انتشار مقاله جدید ریچارد نفیو، معمار تحریمهای هوشمند ایالات متحده، در نشریه «فارن افرز» (۲۸ آوریل ۲۰۲۶)، فراتر از یک تحلیل رسانهای، رونمایی از یک «نقشه راه جدید» برای مواجهه با قدرت فزاینده ایران در دوران پس از جنگ های اخیر است. نفیو در این نوشتار، به نقد رویکرد شتابزده دولت ترامپ پرداخته و مدعی است که ایالات متحده باید از «جنگ سخت» به سمت «فرسایش نرم و ساختاری» تغییر جهت دهد. این مقاله را میتوان بیانیه عبور واشنگتن از توهم «تغییر رژیم از بیرون» و ورود به فاز «محاصره در وضعیت آتشبس» دانست.
1 اعتراف به ناکارآمدی ابزار نظامی
نخستین لایه تحلیلی مقاله نفیو، پذیرش یک واقعیت بنیادین در جغرافیای سیاسی منطقه است: نظام سیاسی در ایران از طریق ابزارهای نظامی کلاسیک و بمباران فرو نمیپاشد. نفیو صراحتاً هشدار میدهد که تداوم تنش نظامی نه تنها باعث تضعیف حاکمیت نمیشود، بلکه به «انسجام نخبگان» و «تثبیت قدرت نظامیان» منجر شده است. او با اشاره به تجربیات تلخ آمریکا در لیبی و عراق، به سیاستگذاران کاخ سفید یادآور میشود که هرگونه خلاء قدرت در ایران میتواند پیامدهای فاجعهباری برای منافع جهانی داشته باشد. این بخش از تحلیل نفیو، در واقع اعتراف به بلوغ قدرت دفاعی و بازدارندگی ایران است که واشنگتن را ناچار ساخته تا استراتژی خود را از «سرنگونی» به «مهار» تغییر دهد.
2 چالش «اسلحه یا کره»؛ میدان جدید نبرد
نفیو نقطه ثقل نبرد را از میدانهای نظامی به لایههای زیرساختی و معیشتی منتقل میکند. او بر این باور است که ایرانِ پس از جنگ، با چالش بازسازی مواجه است و ایالات متحده نباید با امضای هرگونه «توافق جامع» که منجر به لغو گسترده تحریمها شود، به تهران اجازه تنفس اقتصادی بدهد.
راهبرد پیشنهادی او مبتنی بر ایجاد یک دوگانه کاذب میان «هزینههای دفاعی» و «رفاه اجتماعی» است. نفیو معتقد است اگر تحریمها در حوزههای کلیدی حفظ شوند، ایران مجبور خواهد بود میان بازسازی توان ارتش و تأمین خدمات عمومی (آب، برق و گاز) یکی را انتخاب کند. این دقیقاً همان نقطهای است که او امیدوار است به نارضایتیهای اجتماعی دامن بزند. در واقع، نفیو پیشنهاد میکند که «فقر اقتصادی» به عنوان مکمل «فشار سیاسی»، مأموریتی را انجام دهد که بمبهای آمریکایی از انجام آن بازماندند.
3 هراس از «حاکمیت یکپارچه» و حذف جریانهای متمایل به غرب
یکی از بخشهای مهم مقاله، ابراز نگرانی نفیو از تغییر آرایش قدرت در داخل ایران است. او اشاره میکند که نسل جدید رهبران و فرماندهان که اکنون سکان هدایت کشور را در دست دارند، برخلاف اسلاف خود، از “واقعگرایی متمایل به غرب” فاصله گرفته و بر اصول خودکفایی و ایستادگی تاکید دارند.
نفیو از این موضوع تحت عنوان «رادیکالتر شدن» یاد میکند، اما در تحلیل لایههای پنهان متن، مشخص است که واشنگتن از اتمام عصر «نفوذ» و «دوقطبیسازی» در بدنه حاکمیت ایران هراس دارد. او اعتراف میکند که حتی چهرههای میانهرو نیز در ساختار جدید قدرت، تحت تأثیر گفتمان غالب بازدارندگی قرار گرفتهاند. لذا پیشنهاد میدهد که آمریکا نباید با دادن امتیازات اقتصادی، به تثبیت این حاکمیت یکپارچه کمک کند.
4 توافق کوچک؛ تلهای برای انجماد قدرت ایران
پیشنهاد نفیو مبنی بر رد «توافق جامع» و جایگزینی آن با یک «آتشبس محدود»، یک تله استراتژیک است. او میخواهد آمریکا را از بنبست جنگی خارج کند و امنیت دریانوردی در تنگه هرمز را بدون پرداخت بهای واقعی (لغو تحریمهای اصلی) به دست آورد.
این مدل که میتوان آن را «امنیت در برابر هیچ» نامید، به دنبال آن است که ایران را در یک وضعیت «نه جنگ و نه صلح» نگه دارد. در این وضعیت، ایران از مواهب بازرگانی جهانی محروم میماند، اما تعهدات امنیتی را برای آرامش بازارهای جهانی انرژی میپذیرد. نفیو به وضوح بیان میکند که نباید اجازه داد «پول نقد» به دست لایههای مولد و نهادهای راهبردی ایران برسد، چرا که این منابع مستقیماً صرف تقویت زنجیره ارزش دفاعی و خنثیسازی دائمی تحریمها خواهد شد.
5 تحلیل نهایی: ضرورت هوشیاری در دوران گذار
مقاله ریچارد نفیو نشان میدهد که دشمن در سال ۲۰۲۶، به دنبال جایگزینی «جنگ پرهزینه» با «صلح مسلح و فقیرکننده» است. دکترین «بگذارید ایران خودش را شکست دهد»، بر پایه این فرض غلط استوار است که نظام سیاسی در برابر فشارهای اقتصادی طولانیمدت تاب نخواهد آورد.
اما این تحلیل یک متغیر کلیدی را نادیده میگیرد: توانمندی ایران در چرخش به سمت نظم جدید جهانی و بیاثر کردن ابزار تحریم از طریق پیوندهای راهبردی با محور شرق. نفیو همچنان در چارچوب نظم تکقطبی میاندیشد، در حالی که واقعیتهای میدانی نشان میدهد که تهران با عبور از شوکهای اولیه، در حال بازتعریف جایگاه خود به عنوان یک قدرت منطقهای مستقل است.
جمعبندی:
مقاله نفیو نه از موضع قدرت، بلکه از موضع «استیصال در انتخاب راهبرد» نوشته شده است. او با رد گزینههای ترامپ، به دنبال راهی میانبر برای حفظ هژمونی در حال زوال آمریکا در خلیج فارس است. برای مقابله با این دکترین جدید، حفظ یکپارچگی حاکمیتی، تمرکز بر اقتصاد مقاومتی و تبدیل «آتشبس نظامی» به «تهاجم اقتصادی در بازارهای غیرغربی»، ضروریترین پاسخ استراتژیک خواهد بود. واشنگتن میخواهد ایران را در اتاق انتظار تاریخ معطل نگه دارد؛ پاسخی که این نقشه را نقش بر آب میکند، حرکت پرشتاب به سمت تثبیت دستاوردهای میدانی در سفره مردم و تقویت زیرساختهای ملی است.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید