جنگ با کاغذ تمام نمیشود و بازدارندگی از مسیر اقتدار به دست میآید
قریب به 4هفته از تلاش دیپلماتهای ایرانی برای نشان دادن حسننیت خود به قاتلان رهبر شهید و هزاران ایرانی میگذرد؛ از 168 کودک مینابی تا 104 غیرمسلح ناو دنا؛ نتیجه آن که اما ترامپ گستاختر شد و تنها تجاوزات 17 و 18 تیر، 115 مصدوم و 17 شهید به جا گذاشت و در شبهای بعد، با شدت بیشتر ادامه یافت. حالا با اعلام سپاه در بامداد یکشنبه، تنگه هرمز دوباره به روی همه بسته است و عصر دوشنبه ترامپ اعمال دوباره محاصره دریایی را اعلام کرد.
از لحظه امضای تفاهم در 28 خرداد تا امروز نیز هر بندی که امکانش را داشت، نقض شد؛ آخرین آنها هم بند 9 که با اعمال تحریم از سوی آمریکا از پا درآمد. کمی قبلتر هم اعلامیه لغو تحریمهای نفتی (مطابق بند 10) که مورد مباهات تیم مذاکرهکننده و وابستگان قرار گرفته بود، چند روزی بیشتر دوام نیاورد و منتفی شد. همان که حین جنگ رمضان اجرا نیز شد و میلیونها بشکه نفت به فروش رسید؛ به عبارتی رفاه اقتصادی و امنیت حقیقی از مسیر اقتدار میدانی به دست میآید، نه تکه کاغذی که حالا بند به بند، پاره پاره شده است.
تنگه هرمز که با هزینه بسیار در جنگ به دست آمد و دشمن با هیچ روشی در میدان موفق به بازکردن آن نشد، علیرغم نقض عهد دشمن آمریکایی در تمام بندهای تفاهمنامه، بدون عوارض باز مانده بود. مجموعه اتفاقاتی که موجب گستاختر شدن ترامپ شد و اعلام پایان تفاهم از سوی او شد تا به حملات خود ادامه دهد؛ به این امید که با خطای محاسباتی دیپلماتهای ایرانی و امید به تفاهم، ایران به تعهد خود پایبند میماند و تنگه را باز نگه میدارد. زیرا از این دست خطاهای محاسباتی در این چهار هفته تفاهم با آمریکا بسیار از سوی تیممذاکرهکننده ایرانی دیده شده.
قالیباف، رئیس مجلس و رئیس تیم مذاکرهکننده، 9 تیرماه اعلام کرد: «نشان دادیم تعلیق تحریم نفتی ایران، وعده سر خرمن نیست و نفت ایران 20 درصد گرانتر فروخته خواهد شد و پولش به حساب واریز میشود». اما یک هفته بعد و در 16 تیرماه بود که آمریکا رسما مجوز لغو تحریم نفت ایران را باطل کرد.
بیش از سه ماه از پیششرط قالیباف برای مذاکره در اسلامآباد، یعنی آزادسازی داراییهای بلوکه شده نیز میگذرد اما هم آن جلسه برگزار شد، هم تفاهم امضا شد؛ اما پولی آزاد نشد. رئیس تیم مذاکرهکننده همچنین اول تیرماه در هواپیما مدعی شد: «آزادسازی پولهای بلوکه شده در سفر سوئیس نهایی شد»؛ فردای آن روز همتی، رئیس بانک مرکزی، صریحا اعلام کرد: «آزادسازی پولهای ما قطعی است». اما عایدی این بند تفاهم، جز تحقیر و استفاده داخلی برای ترامپ در مسئله شایعه فروش گندم و سویای آمریکایی به ایران، یک دلار هم آزاد نشده است.
در همان روزها، مجید شاکری، مشاور قالیباف، با خوشخیالی و خطای واضح محاسباتی، در صفحه شخصی خود نوشته بود: «به امید خدا یادداشت تفاهم درست اجرا خواهد شد و آن وقت «احساس پیروزی در دلها رواج خواهد یافت». به عبارتی او به تحریف کلام امام شهید متوسل شد تا ابزاری بسازد و مسیری که انتهایش به نقض تمام بندهای تفاهم و از دست رفتن دستاوردهای میدانی منجر میشود را منجر به «احساس پیروزی در دلها» تصویر کند.
سعید آجرلو، دیگر مشاور قالیباف نیز در روزهای لغو نمایشی تحریم نفتی ایران، با ذهنیتی انتخاباتزده، گفت: «اگر رفع تحریم کار پایداریچیها بود، تهران را ریسه میبستند؛ مشکل اینجاست که الان به نام رقیبشان ثبت شده است». اما بلافاصله پس از چند روز این وعده سرخرمن آمریکایی هم از بین رفت. او همچنین حدود یک ماه قبل در توجیه متن تفاهم با آمریکا و احتمال بدعهدی آمریکا صراحتا اعلام کرد: «اگر آمریکا 12 میلیارد دلار از پولهای بلوکهشده ایران را آزاد نکند به طوری که در دسترس ایران نباشد، مذاکرات را رها میکنیم»؛ اما بعد از آن مذاکرات با قدرت ادامه یافت تا همین روزهای اخیر پابرجا بود.
مذاکراتی که حالا با توهینهای ترامپ که دوباره ایرانیها را «شرور» و «بیمار» خوانده، و نقض بندهای تفاهم و اعلام اعمال دوباره محاصره دریایی، بیش از پیش مشخص شده چقدر غیرشرافتمندانه، غیرعاقلانه و غیرهوشمندانه بوده است.
تجربه همین چند هفته، بار دیگر یک واقعیت راهبردی را آشکار کرد؛ اقتدار، امنیت و حتی رفاه اقتصادی کشور نه از مسیر امتیازدهی، حسننیت یکطرفه و اتکا به امضای دشمن، بلکه از دل قدرت ملی و حفظ اهرمهای بازدارندگی به دست میآید. جهان امروز در آستانه بازآرایی نظم جدید قرار دارد و در چنین بزنگاهی، سهم کشورها را نه متن توافقها، بلکه وزن قدرتشان تعیین میکند. آنچه آینده ایران را تضمین میکند، تقویت مؤلفههای اقتدار و حفظ دستاوردهای میدانی است، نه دل بستن به کاغذی که با تغییر اراده طرف مقابل، بند به بند بیاعتبار میشود.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید