از روند اجرای تفاهمنامه برمیآید که طرف مقابل اصولاً دنبال اجرای بندهای آن متن نیست، بلکه متنی را در قالب مذاکره و البته با فریب به مذاکرهکنندگان و دولتمردان و افرادی که در آن نشست کذایی شعام به آن رأی مثبت دادهاند، قبولانده که تصمیمگیران و مجریان ما در دامی بیفتند که هرچه پیش میروند، در روندی ادامهدار در دام او بیشتر فروروند؛ اول تنگۀ هرمز را از دست بدهند، بعد سواحل را برای حملههای متوالی پیش دست او قراردهند، بعد دوباره اقتصاد کشور را در دام محاصرۀ دریایی آن دزد دریایی قراردهند و بعد تحریمهایی که اصولاً نابجا بودهاند را مجدداً بر بازرگانی کشور حاکم کنند.
حال بیاییم و این موارد جزئی و البته مؤثر بر سیر پیشرفت کشور را با آراء و دیدگاههای کلان رهبر شهید بسنجیم و ببینیم که ما که سوگوار و دلافگار ازدستدادن آن زعیم بزرگوار هستیم، در چه مواردی احتمالاً مسیر نادرست را پیشگرفتیم، و همین عاملی برای طیّ این مسیر نابجای تفاهم با این دشمن گردیده است.
پیش از همه این که آن زعیم گرانقدر بارها و به مناسبتهای مختلف میفرمودند که “شما حرکتتان را در مسیر پیشرفت مبنائی پیشبگیرید و با نگاه به افقهای بلندِ پیشِ رو حرکتتان را تنظیمکنید” اما با توجه به پیامدهایی که داریم میبینیم، این پرسش پی میآید که آیا مسیر حرکت صاحبِ اثران این بهاصطلاح تفاهمنامه، بهواقع مبنائی و با نگاه به افقهای بلند بودهاست؟ آیا صرف مبنا قراردادن پایان جنگ حاکی از نگاه مبنایی در مسیر انقلاباسلامی، و نگاه به افقهای بلند پیشِ روی این انقلاب با آن اهداف تبیینشده توسط امامین انقلاب همچون استقلالخواهی و قطع هر نوع وابستگی، احیاء کرامت انسانی بر مبنای تبیین جهانبینی اسلامی در مقابل جهانبینی غربی فروبرندۀ عموم انسانها به اعماق چاه منافع گروه اندک صاحب قدرت و ثروت در جهان و رشد و تکامل حقیقی انسانها در سراسر جهان میتواند قلمداد شود؟
وقتی رهبر شهید انقلاباسلامی از ایجاد تحوّل در ذهن و در واقعیّت جامعه و واقعیّت جهان توسط مدیر سیاسی و مسؤولان کشور سخن به میان میآوردند، آیا آنچه در ذهن داشتند، این بود که آنان که در جایگاهی اجرایی قرارمیگیرند، در قامت یک مدیر منفعل و دنبالهرو تحولات موردنظر مدعیان کنونی حاکمیت جهان ظاهر شوند و در مسیر به نمود آوری آنچه را که یکی در گوشهای از غرب همچون آمریکا یا سازمانهای مدعی اثرگزاری بینالمللی بر زبان میآورد، حرکتکنند و بهواقع از مسیر اصیل انقلاب و حرکت در مسیر صحیح و صراط مستقیم الهی منحرف شوند و بهواقع فردای افتخارآمیز حتی موردادعای خود را نابودکنند و تاب و توان مادّی و معنوی و عقلانی کشور و همه اجزاء آن از دانشآموزان تا دانشجویان تا کارمندان و کارگران و متخصصان و نوابغ را به وادی اضمحلال بسپارند، یا مسیری را پیش پای این ملت بگذارند که هر ایرانی بهواقع با ایفاگری نقشی که برای به شکوه و عظمت رساندن دوبارۀ تمدن اسلامی-ایرانی میتواند ایفاکند، بنیۀ دینی، علمی، عقلی و ارادی خود را بهکارگیرد و عزم و ارادۀ راسخ خود را در این مسیر قوی کند و بهواقع با تلاش در حدّ توان، امکان تأثیرگزاری خود را بازآفرینی کند و در مسیر نیل به قلّههای تمدنی ایران اسلامی، بخشی از بار پیشرفت را به دوش بکشد.
آری چنین است. آنان که در جایگاه مواجهه با غرب قرارمیگیرند، یا مدعی ایفای نقش در این موضع میشوند، باید به این نکات توجهبدارند که آیا واقعاً در مسیر تبیینی رهبر شهید، که در این دو سه روز ظواهر اظهار ارادتشان به آن بزرگمرد را کم ندیدیم، پیشمیروند؛ که البته امید به این واقعیت وجوددارد.
البته این وجه واقعیت هم وجهی است که شاید اظهار آن خالی از فایده نباشد، تا این نمایندگان انقلاب اسلامی ایران هرچهبیشتر متوجه این واقعیت باشند که مواجهۀ غرب با ایران و معارضۀ انقلاباسلامی با غرب یک جریان طولانی و ریشهدار و همیشگی است، که با یک دورۀ گفتگو و مذاکرۀ آن هم مبتنی بر ظاهر ازبیننمیرود، و اصولاً جنگ انقلاباسلامی با غرب بر مبنا و پیامد یک تجربۀ طولانی ادعای غرب و استکبار بر ضرورت سلطه بر ایران و سایر بلاد اسلامی و جوامع ضعیف برای تسلط بر ملتها و منابع این سرزمینها بوده است؛ ادعایی که با اعمال سیاست انگلیسیها در سراسر جهان، ازجمله این منطقه، حاکم شد و سپس توسط آمریکاییها ادامهیافت؛ و هرچه بود، عقبافتادگی و نابود شدن سرمایههای اساسی کشور ما و جوامع دیگر تحت سلطه در این دوره بود.
اما آنچه که امروز اهالی ایران در خطّ مقدم مواجهه با استکبار غرب، و جوامع دیگر آسیبدیده از خوی استکباری غرب را امیدوار میکند، همان آموزههای رهبر شهید انقلاباسلامی در همه زمینهها ازجمله تأکید بر استقلال و پیشرفت برمبنای این اصل، مقاومت و تداوم آن تا پیروزی نهایی بر غرب، حرکت در مسیر اضمحلال غرب و فروانداختن آن در چاه یأس از ادامۀ تفوق بر ملل اسلامی و جوامع مستضعف میباشند؛ آموزههایی که نمودهای آنها را در پیامهای رهبر معظم انقلاب هم بهوفور دیدهایم؛ و حال باید منتظر حرکت مسؤولان و مدیران حاضر در مسیر آن آموزهها و این پیامها باشیم.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید