نقض پیششرطها، رد مفاد طرح ایران، جنایت در لبنان و محاصره بنتالجبیل، محاصره دریایی ایران، ادعاهای دشمن درباره پرونده هستهای ایران و عدم امنیت تیم مذاکرهکننده، آتشبس و مذاکره را بیمعنا کرده است
درباره مذاکرات اسلام آباد نکاتی را مطرح کردند که حتما نیازمند نقد صریح است. البته این نقد را در کنار قدردانی از ایشان برای تلاش مستمری که در ارایه تحلیل درباره جنگ به مخاطب دارند قرار دهید. صوتهای ایشان در قالب گزارشهای جنگ برای مخاطب مفید است.
متن و حاشیه هفت روزی که از آتشبس دوهفتهای میگذرد، نشانهای جدی از آن دارد که ادامه آن برای طرف پیروز میدان، منطقی نیست. دو پیششرط ایران محقق نشد و طرح ده مادهای ایران که ادعا میشد مبنای مذاکرات خواهد بود با وقاحت و بی شرمی طرف آمریکایی در آستانه مذاکرات اسلامآباد اعلام کرد به سطل زباله انداخته است. علاوه بر آن، دشمن پا را فراتر گذاشته و حالا در کنار محاصره دریایی، قصد آن کرده که اورانیومهایی که در حماسه طبس2 در دزدینشان ناکام ماند را در میز مذاکره به دست آورد و ایران را از حق غنیسازی محروم کند. رژیم صهیونی هم علاوه بر افزایش فشارها بر لبنان و محاصره بنتالجبیل، یاوهگویی علیه ایران را تشدید کرده. همزمان تهدید علیه هیئت مذاکرهکننده به ترور، موجب فرود زودهنگام در مشهد شد و بر نگرانیها بابت پایداری هرگونه توافقی افزود.
آنطور که از سوی تیم مذاکرهکننده رسما بیان شد، آتشبس در لبنان و آزادسازی داراییهای بلوکه شده، پیششرطهایی بود تا ایران وارد مذاکره اسلامآباد شود؛ علیرغم ادعای ابتدایی در رسانههای داخلی مبنی بر آزادسازی 6میلیارد دلار پولهای بلوکه شده ایران در قطر، کاخ سفید و مقامات آمریکایی اما رسما آن را تکذیب کردند. پارهشدن قلاده رژیم هار صهیونی هم موجب شهادت 357 غیرنظامی لبنانی و جراحت 1223 نفر دیگر در سه روز ابتدایی آتشبس شد. جایی که با حمله به 100 نقطه در ده دقیقه انتقام ضربات مهلک حزبالله قهرمان را از مردم لبنان گرفت؛ مومنان حماسهسازی که در حمایت از ستون محور مقاومت، به سرعت وارد نبرد به نفع ایران شدند.
طرح ده مادهای ایران که بنا بود مبنای مذاکرات باشد هم پیش از آغار مذاکرات، توسط ونس، سرتیم هیئت مذاکرهکننده آمریکایی، رد شد؛ او رسما از سه طرح ده مادهای پیشنهادی ایران نام برد و ادعا کرد که طرح اول که گویی با چتجیپیتی نوشته شده بود را فورا به سطل زباله انداختند؛ طرح دوم که منظور ترامپ بود، منطقیتر بود؛ و گفت طرح سومی هم که در رسانهها مطرح شد، حتی از طرح اول هم حداکثریتر و در نتیجه غیرقابل قبول بود؛ همان که در بیانیهی نهادها و اعلامیه شخصیتها و رسانههای داخلی مبنای مذاکرات قلمداد شده بود، حالا رسما و تماما از سوی آمریکا با چاشنی توهین و تمسخر، رد میشد. شکاف عمیقی که موجب شد جلسه بیست و چندساعته اسلامآباد ظاهرا به بنبست برسد و طرفین بینتیجه راهی پایتختهای خود شوند.
همزمان با مذاکرات، آمریکا به جای نشان دادن حسن نیت و عمل به یکی از آن ده ماده طرح ایران که مطالبه صریح رهبر انقلاب و مردم کف خیابانهاست، تنگه هرمز را دو قفله کرد و مدعی شد هر کشتی که مبدا یا مقصدشان بنادر ایران باشد و یا به ایران عوارض پرداخت کند را در دریای عمان توقیف خواهد کرد. در همین راستا ناو جورج بوش نیز، در کنار موارد متعدد دیگر از افزایش نیرو و تجهیزات آمریکا در منطقه (دقیقا خلاف یکی دیگر از موارد طرح ایران)، به سمت نقطه محاصره دریایی در حرکت است؛ که البته امتناع آن از عبور از تنگه بابالمندب و ترس از یمنیها و انتخاب مسیر بسیار دورتر با دور زدن قاره آفریقا، خود نشان از آن دارد که تا چه حد آمریکا در جنگ با ایران و از ضرب شست مقاومت مستاصل شده بود و نیاز به توقف جنگ داشت.
حالا نیویورکتایمز هم ادعا میکند که ایران پیشنهاد توقف غنیسازی به مدت 5سال و رقیق سازی چندصد کیلو اورانیوم را داده که دشمن در میدان نتوانست آن را بدزدد و در اصفهان زمینگیر شد.اما آمریکا با این پیشنهاد هم مخالفت کرده و خواستار توقف غنیسازی برای 20سال شده است. البته گمانهزنی رسانهای خارجی را نباید قطعی در نظر گرفت اما سابقه اعلام آغاز مذاکرات توسط آمریکاییها در روزهای پیش از آتشبس و تکذیب قاطع آن از سوی طرفهای ایرانی، و در نهایت اعلام ناگهانی آتشبس بر نگرانیها میافزاید. لذا باید مراقبت نمود که طبق رهنمود اکید رهبری و خواست مردم، دستاوردهای حفظشده پیش از جنگ رمضان، مانند غنیسازی، حتی مورد مذاکره نیز قرار نگیرند که در آن صورت پیروزی در میدان با شکست در دیپملاسی جایگزین خواهد شد؛ زیرا حداقل دستورکار طرف پیروز میدان در مذاکرات، حفظ و تثبیت داشتههای قبلی خود است.
اما با توجه به وضعیتی که شرح آن آمد، واضحا جنگ به اندازهای که دشمن وجودی ایران را پشیمان کند، ادامه پیدا نکرد و عکسالعملهای کشور به نقضهای مکرر آتشبس در ایران و لبنان، دوباره دشمن را دچار محاسبات غلط کرده است. از جمله این که پس از اعلام رسمی حساب فرمانده هوافضا مبنی بر داشتن برنامه برای پاسخ به جنایات رژیم در لبنان، اتفاقی نیفتاد؛ گویی اتفاقی از همان جنس فشاری که مجید شاکری، مشاور رئیس مجلس و همراه تیم مذاکرهکننده در پاکستان آن را روایت کرد، مانع شد.
شاکری اخیرا در مصاحبه با فرهیختگان گفت که پس از ادعای ترامپ مبنی بر مینریزی ایران در تنگه و عبور یک ناو نظامی آمریکا مستقیما از اتاق مذاکره از بخش نظامی استعلام گرفتیم اگر این اتفاق حقیقت داشته باشد شما دارید آتشبس را به هم میزنید! نکته قابل تامل این است که تیم مذاکرهکننده به اقدام خلاف آتشبس آمریکاییها در عبور ناوشکن نظامی از تنگه هرمز اشاره ای نمیکند و آن را خلاف آتش بس نمی داند اما پس از شنیدن شایعه رسانههای امریکایی درباره مینریزی در تنگه هرمز، سریعا با نظامیان تماس میگیرد و آنها را مورد عتاب و خطاب قرار می دهد.
همه این حاشیهها و متنها نشان میدهند که ادامه مذاکره و آتشبس بیمعناست؛ خصوصا آن که تیم مذاکرهکننده نتواند امنیت خود را برای رفت و برگشت به جلسه تضمین کند، چه رسد به امنیت کشور پس از هر امضایی؛ در همین راستا مرندی، عضو هیئت اعزامی به پاکستان اعلام کرد که هواپیمای هیئت ایرانی پس از تهدیدها مسیرش را تغییر داد، در مشهد فرود آمد و سپس اعضای هیئت با قطار و خودرو راهی تهران شدند! در مجموع اگر هم به اصرار و صلاحدید برخی بناست مذاکره ادامه داشته باشد، اولا دست میدان برای پاسخ به هرگونه نقض آتشبسی باید باز باشد تا دست دیپلماسی را هم برای امتیازگیری بازتر کند؛ ثانیا تمامی خطوط قرمز رهبری که خواست صریح مردم هم هست، باید رعایت شوند؛ از تنگه هرمز و هستهای گرفته تا امنیت محور مقاومت و گرفتن غرامت؛ استفاده از فرصت و خواندن سرودهایی در میادین که در آن از یک مذاکرهکننده خاص اسم برده میشود نیز نباید موجب بستن دهان مطالبهگرانی شود که از رهبری ماموریت گرفتهاند تا با فریادهای خود در نتیجه مذاکرات موثر واقع شوند.
ادامه غیرمنطقی آتشبس برای پیروز میدان
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید