امروز: 1405/04/25 ساعت : 02:07

از خیابان تا سفره؛ صدای یک مطالبه

مطالبات معیشتی جامعه را نمی‌توان پشت واژه‌های تکراری پنهان کرد!

در روزهایی که فشار اقتصادی بیش از همیشه بر دوش مردم سنگینی می‌کند، نباید اجازه داد مطالبات معیشتی جامعه در هیاهوی مسائل سیاسی و امنیتی به حاشیه رانده شود. گرانی، بی‌ثباتی بازار، کاهش قدرت خرید و نگرانی از آینده، مسئله امروز بخش بزرگی از جامعه است؛ مسائلی که دیگر با چند وعده تکراری و بسته حمایتی مقطعی قابل حل نیست.
مردم ایران بیش از ۸۰ شب در خیابان‌ها حضور پیدا کردند؛ با پرچم، با احساس مسئولیت و با ایستادگی پای کشورشان. وقتی مردم این‌گونه در میدان حضور دارند، طبیعی است که انتظار داشته باشند مسئولان نیز نسبت به معیشت و دغدغه‌های اقتصادی آنان پاسخ‌گو باشند. نمی‌توان از مردم انتظار همراهی و صبوری داشت اما نگرانی آنان درباره سفره‌هایشان را نادیده گرفت.
مسئله اصلی اما تنها فشار خارجی یا تحریم نیست. مشکل از جایی آغاز می‌شود که بخشی از مدیریت اقتصادی کشور، تمام ناکارآمدی‌ها را به بیرون از مرزها گره می‌زند؛ گویی اقتصاد ایران هیچ سهمی از سوءمدیریت، تصمیمات اشتباه و سیاست‌های ناپایدار داخلی نبرده است.
امروز نوعی سوگیری خطرناک در بخشی از نگاه دولتی به اقتصاد دیده می‌شود؛ اینکه هر انتقاد مردم از وضعیت معیشت، فوراً به مسئله روابط خارجی و فشارهای بین‌المللی تقلیل داده شود. انگار هرچه مردم بیشتر از گرانی و تورم گلایه کنند، نتیجه‌گیری نهایی از قبل آماده است: «دلیل همه مشکلات، بیرون از کشور است.»
در حالی که واقعیت اقتصاد ایران، تصویر دیگری را نشان می‌دهد. بخش مهمی از نابسامانی‌های فعلی، حاصل سیاست‌های غلط ارزی، نبود نظارت مؤثر بر بازار، وابستگی شدید قیمت‌ها به دلار، تصمیمات خلق‌الساعه، بی‌ثباتی مدیریتی و نبود حمایت واقعی از تولید داخلی است. این‌ها مسائلی نیست که صرفاً با مذاکره یا تغییر شرایط بین‌المللی حل شوند.
حتی در سخت‌ترین شرایط خارجی نیز می‌توان با مدیریت صحیح، ثبات نسبی در بازار ایجاد کرد؛ اما وقتی اقتصاد کشور سال‌ها معطل تصمیمات مقطعی بماند و برنامه‌ای جدی برای اصلاح ساختارها وجود نداشته باشد، طبیعی است که کوچک‌ترین تنش، بازار را به‌هم بریزد و فشار آن مستقیماً بر دوش مردم بیفتد.
کارگری که حقوقش به نیمه ماه نمی‌رسد، خانواده‌ای که هر روز بخشی از خریدهای ضروری خود را حذف می‌کند، تولیدکننده‌ای که با نوسانات شدید قیمت مواد اولیه دست‌وپنجه نرم می‌کند و جوانی که امیدش به آینده کمرنگ شده، همه حق دارند مطالبه کنند. حق دارند بپرسند چرا اقتصاد کشور تا این اندازه شکننده شده است؟ چرا با هر خبر سیاسی، قیمت‌ها دچار جهش می‌شود و هیچ ثباتی در بازار دیده نمی‌شود؟
از قیمت کالاهای اساسی گرفته تا اجاره خانه، از هزینه درمان تا وضعیت اشتغال، همه‌چیز نشان می‌دهد که اقتصاد کشور بیش از آنکه درگیر یک برنامه‌ریزی دقیق و منسجم باشد، گرفتار آشفتگی و تصمیمات کوتاه‌مدت شده است.
سال‌ها از اقتصاد مقاومتی گفته شد؛ از کاهش وابستگی به دلار، تقویت تولید داخلی، حمایت از کارآفرینان و حفظ ارزش پول ملی. اما اقتصاد مقاومتی زمانی معنا پیدا می‌کند که کشور، حل مشکلات داخلی را به آینده نامعلوم روابط خارجی گره نزند. شرطی‌سازی اقتصاد، دقیقاً همان نقطه‌ای است که مردم هزینه آن را با کوچک شدن سفره‌هایشان پرداخت می‌کنند.
اگر قرار است وحدت ملی حفظ شود، باید معیشت مردم نیز جدی گرفته شود. امنیت اقتصادی، بخشی جدایی‌ناپذیر از امنیت ملی است. جامعه‌ای که زیر فشار تورم و بی‌ثباتی فرسوده شود، به‌مرور سرمایه اجتماعی خود را از دست می‌دهد.
امروز جامعه بیش از وعده، چشم‌انتظار تصمیمات واقعی و اثرگذار اقتصادی است؛ تصمیماتی برای مهار تورم، کنترل بازار، حمایت از تولید، جلوگیری از افزایش بی‌ضابطه قیمت‌ها و بازگرداندن آرامش به زندگی مردم.
مردم پای کشور ایستادند؛ حالا نوبت مسئولان است که پای اقتصاد و معیشت مردم بایستند.

رقیه کلیچ

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم