امروز: 1405/04/25 ساعت : 03:20

اثر «تنگۀ هرمز» بیشتر از تمام تحریم‌های آمریکا برای جهان

تحلیل و بررسی با استناد به تحلیل سرگئی پولتایف از راشا تودی

در روزهایی که جهان با نفس‌های حبس شده، لفاظی‌های تند و تقریباً آخرالزمانی دونالد ترامپ را دنبال می‌کرد، ناگهان ورق برگشت. رئیس‌جمهور آمریکا که پیش‌تر با ادبیاتی سهمگین از «مرگ یک تمدن» سخن گفته بود، در چرخشی آشکار به سمت تنش‌زدایی حرکت کرد. اعلام آتش‌بس دو هفته‌ای میان ایالات متحده و ایران در آوریل ۲۰۲۶، که با همراهی اسرائیل و میانجی‌گری پاکستان صورت گرفت، تنها یک توقف تاکتیکی در درگیری‌ها نیست؛ بلکه نشانه‌ای از ظهور یک واقعیت جدید در نقشه ژئوپولیتیک جهان است: خلیج فارس، بیش از هر زمان دیگری در تاریخ معاصر، در حال «فارسی شدن» است. تحلیل پیش رو، با نگاهی به بن‌بست نظامی غرب و توانمندی‌های بازدارنده ایران، سه سناریوی محتمل برای آینده این منطقه راهبردی را بررسی می‌کند.
نظم جدید در خلیجِ «فارسی»؛ خلیج فارس رئیس جدیدی دارد.
تحلیل و بررسی: گذار از لفاظی‌های آخرالزمانی به واقعیت‌های ژئوپولیتیک در خلیج فارس

بخش اول: سناریوی آتش‌بس طولانی‌مدت و «مالیات امنیتی» ایران
حتی اگر توافق صلح دائمی حاصل نشود، تاریخ نشان داده است که آتش‌بس‌های موقت قابلیت تمدید مکرر را دارند. در این سناریو، منطقه وارد فاز جدیدی از رقابت‌های تسلیحاتی و تغییرات لجستیکی می‌شود.
1 انقلاب در پدافند هوایی
اولین اولویت کشورهای عربی و اسرائیل در دوران پس از آتش‌بس، بازسازی سیستم‌های پدافندی خواهد بود. تجربه نبردهای اخیر نشان داد که سیستم‌های پدافندی گران‌قیمت (مانند پاتریوت) در برابر انبوه پهپادها و موشک‌های ارزان‌قیمت کارایی اقتصادی ندارند. از این رو، تمرکز بر تولید انبوه رهگیرهای ارزان‌قیمت، مشابه سیستم‌های «پانتسیر» روسیه یا راکت‌های هدایت‌شونده APKWS، در دستور کار قرار خواهد گرفت.
2 بن‌بست جغرافیایی و سلطه هرمز
کشورهای حاشیه خلیج فارس برای رهایی از وابستگی به تنگه هرمز، به دنبال تنوع‌بخشی به مسیرهای لجستیکی خود خواهند بود. ساخت خطوط لوله جدید به سمت دریای سرخ پروژه‌ای حیاتی به نظر می‌رسد، اما این راهکار با چالش‌های بزرگی روبروست:
وابستگی جدید: کشورهایی نظیر قطر، کویت و عراق با دور زدن هرمز، عملاً استقلال خود را فدای وابستگی به عربستان سعودی می‌کنند.
آسیب‌پذیری زیرساختی: جغرافیای منطقه بی‌رحم است. در طول یک مسیر ۱۰۰۰ کیلومتری، تمام بنادر، کارخانه‌های آب‌شیرین‌کن و آسمان‌خراش‌های شیشه‌ای پادشاهی‌های عربی مانند اهدافی در یک میدان تیر، در تیررس ایران قرار دارند.
3 خراج برای عبور ایمن
نکته کلیدی تحلیل پولتایف اینجاست: کشورهای عربی در نهایت به دنبال امنیت هستند و برایشان اهمیت چندانی ندارد که این «چتر امنیتی» را واشنگتن فراهم کند یا تهران. گزارش‌ها حاکی از آن است که ایران عملاً در حال تثبیت اقتدار خود بر کشتیرانی است؛ هزینه‌ای حدود ۲ میلیون دلار برای هر ابرنفتکش (تقریباً ۲ تا ۳ درصد ارزش محموله) به عنوان تضمین عبور ایمن، رقمی است که خریداران جهانی نفت به راحتی آن را می‌پردازند. در منطق سیاسی شرق، تحمیل خراج بر همسایگان نشانگر اقتدار حاکم خردمند است و به نظر می‌رسد واشنگتن و تل‌آویو ناخواسته به ایجاد این نظم جدید کمک کرده‌اند.
بخش دوم: سناریوی تشدید تنش؛ بن‌بست گزینه‌های نظامی
اگرچه احتمال شکست آتش‌بس وجود دارد، اما بررسی ابزارهای نظامی ایالات متحده و اسرائیل نشان می‌دهد که آن‌ها فاقد یک مسیر روشن برای پیروزی متعارف بر ایران هستند.
1 توهم بازگشت به «عصر حجر»
یکی از گزینه‌های روی میز غرب، کمپین بمباران استراتژیک برای نابودی زیرساخت‌های ایران است. اما این استراتژی با موانع جدی روبروست. استفاده از بمب‌افکن‌های B-52 در فضای نزدیک به خاک ایران، پس از حوادث اخیر در نزدیکی اصفهان، ریسکی بزرگ محسوب می‌شود. این غول‌های هوایی در برابر پدافند هوایی ایران به شدت آسیب‌پذیرند. از سوی دیگر، زیرساخت‌های پرتاب موشک و پهپاد ایران (به‌ویژه پهپادهای خانواده شاهد) ثابت کرده‌اند که در برابر حملات هوایی مقاوم و به شدت توزیع‌شده هستند.
2 فرسودگی «گنبد آهنین» و پدافند اسرائیل
داده‌های بانکی مانند جی‌پی‌مورگان نشان می‌دهند که نرخ موفقیت حملات ایران به خاک اسرائیل از ۳ درصد در ابتدای درگیری‌ها به ۲۷ درصد در آوریل ۲۰۲۶ رسیده است؛ هرچند داده ها و اطلاعات ایران چیزی به بالای 90 درصد اصابت در برخی موارد را نشان می دهد، این افزایش چشمگیر علاوه بر بهبود تکنولوژی ایران، بلکه نشان‌دهنده «فرسودگی ساختاری» پدافند اسرائیل در یک جنگ طولانی و فرسایشی است.
3 فاجعه عملیات زمینی
گزینه عملیات زمینی، چه در سواحل ایران و چه در جزایر راهبردی، به جز تلفات سنگین، دستاورد استراتژیک خاصی نخواهد داشت. تهاجم تمام‌عیار برای تغییر رژیم عملاً از توان فعلی ائتلاف خارج است و حملات محدود آبی-خاکی نیز تنها به شعله‌ورتر شدن آتش خشم منطقه‌ای منجر می‌شود.
بخش سوم: سناریوی درگیری‌های سطح پایین (روال عادی جدید)
محتمل‌ترین سناریو از دیدگاه سرگئی پولتایف، شکلی از درگیری‌های کنترل‌شده است که در آن ایران دست بالا را در تنگه هرمز حفظ می‌کند.
در این سناریو:
ایران از اتهامات مربوط به نقض آتش‌بس توسط اسرائیل به عنوان بهانه‌ای برای نمایش قدرت استفاده می‌کند.
تنگه هرمز ممکن است برای دوره‌های کوتاه (یک یا دو روزه) بسته شود.
این تنش‌ها به تدریج به «پس‌زمینه اخبار» تبدیل می‌شوند؛ چیزی شبیه به یک ریسک ثابت و همیشگی که جهان با آن کنار می‌آید.
تا زمانی که جریان نفت به طور کامل قطع نشود، دنیا نسبت به این بی‌ثباتی مزمن بی‌تفاوت خواهد ماند، اما واقعیتِ زیرپوستی این است که ایران به عنوان قدرت مسلط دریایی در منطقه تثبیت شده است.
نتیجه‌گیری : گرگ آلفا هدف خود را گم کرده است
واقعیت تلخ برای واشنگتن این است که اکنون با مجهولات کمتری نسبت به ابتدای جنگ روبروست و نتایج به دست آمده اصلاً دلگرم‌کننده نیستند. مقاومت ایران، کارایی تسلیحات ارزان‌قیمت در برابر تکنولوژی گران‌قیمت غربی و انزوای بین‌المللی ایالات متحده، همگی نشان از یک تغییر پارادایم دارند.
ایالات متحده و اسرائیل اکنون مسئول هرگونه اخلال در اقتصاد جهانی شناخته می‌شوند. اگر آن‌ها بخواهند دوباره مسیر کشتیرانی را مختل کنند، نه تنها ایران، بلکه کل جهان علیه آن‌ها موضع خواهد گرفت. «گرگ آلفا» (ایالات متحده) دیگر قادر به دیکته کردن اراده خود نیست و کشورهای عربی با نگاهی به این ضعف، در حال تنظیم مجدد ساعت‌های خود با وقت تهران هستند. خلیج فارس به لحاظ تاریخی و اکنون به لحاظ نظامی و اقتصادی، دوباره در حال تبدیل شدن به یک «دریاچه داخلی» برای قدرتی است که بیشترین خط ساحلی را در آن دارد. این واقعیتی است که جهانِ سال ۲۰۲۶ باید با آن زندگی کند.

ایوب سحاب نژاد

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم