امروز: 1405/04/25 ساعت : 02:09

استمرار حملات رژیم صهیونی به جنوب لبنان

اعلام رسمی آتش‌بس در تمامی جبهه‌ها که بر اساس رایزنی‌ها و مبادلات میان ایران و آمریکا شکل گرفت، در ظاهر گامی برای مهار بحران و توقف خونریزی قلمداد می‌شد، اما واقعیت جاری در جبهه لبنان، پرده از عهدشکنی آشکار طرف مقابل برمی‌دارد. آتش‌بس به‌عنوان یک مفهوم حقوقی و نظامی، زمانی به اهداف خود دست می‌یابد که اراده‌ای همه‌جانبه برای پایبندی عملی به آن وجود داشته باشد. نمی‌توان استمرار حملات پهپادی، آتش‌باری سنگین توپخانه‌ای و نقض روزمره حاکمیت سرزمینی را با روح توافقات همسو دانست. شرایط امروز به‌گونه‌ای پیش رفته است که یک طرف ملزم به خویشتن‌داری می‌شود و طرف دیگر بدون واهمه به اقدامات خود ادامه می‌دهد. محاصره روستاهای اطراف نبطیه که امروز رقم خورد، گواه روشن دیگری بر این حقیقت است که طرف مقابل هیچ مرزی برای توافقات خود قائل نیست.
در بررسی این بحران، نقش ایالات متحده آمریکا حائز اهمیت است. واشنگتن در تمام این سال‌ها نشان داده است که رویکردش متمایل به حمایت‌های گسترده، امنیتی و تسلیحاتی از رژیم صهیونیستی است. از همین رو، نوعی تناقض آشکار به چشم می‌خورد؛ امضای توافق آتش‌بس از یک سو و تداوم حمایت‌های تسلیحاتی از سوی دیگر، کارآمدی توافقات را عملاً مخدوش می‌کند. برای دستیابی به ثبات پایدار، تضمین‌های ارائه‌شده باید فراتر از ابزارهای موقت برای مدیریت بحران و خرید زمان باشند و به پشتوانه‌ای واقعی برای صلح تبدیل شوند. این رویکرد دوگانه، اعتبار توافق‌ها را با چالش جدی روبه‌رو می‌کند.
این رفتارهای تهاجمی و عهدشکنی‌های پی‌درپی، هرگز پدیده‌ای جدید یا اتفاقی نیستند؛ نگاهی به کارنامه تل‌آویو، الگویی پایدار از فریبکاری نظامی را آشکار می‌سازد. سابقه رژیم صهیونیستی در نقض زنجیره‌ای آتش‌بس‌ها، از نوار غزه تا قلب بیروت، نشان می‌دهد که این رژیم هرگونه وقفه در جنگ را نه گامی برای صلح، بلکه فرصتی برای بازسازی قوا، شناسایی اهداف جدید و شبیخون مجدد می‌داند. در غزه، بارها توافقات موقت انسانی با آتش‌باری سنگین بر سر غیرنظامیان پاره شد و در لبنان نیز، از خطوط آبی جنوب تا حریم هوایی بیروت و ضاحیه، هیچ‌گاه از تجاوز پهپادها و جنگنده‌ها در امان نبوده است. رژیم صهیونیستی نشان داده که مفهوم آتش‌بس را صرفاً دست‌بستن طرف مقابل و باز بودن دست خود برای ترور و بمباران تعریف می‌کند.
ابعاد این بی‌اعتنایی زمانی آشکارتر می‌شود که به مواضع رسمی مقامات ارشد رژیم صهیونیستی بنگریم. نخست‌وزیر و وزیر جنگ این رژیم صراحتاً اعلام کرده‌اند که ارتش اسرائیل خود را ملزم به عقب‌نشینی کامل از مناطق لبنان نمی‌داند و اجرای آتش‌بس را مطابق تفسیر و ملاحظات خود تعریف می‌کند. این اظهارات نشان می‌دهد که تل‌آویو نیازمند فشارهای جدی‌تر و بازدارندگی ملموس برای احترام به حاکمیت ملی لبنان است. استمرار پرواز پهپادها و ادامه آتش‌باری‌های توپخانه‌ای را نیز می‌توان ترجمان عملی این رویکرد دانست. تجربه تحولات گذشته یادآوری می‌کند که سکوت یا بی‌عملی در برابر تخلفات اولیه، دشمن را به پیشروی بیشتر ترغیب خواهد کرد. تجربه ضاحیه بیروت به خوبی نشان می‌دهد نادیده گرفتن هشدارها و عبور از خطوط قرمز می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای به همراه داشته باشد.
در این موازنه پیچیده و پرمخاطره، جمهوری اسلامی ایران با یک تصمیم‌گیری مهم راهبردی روبه‌رو است. تجربه‌های گذشته نشان داده است که توافقات مکتوب زمانی موفق خواهند بود که با ابزارهای بازدارنده و مقتدرانه در میدان حمایت شوند. از همین رو، رویکرد ایران اسلامی باید شامل پیگیری قاطعانه ابعاد نظامی و میدانی برای ایجاد بازدارندگی حقیقی باشد؛ چرا که ثبات تنها در سایه موازنه اقتدار شکل می‌گیرد. افکار عمومی بدنه مقاومت امروز منتظر اقدام عملی، هوشمندانه و محکم تهران در میدان هستند تا توازن قدرت برقرار شود. ایران می‌تواند از تمامی ظرفیت‌های راهبردی خود برای پاسخ به این نقض عهد استفاده کند و این پیام صریح را با آتش منتقل سازد که هیچ توافقی بدون پایبندی متقابل پایدار نخواهد بود.
مسئله امروز، حفظ ارزش و اعتبار خودِ توافق است. تصمیمات و تفاهم‌های روی کاغذ تنها زمانی کارآمد خواهند بود که موازنه قدرت در میدان عمل، طرف مقابل را به احترام و پایبندی به مفاد آن وادار کند و پشتوانه‌ای از اقتدار عملی داشته باشد.
واقعیت غیرقابل‌انکار این است که مردم هوشیار ایران به خوبی این تناقض‌ها را رصد می‌کنند؛ آن‌ها می‌دانند آتش‌بس واقعی روی کاغذ شکل نمی‌گیرد، بلکه محصول پایبندی عملی و متقابل در میدان است. اگر قرار باشد توافق‌ها به ابزاری برای خرید زمان تبدیل شوند، بانیان این رویکرد مسئولیت کامل بازگشت بحران و شعله‌ور شدن مجدد جنگ را بر عهده خواهند داشت.
مهدی محمودی: عبور از خطوط قرمز و زیر پا گذاشتن توافقات نباید بدون هزینه باقی بماند؛ این بی‌اعتنایی گستاخانه قطعاً با واکنشی قاطع مواجه خواهد شد و عواقب سخت آن مستقیماً و تماماً بر عهده ناقضان توافق خواهد بود.

مهدی محمودی

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم