نگاهی بر مقاله فارین پالیسی در خصوص شرایط ایران بعد از شروع جنگ
گمانهزنیها و محاسبات غلط دشمن از وضعیت داخلی ایران باعث شده بود تا تصویری که استراتژیستها و رئیس جمهور ایالات متحده از جنگ با ایران و سهولت پیروزی در آن ساخته بودند به یک توهم بدل شود. حمایت و پشتیبانی از اغتشاشات 18 و 19 دی و چشم امید بستن به امتداد این آشوبگری در میانه جنگ اولین محاسبه اشتباهی بود که آمریکاییها به آن دل بسته بودند اما وضعیت خیابانها به نحو دیگری پیش رفت. ترور رهبر انقلاب در روز اول جنگ و ایجاد خلاء رهبری نیز دومین اشتباهی بود که دولت متجاوز آمریکا به همراهی رژیم صهیونیستی انجام داد. گمان اینکه با انجام این ترور به صورت زودهنگام میتوانند نظام سیاسی ایران را به تزلزل بکشند نه تنها نتیجه نداد بلکه امنیت یک منطقه را متزلزل کرد و پایههای اقتصاد جهانی را لرزاند.
این مقاله نیز ابتدا سعی میکند با مانور بر روی این موضوع به شکست محاسباتی آمریکاییها در این جنگ اشاره کند. در قسمت اول این مقاله آمده است: «بسیاری از سیاستگذاران در واشنگتن به نظر میرسد بر این باورند که ایران در طول جنگ فاقد رهبری روشن بوده است. پیشقراول این دیدگاه دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده است که استدلال میکند در ایران کسی نیست که ایالات متحده بتواند با او برای یک توافق صلح مذاکره کند. پس از حملهای که منجر به شهادت رهبر معظم شد، او حتی پیشنهاد کرد که باید در انتخاب رهبر بعدی ایران کمک کند. نگاه دولت ایالات متحده این است که ایران تقسیمشده، بیثبات و بدون جهت است. وقایع اخیر در تهران داستان متفاوتی را روایت میکند. سیستم سیاسی ایران در طول جنگ و آتشبس پس از آن تغییرات زیادی کرده است، اما غیرقابل انکار است که این سیستم انسجام خود را حفظ کرده است. در واقع، این سیستم متحدتر شده است.»
نویسنده این مقاله که مشخصا از وضعیت میادین و خیابانها و تداوم حضور مردم در آن به وجد آمده سعی کرده تا بررسی دقیقتری بر روی ریشههای احساسی اعتقادی مردم ایران داشته باشد و از ریشههای ملی و اعتقادی این تجمعات بنویسد و از نقش پررنگ زنان تمجید کند و نگاه اشتباه بیرونی به زنان ایران را با انتقاد مواجه کند. وی که این تجمعات را بر هم زننده پیشبینی طرف آمریکایی میداند سعی میکند آن را به شبکه سازی ذیل حاکمیت مرتبط کند اما این نگاه ناقص وی حاصل عدم ازاطلاع از عقبه مردمی نظام سیاسی ایران است و نگاه خود را محدود به سالیان اخیر کرده است. در بخشی از این مقاله در این باره آمده است: «اکنون خیابانهای تهران شب و روز با این تظاهرات شلوغ است. در کنار اعضای شبهنظامی بسیج و سپاه پاسداران، بسیاری از غیرنظامیان، از جمله بسیاری از جوانان، نیز حضور دارند. یکی از دلایل بزرگ این تغییر، نفوذ روزافزون مداحان است؛ اجراکنندگان مذهبی که در ملاء عام مداحی میکنند. در ۲۰ سال گذشته، نقش آنها فراتر از صرفاً هدایت مراسمهای مذهبی گسترش یافته است. اکنون، آنها به شکلدهی روایتها، ایجاد پیوندهای عاطفی و درگیر نگه داشتن مردم در طول بحرانها، هم در داخل ایران و هم در خارج از کشور، کمک میکنند. زنان بهویژه مشهود و فعال هستند. وقتی مهدی رسولی، مداح مذهبی، فریاد میزند: «تو رستمی»، با اشاره به قهرمان حماسی ایرانی، زنان اغلب پاسخ کوبنده را رهبری میکنند: «بزن که خوب میزنی». این لحظات، ناسیونالیسم، انرژی زمان جنگ و احساسات مذهبی را با هم میآمیزند و بیصدا این ایده را که زنان در ایران همیشه به حاشیه رانده میشوند، به چالش میکشند. این حضور عمومی مستمر که نزدیک به دو ماه ادامه داشته است، نه خودجوش است و نه صرفاً اجباری. این نشاندهنده یک سیستم هماهنگ است که توسط شبکههای همپوشان هدایت میشود. رهبران روحانی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و بازیگران رسانهای از طریق اتحادهای غیررسمی که در طول سالها شکل گرفتهاند، فعالیت میکنند. اگرچه ظواهر بیرونی حاکی از تداوم است، اما مکانیسمهای اساسی قدرت تغییر کرده است. اکنون اقتدار از طریق این شبکههای مرتبط جریان مییابد و هماهنگی و اجماع سریعتر را ممکن میسازد. آنچه پیش از این به عنوان یک لایه پنهان نفوذ عمل میکرد، بازسازماندهی و فعال شده است. برخی افراد این را «دولت پنهان» مینامند، اما این برچسب واقعاً مناسب نیست. به جای یک مرجع پنهان، سیستمی متشکل از سپاه پاسداران، گروههای روحانی، شبکههای مداحان، رسانهها و چهرههای سیاسی وجود دارد.»
نویسنده این مقاله چالش اصلی دولت ترامپ را شناسایی تصمیمگیرندگان در تهران نمیداند، بلکه مشکل اصلی را مقابله با سیستمی میداند که حتی تحت فشار نیز حاضر به تسلیم شدن نیست. از نگاه وی همان شبکههایی که در طول جنگ امور را منسجم نگه داشتند، اکنون به ایران کمک میکنند تا بر موضع سخت خود در مذاکرات پافشاری کند و به جای سازش، بر پایداری تمرکز نماید. اینجاست که سیاستگذاران آمریکایی اغلب در مورد ایران دچار سوءتفاهم میشوند. این ادعا از سوی آمریکا که ایران رهبری ندارد، بیشتر از آنکه بیانگر واقعیتهای تهران باشد، نشاندهنده آرزوهای واشینگتن است.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید