری را شروع کرده است که به فجیع ترین وضع ممکن در آن گیر افتاده و به مشکل بر خورده.
اخلال آناکرونیسم در برنامه های سیاست خارجه دولت ترامپ در این بخش از ارائات روشن می گردد که دقیقا جرادکوشنر، جی دی ونس، هگست، روبیو و سایر اطرافیان تاثیر گذار آقای ترامپ، چهره امروز بطن جامعه ایرانی را یک چهره آسیب زا و به دنباله اش متزلزل می پندارند و در ظن این نکته و احتمال که با حملات شدید هوایی امریکا و اسراییل و تحریک و تهییج گروهک های تجزیه طلب با رویکرد های پان ترکیسم و یا پان کردیسم در غرب و شمال غرب، زمینه و بستر سقوط ارکان نظام جمهوری اسلامی میسر می شود.
اما زهی خیال باطل…
ملت ایران ادوار سیاه و نا به سامان قاجار و پهلوی را سپری کرده است و حالا در مرحله گذار از یک پیچ و گردنه حساس تاریخی قرار دارد.
لذا اربابان قدرت و استکبار جهانی چشم دیدن ظهور یک ابرقدرت نوین و در واقع خروج و عدول ایران از زمره و جرگه کشورهای جهان سومی را ندارند.
دشمن به خوبی این مسئله را می داند که قوه قاطبه ملت ایران مدتهاست که در سه ضلع مثلث معروف حاکمیت_شهروند_سرزمین در دانش سیاسی، بسیار نقش آفرین بوده و حقیقتا آن ضلع شهروند ، با قوت و قدرت در صحنه های تصمیم گیری داخلی و خارجی حضور دارد.
و به خوبی بیگانگان به این امر آگاه اند که عصر “تو سری خوردن و ذلالت و تحقیرپذیری” مردم ایران پایان یافته است .
لکن همواره دچار فریب در محاسبات خود و هم پیمانانشان می شوند.
به فضل الهی این دوره پر خطر را نیز با حماسه سازی های ملت و اقتدار و صلابت سپاه و ارتش و هیئت حاکمه با فتح‌الفتوحی دیگر دربرابر عدو پشت سر می نهیم.
نبرد فعلی که از سالیان پیش پایه ریزی اش توسط گروه ها و باند های یهود بنا شده، نه فقط از جنبه و منظر سیاسی بلکه به طور کلی اگر بخواهیم تعمقی بنگریم به مبحث، جنگ بین دو لشگر است! لشگر اسلام در مقابل لشگر شرک و کفر. والسلام.
یهودیان صهیونی، امروز فکر تشجیع ملت قهرمان ایران با هر سلیقه و دیدگاهی را نکرده بودند.
فلذا فی الحال که نزدیک های قله هستیم، اگر چنانچه به مقاومت ادامه دهیم همانطور که زعیم شهید مان فرمود و بشارت داد ، هنگامی که به قله برسیم، امنیت و آرامش الی الابد در جامعه ایران حکمفرما می شود.
و نظم دیپلماتیک و تجارت خاورمیانه هم تغییر پیدا میکند و غرب آسیا خاصه باب المندب و تنگه هرمز جایی برای جولاندهی اجانب نخواهد بود و همین ملت ها و تجار و سیاسیون عربی منطقه، خواهند فهمید که این نقطه راهبردی دنیا، یک ابرقدرتی حالا دیگر در سطح بین الملل دارد و بلا تردید دستان خود را برای مراودات و معاملات بیشتر به سوی ایران دراز خواهند کرد و دیگر رنگ و بویی از دولت_ملت های اقماری جایی دست کم در قفقاز و جنوب غربی آسیا و آسیای میانه نخواهد داشت
انشاءالله.

علی باقری

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم