توافق احتمالی و بیتضمین نئوغربگرایان، خسارتبارتر از برجام
11سال از آغاز توافق برجام میگذرد که بنا بود امضای کری پای آن تضمین رفع تحریمها باشد. از آن زمان تاکنون آمریکا از برجام خارج شده، تعداد تحریمها بیش از دوبرابر شده و تمامی قطعنامههای تحریمی با ماشه بازگشتهاند؛ و به تبع آن، دو مرتبه میز مذاکره بمباران شده، رهبر انقلاب، تقریبا تمامی فرماندهان ارشد، در کنار دانشمندان هستهای و موشکی و هزاران غیرنظامی به شهادت رسیدهاند و زیرساختهای کشور مورد تهاجم قرار گرفته؛ هنوز پیکر رهبری شهید تشییع و انتقامشان گرفته نشده که این بار برخلاف برجام، اصولگرایان جلوتر از اصلاحطلبان به مذاکره نشستهاند و زمزمههای نهایی شدن توافقی بدتر از برجام به گوش میرسد.
عراقچی، معمار برجام و یار قالیباف در مذاکرات جاری، آذر 94 مدعی شد: «امضای کری تضمین است»؛ و روحانی هنگام اعلام توافق وعده داد: «در روز اجرای توافق، همه تحریمهای اقتصادی و مالی و بانکی و حتی موشکی و تسلیحاتی بالمره برداشته میشود». اما زمان گذشت و در انتهای دوره 8ساله دولت تدبیروامید، تورم نقطهبهنقطه از زیر 40% به 55% رسید، تحریمها از 800 مورد به 1500 مورد افزایش یافتند و هزاران واحد تولیدی تعطیل شدند تا میانگین رشد اقتصادی در آن 8سال به حدود 1% سقوط کند.
عدهای پیش از امضای این خسارتنامه، هشدار میدادند اما از سوی غربگرایان به آنها برچسب «تندرو» میخورد؛ همایشی هم با عنوان «دلواپسیم» در اردیبهشت 93 برگزار شد که اعضای آن بابت برجام برای آینده ایران ابراز نگرانی کردند. از جمله فریدون عباسی، دانشمند هستهای، که در جنگ 12روزه به شهادت رسید؛ یا نمایندگان مجلس، روحالله حسینیان و علیاصغر زارعی (با آن اشکها و و فریادهای ماندگار در صحن مجلس) که حالا از دنیا رفتهاند؛ و یا پدر شهید هستهای، احمدی روشن، که نگران بتن ریختن در قلب رآکتور اراک و از دست دادن ۱۰هزار کیلو اورانیوم شده بود. اخیرا با جنگ و پیاده کردن نیرو هم نتوانستند حتی 400 کیلو اورانیوم را از ایران خارج کنند.
در میانشان، نبویان، نماینده کنونی تهران هم بود؛ که از قضا در مذاکرات 21و22 فروردین در اسلامآباد حضور داشت و آن را اینطور توصیف کرد که: «طی یک خطای راهبردی بحث هستهای را مطرح کردیم و چیزی از گرفتن غرامت نگفتیم؛ نتایج مذاکرات مطلوب نبود و اتفاقاً دشمن جریتر شد»؛ آن جلسه مذاکره البته پیششرطهایی داشت: آتشبس در لبنان و آزادسازی داراییهای بلوکهشده که تا امروز و بعد گذشت دوماه هیچکدام محقق نشدهاند؛ و حالا گمانهزنیهایی از متن توافق احتمالی به گوش میرسد که از رسانههای خارجی تا ظهوریان و نبویان، نمایندههای مجلس، متن کامل آن را منتشر کردهاند.
متنی که ناقض اغلب شروط رهبری مندرج در بیانیه شعام و ضد منافع ملت ایران است. تنگه که با ریختهشدن خون شهدا و امامشان بهدستآمده، بناست در برابر رفع محاصرهای باز شود که آمریکا آن را در آتشبس ساخت. اسمی از غرامت و خسارت نیامده و تنها به یک برنامه مبهم برای تامین مالی اشاره شده؛ وعدهها درباره رفع تحریم، برجامی و غیرعملیاند و آمریکا از تحریم در آینده منع نشده؛ ایران تعهد داده علاوه بر غنیسازی و ذخایر، درباره «تمامی دیگر موارد مرتبط با هستهای» گفتگو کند؛ آزادسازی پولها هم منوط به عبارت مبهم «پیشرفت در مذاکرات» است و هیچ مبلغی هم ذکر نشده؛ مهلت رسیدن به توافق نهایی 60روزه با قابلیت تمدید خواهد بود که درب نفسگرفتن را برای آمریکا تا هر وقت که بخواهد باز میگذارد.
هنگام تصویب برجام، مجلس شاید کماثر، اما فعال بود و جلسات کمیسیون بررسی این توافقنامه برگزار میشد. اما حالا از ابتدای جنگ مجلس هم بسته است و از آن عجیبتر، رئیس آن سرتیم هیئت مذاکرهکننده شده؛ شخصیتی از قبیله اصولگرایان که وظیفهای را برای مذاکره با قاتلان رهبری شهید و کودکان میناب به عهده گرفت که بانیان برجام و امثال عراقچی به هیچوجه نمیتوانستند به تنهایی آن را پیش ببرند.
رئیس مجلس در میانه جنگ توییت زد: «رژیم صهیونیستی حیات ننگین خود را در استمرار چرخه “جنگ-مذاکره-آتشبس و سپس دوباره جنگ” میبیند، تا سلطه خود را تثبیت کند؛ این چرخه را خواهیم شکست». اما حالا دوباره آتشبس شده و طبق تفاهم احتمالی و با باز شدن تنگه هرمز، مشکلات اقتصادی و سیاسی ترامپ حل میشود و در فرصت ایجاد شده سامانههای نظامی آمریکا و اسرائیل بازسازی میشوند؛ و این دقیقا تکرار همان چرخه است.
منتقدین معتقدند برخی مشاورین رئیس مجلس عامل ایجاد خطای محاسباتی در او بودهاند؛ برای مثال مهدی محمدی که سال 94 مدعی شد: «برجام توافقی متوازن است» و یک ماه بعد ظریف، وزیر وقت خارجه، همین کلمات را تکرار کرد و گفت: «متن نهایی متوازن است».
حالا ترامپ فردای شبی که مدعی بود: «با ایران به توافق رسیدیم»، در توهینی آشکار به مسئولین ایرانی نوشته: «شرایطی که ایران درباره توافق فاش کرده، هیچ ارتباطی با شرایطی که به صورت کتبی توافق شده بود، ندارد… افراد بسیار بیشرفی برای معامله هستند»؛ از آن عجیبتر بلافاصله توییت عراقچی بود که به جای پاسخ تند، از ترامپ رفع نگرانی کرد و نوشت: «عراقچی: تفاهمنامه اسلامآباد هیچگاه تا این حد به نهایی شدن نزدیک نبوده است؛ تا زمان تکمیل و نهایی شدن آن، رسانهها باید از گمانهزنی درباره محتوای آن خودداری کنند»؛ این دیگر خطای محاسباتی نیست، همآغوشی با قاتل رهبر انقلاب است.
سردمداران امروز آمریکا، گستاختر و قرون وسطاییتر از بدعهدان سال 2015 هستند؛ متن توافق هم خسارتبار تر از برجام با مکانیزم ماشه و انواع کلاهبرداریهایش است؛ همان طور که امضای کری تضمین نبود، قطعا امضای ونس نیز تضمین نخواهد بود. توافقی که شروط رهبری مندرج در بیانیه شعام را تامین نکند، خیانت و از نظر مردم مبعوث، مردود است.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید