امروز: 1405/04/25 ساعت : 03:13

انقلاب اسلامی ایران جریانی جهانی در مسیر اعتلای تمدن اسلامی

انقلاب اسلامی جریانی مداوم و ناایستا است و به حق نامگذاری مراحل پیشرفت آن به گام از جانب رهبر شهیدمان عملی به جا و ماندنی بود. اما ترامپ و اعوانش گمان می کردند همچنان جریانی هم هست که در بستر غربگرایی و آمریکاپرستی، مخالفت خود را با اصالت جریان انقلاب به هر گونه ای ازجمله استقبال از شکست در قالب مذاکره نشان خواهدداد و در مسیر اجرایی کردن ذهنیات مخرب خود هم مدام و هر زمان به گونه ای در تلاش خواهد بود و آغوش خود را برای آتش بس موقت و دائم در چارچوب خواسته های دشمن هویت و موجودیت انقلاب اسلامی و ایران خواهد گشود، و حتی چنان از حد وقاحت هم خواهد گذشت که از بر زبان راندن این هنجار فرورفته در ناهنجاری صرف ابایی هم نخواهدداشت.
اصولاً تدقیق در آراء و دیدگاههای مطرح شده هیئت آمریکایی که با ادعای مزورانه پذیرش طرح ده ماده ای ایران وارد اسلام آباد شد و هیئت ایرانی را هم به پیشرفت مذاکرات امیدوار، البته در بستری آمیخته به تردید و بدگمانی همیشگی نمود؛ همچون ارائه آمال آمریکاییها در چشم پوشی ایران از قدرتش در تنگه هرمز و بازگشت به موضوع هسته ای، که هردو به واقع آرایۀ بازگشت از پشت خیمۀ فتح برای جبهه ایران و احتمالاً بهانه ای برای اعلام گریز از شکست یا تجهیز و اقدام به تجاوز مجدد برای جبهۀ دیگر بوده است همچنان که در جنگ دوازده روزه رخ داد، و البته نمود آن را در موضع گیریهای ونس و ویتکاف هم دیدیم، این اندیشۀ ناخواسته را به ذهن متبادر می کند که جریان در مذاکرات پیشین چنان بوده که مدعیان نمایندگی جریان انقلاب اسلامی ایران چشم خود را بر برخی موارد اصولی و ضروری بسته بوده اند، یا خواسته بوده اند که با گذر از برخی حقوق اساسی ایران به عنوان کشور مورد تجاوز قرارگرفته، شرّ این دشمن مدعی قدرت برتر دنیا در همه زمینه ها و البته آگاه از فرورفتن در باتلاق نابودی، و از این رو چنگ زننده به هر خس و خاشاک برای حفظ خود در همان جایگاه ادعایی را از سر این سرزمین و مردمش کوتاه کنند؛ غافل از این واقعیت که پیشتر هم البته در چارچوبهای حقوقی و نظامی و سیاسی متفاوت در فاصله های زمانی چنین کرده اند، و دیده اند و دیده ایم که همین طرف مقابل به هیچ معیار و هنجار حتی مورد ادعای خود هم پایبند نیست، و به راحتی از هرچه که شعارش را می داده گذرکرده و همان را زیر پا لگد کرده است؛ اتفاقی که عزم راسخ هیئت مذاکره کننده این دور در نیل به اهداف تبیینی، از آن به واقع جلوگیری کرد.
اما اکنون چه باید کرد؟ اکنون که آمریکای مدعی ابرقدرتی در این جبهه مقابله با انقلاب اسلامی شکست را چشید و به اراده ایران در تنگه هرمز، البته با ادعاهایی هجو که از جانب پادشاه عاری از خرد و صرفاً مدعی پادشاهی چندان هم دور از ذهن نمی نماید، تن داد و به واقع در مقابل ایران قدرتمند در سایه رهبری مقتدر و صاحب عزم، نیروهای نظامی توانمند و جامعه آرمانگرا و گوش به فرمان رهبری در مسیر نیل به آن آرمان از اهدافش واماند.
در چنین موقعیتی ایران به واقع از بخش عمده گردنه مسیر اقتدار کلان جهانی، گذرکرده و اکنون با پایه گذاری مسیر تکمیل اقتدار سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، وجهه جدید خود در جهان را باید به منصه ظهور برساند و با اقدام جدی در مسیر آرمانهای بنیادین انقلاب اسلامی همچون هدم حکومت صهیونی، در خط سیر عمل به فرموده رهبری شهید، مسیر اعتلای تمدن اسلامی بر بنیان آموزه های کلان این دین مبین، ایفای نقش خود را به اجراگذارد و به جایگاه شایسته جهانی خود برسد. پس حکومت اسلامی ایران باید در مسیر ایفای نقش موثر جهانی خود با اقتدار گام بردارد.

رضا قسیمی

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم